علی نعیمی . انتشار عمومی «بیداد»، تازهترین ساخته سهیل بیرقی، بار دیگر بحثی قدیمی اما همچنان حلنشده را به مرکز توجه آورد: «سینمای زیرزمینی» در ایران چیست و چرا هر چند سال یکبار، فیلمی از خارج از ساختار رسمی تولید و اکران سر برمیآورد، راه خود را به جشنوارههای جهانی و فضای عمومی باز میکند و نشان میدهد که سینما را نمیتوان صرفاً با مجوز ساخت و نمایش تعریف کرد؟
«بیداد» از این منظر فقط یک فیلم نیست؛یک نشانه است. فیلمی که بدون دریافت پروانه ساخت تولید شد، در جشنواره کارلوویواری به نمایش درآمد و جایزه هیأت داوران این جشنواره را به دست آورد و حالا، در اقدامی کمسابقه، توسط خود سهیل بیرقی در یوتیوب منتشر شده است.
اما اهمیت ماجرا فقط در حاشیههای یک فیلم یا حتی در محتوای «بیداد» نیست. اتفاق مهمتر این است که «بیداد» ادامه مسیری است که سینمای ایران سالهاست طی میکند؛ مسیری که در آن هرچه راه رسمی دشوارتر شده، بخشی از فیلمسازان به مسیرهای غیررسمی، مستقل و زیرزمینی روی آوردهاند.
زیرزمین،یک انتخاب یایک اجبار؟
اصطلاح سینمای زیرزمینی شاید در نگاه اول یادآور فیلمهایی باشد که با دوربینهای کوچک و گروههای محدود ساخته میشوند و اساساً قصد ورود به چرخه رسمی سینما را ندارند. اما در ایران، مفهوم زیرزمینی کمی پیچیدهتر است. بسیاری از فیلمسازانی که وارد این مسیر شدهاند، اساساً از ساختار حرفهای سینما آمدهاند و اتفاقاً امکانات، تجربه و سابقه حضور در سینمای رسمی را داشتهاند. آنچه آنها را به زیرزمین میفرستد، الزاماً فقدان امکان تولید نیست؛ فقدان امکان تولید مطابق نگاه خودشان است.
نمونه روشن این وضعیت، بهمن قبادی است. او در اواخر دهه ۱۳۸۰ «کسی از گربههای ایرانی خبر ندارد» را در شرایطی ساخت که دریافت مجوز برای موضوع و شخصیتهای فیلم عملا امکانپذیر نبود. فیلم درباره موسیقی زیرزمینی و جوانانی بود که برای فعالیت هنری با محدودیتهای رسمی مواجه بودند و خود فیلم نیز به همان شیوهای ساخته شد که روایت میکرد: خارج از ساختار رسمی. منابع مختلف نیز این اثر را فیلمی بدون مجوز و زیرزمینی معرفی کردهاند. …













