فرهنگی
به گزارش خبرگزاری تسنیم، آنچه در سخنان مارکو روبیو علیه ایران خودنمایی میکند، صرفاً موضعگیری یک سیاستمدار در برابر یک کشور نیست؛ با صورت سیاسیشده یک غرور تاریخی مواجهیم که قرنهاست خود را نه یکی از روایتهای تمدن بشری، بلکه معیار نهایی سنجش همه تمدنها میپندارد. مسئله از جایی آغاز میشود که غرب، تجربه تاریخی خاص خود را به قانونی جهانشمول تبدیل میکند و سپس، هر جامعهای را که در این قانون ازپیشنوشتهشده نگنجد، نه صاحب تاریخی مستقل، بلکه مسئلهای برای اصلاح، موضوعی برای مهار و گاه هدفی برای مداخله میبیند. این همان استبداد اندیشه است؛ استبدادی که دیگر برای سلطه به شمشیر و توپخانه اکتفا نمیکند، بلکه پیش از ورود به سرزمینها، حق سخنگفتن را از صاحبان آن سرزمین میگیرد و پیشاپیش تعیین میکند که چه کسی متمدن است، چه کسی آزادی را میفهمد و چه کسی باید آزادی را از دست دیگری بیاموزد. غرور زبانی غرب دقیقاً در همینجاست: در این فرض خاموش اما بنیادین که زبان او زبان عقل، تاریخ او تاریخ پیشرفت و اراده سیاسی او ارادهای است که میتواند به جای تمام جهان تصمیم بگیرد. …













