به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، پیمان جبلی در شرایطی ریاست سازمان صداوسیما را بر عهده گرفت که مسئله «تحول» در رسانه ملی به یکی از مهمترین مطالبات مطرحشده درباره این سازمان تبدیل شده بود. ایدهای که قرار بود صرفاً تغییر چند برنامه یا شبکه نباشد، بلکه به بازنگری در شیوه سیاستگذاری، تولید محتوا، ارتباط با مخاطب و مواجهه رسانه ملی با تحولات جدید منجر شود.
در همین مسیر، سند تحول سازمان صداوسیما در ۱۲ بند به تصویب رسید؛ سندی که میتوان آن را یکی از مهمترین نقاط قابل ارجاع برای بررسی کارنامه دوره مدیریت جبلی دانست. به همین دلیل، اکنون که بحث درباره ادامه فعالیت رئیس سازمان مطرح است، پرسش اصلی تنها این نیست که «چه کسی رئیس صداوسیما خواهد بود»، بلکه این است که تحول وعده دادهشده تا چه اندازه محقق شده و در صورت ادامه مدیریت فعلی، مسیر تحول چگونه باید ادامه پیدا کند؟
البته پنج سال گذشته، دورهای عادی برای رسانه ملی نبوده است. تحولات سیاسی بزرگ، حوادث اجتماعی، تغییرات سریع در فضای رسانهای و رشد روزافزون رسانههای اجتماعی و پلتفرمهای جدید، سازمان صداوسیما را با چالشهایی مواجه کرده که نمیتوان آنها را به سادگی از ارزیابی عملکرد مدیریت آن جدا کرد.
با این حال، پذیرش دشواری شرایط به معنای کنار گذاشتن مطالبه تحول نیست. اتفاقاً اگر قرار باشد پیمان جبلی برای ادامه مسیر در سازمان باقی بماند، شاید مهمترین ضرورت، بازتعریف شیوه اجرای تحول و تغییر در برخی رویکردهای مدیریتی و رسانهای باشد.
آنچه از فضای موجود درباره آینده مدیریت سازمان شنیده میشود، حاکی از آن است که دستکم در مقطع فعلی، ابقای جبلی محتملترین گزینه است. در چنین شرایطی، شاید مسئله اصلی نه تغییر مدیر، بلکه ایجاد یک «شوک تحولی» در شیوه مدیریت سازمان باشد؛ تغییری که بتواند فاصله میان اهداف سند تحول و واقعیت رسانه ملی را کاهش دهد.
یکی از نقاطی که میتواند در این مسیر تعیینکننده باشد، گسترش دایره مشورت و پذیرش نقدهای کارشناسی و دلسوزانه است. رسانهای با ابعاد و مأموریت صداوسیما، نمیتواند صرفاً از دریچه درون سازمان به تحولات رسانهای نگاه کند. تغییر ذائقه مخاطب، رشد رسانههای رقیب، ظهور نسلهای جدید مصرفکننده محتوا و تغییر شیوه شکلگیری افکار عمومی، نیازمند نگاههایی متنوعتر و حتی گاهی منتقدانهتر است. …












