روز ملی شعر و ادب فارسی (۲۷ شهریور) فرصتی بود برای بازاندیشی در این پرسش. ادبیات کلاسیک در مسیر آموزش رسمی و غیر رسمی به کودکان معرفی میشود؛ ممکن است کودک از سالهای پیش از دبستان نام مولوی را بشنود و بیتی از مثنوی را به خاطر بسپارد و بعدها با شاهنامه و آثار سعدی آشنا شود. اما معرفی یک اثر، بهمعنای شکلگیری رابطه با آن نیست. پرسش اصلی این است که کودک چگونه با این میراث مواجه میشود.
کودکی که بیتی از شاهنامه میخواند، ممکن است بپرسد: چرا باید این را بخوانم؟ فردوسی که هزار سال پیش زندگی میکرده، چه چیزی برای من دارد؟ یا سعدی و مولوی چه ربطی به زندگی من دارند؟
پاسخ را نمیتوان فقط به این جمله فروکاست که «این آثار میراث ملی ما هستند.» مفهوم میراث باید از خلال تجربه زیسته برای کودک معنا شود. او باید بهتدریج دریابد که پیش از او انسانهایی در این سرزمین زیستهاند، دوست داشتهاند، ترسیدهاند و درباره زندگی، دوستی، دشمنی و خرد اندیشیدهاند و بخشی از تجربه جمعی خود را در شعر و داستان به نسلهای پس از خود سپردهاند.
مثلاً وقتی کودک با این بیت فردوسی روبرو میشود:
خرد رهنمای و خرد دلگشای …

![[وجیهه تیموری] سهم کودکان از ادبیات کهن و ملی](/news/u/2026-09-19/ettelaat-6kuc9.jpg)










