سرویس فرهنگ و هنر مشرق - «بدنام» بار دیگر ثابت کرد که میتوان سالها در فضای نمایش خانگی جولان داد، فرمول «عشق ممنوع به علاوه فساد قدرت و ریاکاری مذهبی» را بارها و بارها آب کرد و هنوز هم مخاطب را با همان فرمول های کلیشهای هزاربار آزموده شده، سرگرم کرد.
این سریال نه داستان تازهای دارد، نه شخصیت عمیقی، نه جسارتی واقعی. این فقط یک بازتولید خستهکننده از همان عناصری است که قبلاً در «آقازاده»، «گناه فرشته» و بقیهی آثار مولفان امتحان شده است. احسان سجادی حسینی هم در مقام کارگردان، چیزی جز مجریِ وفادارِ این فرمولِ کهنه نیست. یک محصول تجاری که با بازیگران نامآشنا، لوکیشنهای لاکچری و دیالوگهای کنایی، سعی دارد خود را مهم جلوه دهد، اما در باطن، یک ملودرام سطحی، پر از کلیشه و تهی از صداقت نیست.
قصه از یک مثلث عشقی ممنوعه آغاز میشود: یلدا، دختری از طبقهی پایین، وارد زندگی مردی ثروتمند و بانفوذ به نام عماد میشود و همزمان با حلقهی قدرت حاج ابراهیم (حسن پورشیرازی) گره میخورد. عشقی که به قول خودشان «حرام» است، انتقام، جاهطلبی و ریاکاری مذهبی. همه چیز آشناست. …













