تدوین: محمدحسین دانایی
دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۳۸
دیروز مادر سیمین مرد، در بیمارستان چهرازی. پس از سیزده سال بیماری روحی کشیدن. از دو روز پیش حالش خوب نبود و سیمین یک پایش خانه بود، دیگری بیمارستان، تا عاقبت کارش گذشت و تمام وقت دیروزمان صرف این کار شد. و درست همان وقتی که نماز مغرب را اذان میگفتند، جنازه دفن شد. در حضرت عبدالعظیم در مقبرة فامیلی خودشان، مقبرة شیرازیها در باغ طوطی. چه دوندگیها و غیره بماند. جواد [آلاحمد] و خواهرم مرضیه هم آمدند و کمکهاشان چقدر به درد خورد. اینها هیچکدامشان از اینجور کارهای آخرت سررشته ندارند. امروز صبح هم تا ظهر بیاوبرو بوده است و عصر هم خواهد بود. معلوم نیست پس ختم را برای کی و که میگذارند؟ که پنجشنبه است صبح در مسجد مجد، مردانه و عصر منزل مرتضی حکمت،۱ زنانه. و باز یخة جواد را خواهم گرفت. بچههاش که نیستند.
پنجشنبه ۲۱ مرداد ۳۸ …













