مسلم سلیمانی فعال مدنی
تفکیک کارکردی میان «حوزه علمیه» بهعنوان کانون تولید دانش، و «نهاد روحانیت» بهمثابه مجری رسالتهای تبلیغی و اجتماعی، نقطه آغازی بنیادین برای آسیبشناسی وضع موجود و تدوین نقشه راه تحول است. چنانکه در پیام آیت الله سید مجتبی خامنهای (رهبر انقلاب) به درستی به این مرزبندی ساختاری اشاره شده است: «فعل نهاد حوزهی علمیه، صرفاً تعلیم، تعلم علوم دینی و مقدمات آن و تحقیق در این دایره است…
اما فعل نهاد روحانیت، تبلیغ دین است قولاً و فعلاً بانحائها». این تمایز دقیق، ضرورت بازتعریف وظایف و مواجهه جدی با بحرانهای هویتی و اجتماعی معاصر را بیش از پیش نمایان میسازد.
۱. آسیبشناسی گسست اجتماعی؛ پیامد غفلت از گوهر دین فاصلهگیری تدریجی بخشی از جامعه از باورهای دینی، بیش از آنکه ناشی از شبهات انتزاعی باشد، ریشه در رفتارهای اشتباه، ورود به عرصههای غیرتخصصی و غفلت از وظیفه اصلی دارد. تقلیل دین به ابزارهای بروکراتیک و اداریسازی مناسک ، مشابه ساختارهای کلیسایی قرون وسطی و دیوانسالاری متصلب واتیکانی و کارکرد اصیل هدایتگری را فرسوده میسازد. پیام مذکور بهدرستی یادآور میشود که در وضع کنونی، ساختار تعینی سنتی جای خود را به آشفتگی داده است: «در روحانیت حتی آن وضع تعینی هم به شکل قاعدهمند و جامع، وجود ندارد. علت این امر شاید بهطور قابلتوجهی به موازیکاریها و پراکندگیهای مختلف و عدم وجود یک برنامهی جامع و… بر می گردد». مأموریت بنیادین روحانیت «تربیت اخلاقی»، «تعالی معنوی انسانها» و «تزکیه نفس» است؛ امری که با بخشنامههای اداری محقق نمیشود، بلکه نیازمند بازگشت به پیوند قلبی با آحاد مردم و الگوسازی عملی فضایل اخلاقی است. …













