جوان آنلاین: در اواخر تابستان سال ۱۳۵۴ و به گونهای غیرمنتظره، حبس شهید آیتالله العظمی سید علی خامنهای در کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک به پایان رسید و وی پس از یکی، دو جلسه صحنهسازی سربازجو و نیز بازجوی خویش، آزاد شد و به شهر مشهد بازگشت. این رویداد، اما با وقایعی دیگر در خارج از زندان نیز همزمان بود که شاخصترین آن اعلام تغییر ایدئولوژی سازمان موسوم به مجاهدین خلق قلمداد میشد. در مقال پیآمده، این فصل از حیات سیاسی- مبارزاتی قائد شهید انقلاب اسلامی، بر اساس روایات آن بزرگ مورد بازخوانی قرار گرفته است. امید آنکه تاریخپژوهانوعموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
کسی احتمال نمیداد که اسلام بتواند در عرصه اجتماعی ظاهر شود
اولین فراز از خاطرات رهبر شهید انقلاب اسلامی در این مقال، نشان میدهد، مبارزان مسلمان حتی در سالیان منتهی به انقلاب اسلامی نیز گمان به تحقق این حرکت عظیم نمیبردند و با جلوهگری مکاتبی که در آن دوره به جامعه و جوانان امیدهای واهی میدادند، زمینه را برای حاکمیت اسلام در کشور مهیا نمیدیدند. توصیفات آیتالله خامنهای در اینباره، بس گویا و روشنگر مینماید:
«برمیگردم به موضوع زندان و یادآور میشوم که جو زندان، مملو از انواع ارعاب جسمی و روحی بود. مقامات زندان در نهایت بیرحمی و خشونت، به سرکوب و شکنجه زندانیان مسلمان میپرداختند. با این همه در این زندان متوجه پدیده شگفتآوری شدم و آن، «عزت اسلام» بود، یعنی باوجود آنکه پیروان اسلام مستضعف بودند و دشمنان اسلام نیرومند به شمار میآمدند، این عزت به چشم میخورد. رنج و گرفتاری در سالهای آخرین بازداشت من به اوج خود رسید تا جایی که حتی دیگر کسی احتمال نمیداد اسلام در عرصه اجتماعی بتواند ظاهر شود. ما با قرائت بشارتهای قرآنی، شکیبایی میورزیدیم و در نماز مکرراً سوره کوثر را میخواندیم و به خود تلقین میکردیم که کوثر باید به برپایی حکومت اسلامی منجر شود، اما همه محاسبات مادی، حاکی از عدم امکان بازگشت اسلام بود....»
بازجویان در برابر من، احساس کوچکی و ناتوانی میکردند …













