محمدحسن خدایی
وقتی به سالن شماره چهار مجموعه تئاتر لبخند قدم میگذاری و به تماشای اجرای متفاوتی چون «تن منهای من» مینشینی، پرسشهایی در ذهن پدیدار میشود که پاسخی درخور برای آنان نمییابی. اینکه شکل اجرایی این پرفورمنس چه نسبتی با اینجا و اکنون ما ایرانیان دارد یکی از همان پرسشهای بدون پاسخی است که ناگزیر ذهن را درگیر و دایره جدال را بسی گشوده میکند.
اجرایی که در این زمانه پر از حادثه، بر قلمرویی بیخطر سکنی گزیده و تمنای ستیهندگی با نیروهای مهاجم اجتماعی را ندارد. چراکه کارگردان این اجرا این روزها را فارغ از تنش و تلاطم یافته و در پی ساختن یک جهان فراتاریخی است. اما وقتی اندکی از اجرا فاصله میگیری و به این محصول پرطمطراق از نو میاندیشی، میشود گفت که اتصالاتی با انسان معاصر برقرار کرده و حدس و گمانهایی را برمیانگیزد که لابد چیزهایی در میان است که از نظرها پنهان مانده است. …











