
به گزارش خبرنگار ایلنا به نقل از مجله اینترنتی باستان شناسی، وقتی از جنگهای ایران باستان حرف میزنیم، معمولاً ذهنمان میرود سراغ نبردهای بزرگ. اما پشتِ صحنهی این نبردها، یک واقعیت مهمتر وجود دارد: حکومتهای ایران باستان برای مواجهه با تهدید خارجی، «مدیریت امنیت» را بهصورت ترکیبی پیش میبردند—هم با حمله و بازدارندگی، هم با اتحاد و مذاکره، و هم با ساختن مرزهای قابل دفاع. در این مقاله، سیاستهای دفاعی ایران باستان را دورهبهدوره مرور میکنیم؛ از مادها تا ساسانیان.
مادها بهجای فرسایش در جنگهای مرزی، سراغ راهبردی رفتند که امروز به آن «حمله به مرکز ثقل» میگویند: اتحاد با بابلیان و مشارکت در روندی که به سقوط آشور انجامید.
در این میان فشار و تهاجم امپراتوری آشور در غرب و شمالغرب، ناامنیهای ناشی از یورشها و جابهجاییهای قدرت در پیرامون (در منابع متأخرتر از جمله روایات کلاسیک) از جمله تهدیدات شاخص مادها به شمار می رفت.
راهبرد تهاجمی-بازدارنده: در این الگو، دولت ماد بهجای صرفا دفاع نقطهای، با انتقال جنگ به کانون قدرت دشمن، تهدید را «ریشهکن» میکرد (نمونهاش سلسله عملیات منتهی به فروپاشی آشور که در همان گزارشهای بابلی روایت شده است)
ائتلافسازی برای حذف تهدید برتر (آشور): یکی از مستندترین نمونهها، گزارش «تواریخ بابلی» از همکاری نظامی مادها با بابلیان است: تصرف آشور (Assur) و سپس سقوط نینوا در ۶۱۲ ق.م؛ و تصریح به اینکه نبوپلاسر و هووَخشتره (کیاکسار) در آشور دیدار کرده و پیمان اتحاد بستند.
جبهههای متنوع: از یونانیان در غرب تا کوچنشینانِ شمال/شمالشرق، و نیز رقبای منطقهای در مصر و میانرودان (بسته به مقاطع زمانی).
استانسازی (ساتراپی) برای کنترل و دفاع مرزی: در شرح نظام ساتراپیها تصریح میشود که ساتراپیها امکان اداره قلمرو، اخذ مالیات، جذب نیروی نظامی و کنترل دیوانسالاری محلی را فراهم میکردند و «رسیدگی به بحرانها و شورشها» و نیز دفاع در برابر تهدید خارجی از مسئولیتهای ساتراپها بود.
شبکه ارتباطات و فرمانرسانی سریع برای بسیج در برابر تهدید: «ارتباطات شاهی» در ایران هخامنشی اساساً به معنای سازوکار انتشار اطلاعات و تصمیمگیری برای کنترل حکمرانی، از دستورها تا پیامهای ایدئولوژیک و اجرایی است؛ یعنی دولت برای واکنش به تهدید، روی «جریان اطلاعات» بهعنوان یک ابزار امنیتی تکیه داشت.
راهها و پادگانها بهمثابه ابزار امنیت ملی: در توصیف کنترل سرزمین در دوره هخامنشی، بر «شبکه هماهنگ راههای شاهی» و استقرار پادگانها بهویژه در مرزها برای تثبیت کنترل و دفاع تأکید میشود.
دیپلماسی برای کاهش فشار جبهه غربی (بهویژه یونان): در سنت منابع یونانی/ایرانی، از «صلح کالیاس» بهعنوان نوعی توافق یاد میشود، هرچند خودِ تاریخیت/جزئیات آن محل بحث است؛ همین نکته نشان میدهد که سیاست هخامنشی در کنار جنگ، میتوانست به سمت «مدیریت تهدید از راه توافق و محدودسازی میدان درگیری» هم برود.
جنگهای جانشینی، شورشهای محلی، و رقابتهای بینالمللی؛ و در شرق، بالا گرفتن قدرت اشکانیان. در جمعبندی ایرانیکا تأکید میشود که امپراتوری سلوکی «در سراسر موجودیت خود» با بحرانهای جانشینی و خیزشهای محلی دستبهگریبان بود.
شهرسازی-نظامی و کلونیهای نظامی بهعنوان ابزار کنترل و دفاع: در مدخل مربوط به سلوکوس، تصریح شده که ساختار ساتراپی هخامنشی تا حد زیادی باقی ماند، اما سلوکوس بر بنیاد شهرها، استقرار دژها و ایجاد کلونیهای نظامی تمرکز کرد؛ این سیاست، هم کنترل داخلی میداد و هم «پایه دفاعی/تهاجمی» در برابر تهدیدها میساخت.
فشار دائمی روم در غرب (میانرودان، ارمنستان، سوریه).
تهدیدهای شرقی و شمالشرقی (جابهجایی قدرتها و کوچنشینان؛ بسته به دوره).
سامانه دولتهای تابع/حائل برای جذب ضربه و چانهزنی سیاسی: در گزارش ایرانیکا از دوره مهرداد دوم آمده که پادشاه اشکانی برخی پادشاهیهای شمال میانرودان مانند آدیابنه، گوردیَنه و اسروئنه را به دولتهای تابع تبدیل کرد و سپس پیوند/تماس سیاسی با ارمنستان برقرار شد؛ این دقیقاً الگوی «عمق راهبردی با پادشاهیهای پیرامونی» است.
ارمنستان بهعنوان میدان رقابت و دولتِ حائل: مدخل «ارساکیانِ ارمنستان» تصریح میکند که بحرانهای ارمنستان بهطور ساختاری از کشاکش همیشگی ایران و روم بر سر آن ناشی میشد و ارمنستان در «طرحِ پادشاهیهای تابع» جایگاهی کلیدی داشت.
ترکیب جنگ و مذاکره با روم: نمونههای متعدد در تاریخ اشکانی نشان میدهد که در کنار نبرد، «توافقها و مذاکرات» نیز ابزار تنظیم مرز و پرهیز از فرسایش بودند؛ در روایت ایرانیکا از مناسبات با روم، حتی به نمونههایی از مراودات سیاسی (از جمله درخواستهای ازدواج سیاسی و پیامنگاریهای حیثیتی) اشاره میشود که نشاندهنده اهمیت دیپلماسی در مدیریت تهدید غربی است.
رقابت سنگین و چندقرنی با روم/بیزانس در غرب.
فشارهای پرهزینه در شرق (از جمله تهدید هپتالیان/هیاطله در مقاطعی).
ناامنیهای قفقاز و گذرگاههای شمالی (یورشهای مردمان استپی).
نهادسازیِ دفاع مرزی (مرزبان/مرزپان): عنوان «مرزپان/مرزبان» اساساً به معنای «نگهبان مرز» است و در دورههای اشکانی و ساسانی برای فرماندهان/حکام نظامیِ مناطق مرزی بهکار میرفت؛ این نشان میدهد ساسانیان دفاع را «سمت و مقام» و ساختار اداری-نظامی کرده بودند.
در نهایت، اگر بخواهیم یک تصویر روشن از «مهار تهدید خارجی» در ایران باستان بسازیم، باید از کنار یک نکته ساده رد نشویم: ایرانیان فقط با زورِ بازو دوام نیاوردند؛ با هوشِ راهبردی و شجاعتِ میدانی تاریخ را رقم زدند. از ائتلافسازی و بازیِ دقیقِ دیپلماسی تا سازماندهی مرزها، ساخت دولتهای حائل و برپا کردن استحکامات.
این ترکیب را میشود در چهره چند پادشاه فاتح و اثرگذار دید: هووَخشتره (کیاکسار) که با سیاستِ اتحاد، کفه ترازو را علیه دشمنِ برتر سنگین کرد؛ کوروش بزرگ که با تدبیر و جسارت، از دلِ فلات ایران یک قدرت فراگیر ساخت؛ داریوش یکم که نظم اداری و توان بسیج را به ستون فقرات امنیت تبدیل کرد؛ مهردادِ اشکانی که با عمق راهبردی و مدیریت مرزهای غربی، میدان را از «جنگِ مستقیم» به «موازنه» کشاند؛ و شاپور اول و خسرو انوشیروان که نشان دادند پیروزی فقط در حمله نیست—گاهی در اصلاح، سازمان، و ساختن مرزهای نفوذناپذیر است.
منبع : ایلنا




















![ادعای رسانه سعودی: لبنان و اسرائیل به آتشبس دست یافتند / ادعای ترامپ درباره زمان توافق: اگر اتفاق بیفتد، ممکن است آخر هفته به نتیجه برسد / آنها خیلی به امضای سند نزدیک هستند / دوست دارم موضوع لبنان را [از ایران] جدا کنم / معاون اندیشکده کوئینسی: ایران دیگر بازیِ «یک ضربه در مقابل یک ضربه» را کنار گذاشته؛ در برابر هر حمله «حداقل ۱/۵ برابر محکمتر» تلافی میکند](/news/u/2026-06-04/entekhab-wse2x.jpg)



























