حسام الدین آشنا
آرمان امروز : «ایران هرچه قویتر»؛ از روایت قدرت تا قدرت روایتکلید این نظام معنایی در همان تعبیر محوری پیام است: «ایران هرچه قویتر». پیام مشکلات کشور را انکار نمیکند؛ تورم، بیکاری، قیمتها، سرمایهگذاری و تولید صریحاً ذکر میشوند. اما میان «داشتن ضعف» و «تعریفشدن با ضعف» فاصله میگذارد. در کنار مشکلات، بر انسجام مردم، عملکرد دولت، ظرفیت تولید داخلی و توان نخبگان و فناوران تأکید میشود.جمله کلیدی پیام این است که ضعف و کمبود باید موضوع برنامهریزی و حل مسئله باشند، نه موضوع برجستهسازی؛ در مقابل، قوت باید روایت شود. پس منطق پیام روشن است: ضعف را باید حل کرد؛ قوت را باید روایت کرد.در پیام، دشمن فقط عامل جنگ، تحریم و فشار نیست؛ میکوشد این تصور را نیز القا کند که راه پیشرفت ایران از تبعیت از او میگذرد.
بنابراین، میدان تقابل فقط مادی نیست؛ ادراک جامعه از خود و آیندهاش نیز بخشی از آن است.
از این منظر، روایت قوت صرفاً یک فعالیت رسانهای نیست. اگر جامعه تواناییهای خود را نبیند، بخشی از ظرفیت واقعی آن نیز بالفعل نمیشود. اینجاست که «روایت قدرت» خود به بخشی از «قدرت» تبدیل میشود.
پیام سپس از رابطه «ما و دشمن» به رابطه اجزای «ما» با یکدیگر میرسد. مفهوم مرکزی در این انتقال، انسجام اجتماعی است. تعبیر «پیوست انسجام اجتماعی» اهمیت ویژه دارد، زیرا انسجام را از یک توصیه اخلاقی به یک معیار سیاستگذاری تبدیل میکند. هر تصمیم مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی یا امنیتی باید با این پرسش همراه شود: این تصمیم با انسجام جامعه چه میکند؟
از همین منظر، مخالفت پیام با دوگانههایی مانند «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی» و «سازش یا جنگطلبی» قابل فهم است. مسئله فقط واژهها نیستند؛ مسئله صورتبندیهایی است که میتوانند جامعه را به دو قطب فروبکاهند و ظرفیت همکاری جمعی را کاهش دهند.
پیام فرهنگ و تعلیموتربیت را «فراراهبردی» میداند؛ یعنی سایر راهبردها نیز باید با ملاحظه فرهنگی تنظیم شوند.
این نگاه با منطق کلی پیام سازگار است. اگر قدرت ملی فقط به منابع مادی وابسته نباشد و به ادراک، انگیزه و انسجام نیز متکی باشد، فرهنگ دیگر یک بخش در کنار اقتصاد و سیاست نیست؛ یکی از زیرساختهای قدرت است.
در این چارچوب:
• تولید و فناوری، ظرفیت قدرت را افزایش میدهند؛ …











