یکی از خطاهای مداوم در تحلیل اقتصاد ایران این است که شکست سیاستها را صرفا به «اشتباهات فنی» سیاستگذار تقلیل میدهند. درحالیکه مساله اصلی اغلب در سطحی عمیقتر قرار دارد: در وتوپوینتهای ساختاری، یعنی گرههای نهادی، حقوقی و سیاسیای که هر سیاست اقتصادی را پیش از اجرا یا در میانه راه متوقف، خنثی یا وارونه میکنند. در چنین نظمی، سیاست خوب هم میتواند به نتیجه بد برسد؛ زیرا مسیری که باید از آن عبور کند، خود با موانع متعدد و ذینفعان قدرتمند مسدود شده است.