چهارشنبه, ۲۷ تیر, ۱۴۰۳ / 17 July, 2024
مجله ویستا


انسان، معماری، هنر


انسان، معماری، هنر
پس از سال ها زندگی پراكنده و بدوی نسل های بشری، رفته رفته نیاز و طبع اجتماعی انسان ها سبب شد هسته های مدنیت و كلنی های انسانی (human colonies) شكل بگیرند و پایه های تمدن كهن امروزی پایه ریزی شوند. مصر در كنار رود نیل سرزمین های آشور، كلده، بابل، بین النهرین و دشت و جلگه های وسیع سرزمین آریایی ایران (Persian) همه و همه نقطه هایی است كه روی نقشه های جغرافیایی اولیه ظاهر و رفته رفته پر رنگ شدند و هویت یافتند و با توسعه زندگی اجتماعی بشری و ساز و كارهای اقتصادی و بازرگانی و حوزه كاشت و برداشت، گسترش و تزاید آنها ادامه یافت.
این سیر تاریخی همچنان ادامه پیدا كرد تا امروز كه ما شاهد قاره های پنجگانه كره زمین با شهرها، شهرك ها و روستاهای و مهمتر از اینها،كلان شهرهای عظیم روی نقشه جهان هستیم.
در این قاره ها بافتهای متفاوتی شكل گرفته اند: از بیغوله و كپرها و حصیرنشین ها و سكونت های حاشیه ای و تحمیلی كه بگذریم، بافت های مسكونی، تجاری، اداری و بازرگانی را در جای جای جهان و با گونه گونی بسیار می بینیم.
امروز خانه های ویلایی بزرگ و كهن جای خود را به الگو های كوچك، با متراژ كوچك آپارتمانی داده كه در دل برج ها و آسمانخراش های عظیم جای گرفته اند. بازار های سنتی و سرپوشیده گلی قدیمی با سقف های گنبدی و زیبا جای خود را به پاساژها و مراكز خرید بسیار بزرگ و چند طبقه با آسانسورها و پله های برقی داده است.
فضاهای سبز وسیع خانه های قدیمی، محلات و خیابان ها، جمع و جور شده و در پارك ها و بوستان ها و حاشیه بعضی خیابان ها خلاصه شده است. راه ها و جاده های باطراوت و خلوت درشكه رو، سواره رو و پیاده رو تبدیل به خیابان های شلوغ و پرترافیك چند بانده و بلوار ها و بزرگراه های وسیع شده است. انسان امروز به جای پیاده روی در حاشیه باصفای خیابانها و گذر سواره از جاده های خلوت، درگیر ازدحام، انبوه خیابان ها و بعضا شلوغی اتوبوس های پر از جمعیت، بزرگراههای عظیم و شتاب مترو و ... است.
هوای پاك و آسمان آبی و فضای سرسبز، كم كم به هوای آلوده و آسمان تیره، شلوغ و آغشته به صداها، برق ها و آژیر خودرو ها بدل شده است. از زندگی با صفا، خوش و آسوده دیروز خبری نیست و انسان امروز درگیر زندگی های پرزرق و برق، اما پر درد سر و ناآرام و پر هیاهو با دل مشغولی های بسیار است.
البته درست كه سهمی از مشكلات به افزایش جمعیت و گسترش جوامع امروزی و به تبع آن مسائلی از قبیل تمركز كار، حرفه، صنایع، مراكز تجارت و بازرگانی و اقتصاد و... بر می گردد كه لامحاله بایستی صورت می گرفت، اما باید پذیرفت كه قسمت عمده ای از این زندگی را می توانستیم به شكل بهتری داشته باشیم.
مواردی چون قطبی شدن شهرها و مناطق مسكونی به شمال و جنوب، چهره كریه وناخوشایند ساختمان سازی و بلندمرتبه سازی بی رویه در سطح شهرها و مناطق، بهم ریختگی بافت های مسكونی، نابود سازی محیط زیست بشری و مهمتر غیراصولی بودن و مقاوم نبودن ساخت و سازها در قبال حوادث نامترقبه بخصوص زلزله، ساخت و سازهای تقلیدی، بدون الگوی صحیح و قابل قبول، خارج شدن ار اصول و ضوابط سنتی و نوین در كاربرد مصالح و استفاده صحیح از آن و عدم رعایت سبك سازی در ساخت و سازها و امثال آن موید سهل انگاری های ما در این باره است.
اما این همه حاصل سهل انگاری های نسل ما نیست. بلكه حاصلی است كه در طول قرون و اعصار فراهم آمده و در عصر حاضر عمده ی آن رخ نموده است.
برای مثال منزل(comfortable Home) كه محل نزول از مركب و آرامش یافتن و استراحت كردن و نزول یافتن در محل سكونت و خانه بوده است، كم كم به الگوی تحمیلی و اجباری تبدیل شده كه آشیانه یا جوابگاهی نا آرام و غیر متناسب با طبیعت و فطرت انسانی است و آسایش او، هویت و فرهنگ او را تحت الشعاع قرار داده. مرحوم دكتر كریم پیرنیا می گفت در قدیم خانه ها را آدم وار می ساختند، یعنی برای سكونت و راحتی انسان.
اما تغییرات و تحولات غیر اصولی در ساخت ساز و تاسیسات و كاربرد مصالح ساختمانی و طراحی، خانه ها را را تبدیل كرده به فضایی كه دیگر راحتی و آسایش و لطافت ندارد و تنها سرپناهی است كه به ناچار آن را می پذیریم و به آن پناه می بریم.
بنابراین طرح این نكته ضروریست كه همه آنچه مورد انتقاد است، خود را به ما تحمیل كرده و ما نیز اجازه داده ایم بدون هیچگونه بومی سازی و ایجاد صلاحیت و تناسب با زندگی انسان ایرانی وارد عرصه تعایش ما شود كه البته بقول پروفسور رفیع پور این ضایعات و خساراتی است كه انسان در اثر تحول و توسعه و در تضاد با راه و رسم صحیح زندگی انسانی می پردازد. و تنها راه چاره در این عرصه آن است كه این ضایعات را به حداقل كاهش دهیم و همین امر نیز تدابیر خاص خودش را می طلبد.
برای تدبیر در این باره ضروریست بدانیم كه همه آنچه را كه از آن سخن می گوییم ناهنجاری فضای زیست ما نیستند. بعضی ضرورت و اقتضاء توسعه و تحول بوده است و نیز ضروری است كه بدانیم هنوز چیزهای بسیار برای افتخار و بالیدن داریم. میراث كهن و یادگار تمدن كشورما در صورت تعمق، راهگشای بسیار خوبی خواهد بود.
و نیز باید به خاطر داشت به دلیل ویژگی های خاص هنر معماری، هر عملكردی در حوزه معماری و هنر، روش نوین در ساخت و سازها و طراحی ها، شهرسازی و شهرهای جدید و بافت هایی كه امروز ایجاد می شوند نیز برای آیندگان به جا خواهد ماند و آنها ما را قضاوت خواهند كرد!
عبدالحسین رجائی
پی نوشت: نقش نو- دوره‌ نو