۱۴ میلیون ناترازی؛ ۲۰ میلیون قاچاق! معمایی که بوی بنزین و رانت میدهدقاچاق بنزین
بحران بنزین تنها گریبان دولت را نگرفته، بلکه در اصل سایه سنگین آن بر زندگی مردم افتاده است. افزایش قیمت و کاهش سهمیه تنها نوک کوه یخ است؛ پشت این تصمیمها، معمای حلنشده ۲۰ میلیون لیتر قاچاق قرار دارد. معمایی که اگر به پاسخ برسد، نهتنها بحران بنزین تمام میشود، بلکه حتی میتواند به منبع درآمد هم تبدیل شود؛ البته اگر بخواهند.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، دولت از ناترازی روزانه ۱۴ تا ۱۵ میلیون لیتر بنزین میگوید و همزمان از قاچاق حدود ۲۰ میلیون لیتر سوخت در روز خبر داده میشود.
روی کاغذ، ماجرا عجیب است؛ ۲۰ میلیون لیتر قاچاق در برابر ۱۴ تا ۱۵ میلیون لیتر ناترازی. یعنی اگر تنها بتوان قاچاق را مهار کرد، نهتنها کسری جبران میشود، بلکه حدود ۵ تا ۶ میلیون لیتر سوخت نیز باقی میماند؛ سوختی که میتواند صادر یا در صورت محدودیت صادرات، ذخیره شود.اول قاچاق، بعد گرانی؟
اینجاست که ماجرای بنزین از یک مسئله اقتصادی به یک پرسش جدی درباره کیفیت حکمرانی تبدیل میشود. چرا مردم باید هزینه ناترازی را با کاهش سهمیه و افزایش قیمت بپردازند، اما درباره خروج روزانه میلیونها لیتر سوخت، پاسخ روشن و قانعکنندهای ارائه نشود؟
مسئله فقط عدد ۲۰ میلیون لیتر نیست؛ موضوع این است که چنین حجمی چگونه از شبکه توزیع خارج میشود؟ چه کسانی در این زنجیره قرار دارند؟ مسیرهای خروج کجاست؟ چه دستگاههایی مسئول کنترل آن هستند و چرا با وجود اطلاعرسانی رسمی، هنوز این جریان متوقف نشده است؟معمایی که باید حل شود
این شرایط پرسشها و ابهامهای زیادی ایجاد میکند؛ آیا منافع گروهی قدرتمند در میان است؟ آیا گروهها یا شبکههایی از ادامه این وضعیت سود میبرند؟ آیا ناترازی، کسری، کاهش سهمیه و افزایش قیمت، ناخواسته یا آگاهانه، هزینه یک ناکارآمدی بزرگتر را به مردم منتقل میکند؟
طبیعی است که بدون سند نمیتوان انگشت اتهام را به سوی فرد یا مجموعهای گرفت؛ اما ابهام در چنین مقیاسی خود یک مسئله است. وقتی از قاچاق روزانه ۲۰ میلیون لیتر سخن گفته میشود، سکوت و پاسخهای کلی دیگر کافی نیست؛ چراکه این حجم از قاچاق باید فاجعهای ملی تلقی شود.پزشکیان باید شفافتر بگوید …












