عجیبترین خطای ما در فهم رهبریهای تاریخی، آنجاست که شأن آنان را در سطح تدبیر سیاسی تقلیل میدهیم و از دیدن آن لایه عمیقتر بازمیمانیم؛ لایهای که در آن، سیاست دیگر صرفا مدیریت مناسبات قدرت نیست، بلکه صورت متعالیتری از تربیت است. گویی ما به دلیل عادت دیرینهمان به تفکیکهای مدرن میان «حکمرانی» و «آموزش»، میان «قدرت» و «تربیت»، ناخودآگاه هرگاه با شخصیتی مواجه میشویم که در متن تحولات بزرگ اجتماعی ایستاده، نخست او را با شاخصهای مرسوم مدیریت میسنجیم؛ حال آنکه برخی شخصیتها اساسا در این مختصات …