حسین کریمی
این همان مسیری است که بخشهایی از اقتصاد ایران طی سالهای گذشته در آن گرفتار شدهاند؛ مسیری که در نهایت به تضعیف زنجیره ارزش، کاهش قدرت رقابت تولیدکنندگان و از دست رفتن فرصتهای اشتغال و سرمایهگذاری منجر میشود.خامفروشی در ظاهر میتواند درآمد ارزی ایجاد کند، اما مسئله اصلی آن است که بخش بزرگی از ارزش اقتصادی محصول در مراحل بعدی تولید شکل میگیرد. وقتی نفت، مواد معدنی، محصولات کشاورزی یا مواد اولیه صنعتی بدون فرآوری کافی صادر میشوند، کشور تولیدکننده از بخش محدودی از ارزش نهایی بهرهمند میشود و کشورهای دیگر با فرآوری، برندینگ و توسعه صنایع پاییندستی، سود بیشتری به دست میآورند.مشکل فقط در تصمیم یک بنگاه یا صادرکننده نیست؛ سیاستگذاری نادرست میتواند انگیزه سرمایهگذاری در زنجیره ارزش را از بین ببرد. نوسان مقررات، قیمتگذاری دستوری، محدودیتهای صادراتی، دشواری تأمین مالی، بیثباتی ارزی و نبود مشوقهای هدفمند، سرمایهگذار را به سمت فعالیتهای کوتاهمدت و کمریسک سوق میدهد.توسعه واقعی زمانی اتفاق میافتد که منابع طبیعی به محصولات با ارزش افزوده بالاتر تبدیل شوند. ایجاد صنایع پاییندستی، توسعه فناوری، حمایت از شرکتهای دانشبنیان، تکمیل زنجیره تولید و فراهم کردن امکان صادرات محصولات نهایی باید در مرکز سیاست صنعتی کشور قرار گیرد.ایران نباید صرفاً به این افتخار کند که منابع فراوان دارد؛ مهمتر آن است که با این منابع چه میزان ثروت پایدار ایجاد میکند. اگر سیاستها همچنان تولید و فرآوری را پرهزینه و خامفروشی را آسانتر کنند، زنجیره ارزش به تدریج فرسوده خواهد شد. عبور از این وضعیت نیازمند تغییر نگاه از «فروش منابع» به «ساخت ثروت» است. …













