
به گزارش ایلنا به نقل از الاخبار، تحلیلگران نظامی میگویند تهران از همان ابتدا میخواهد هر تصمیم آمریکا برای درگیری دریایی را پرهزینه و دشوار کند. ایران با استفاده از ابزارهای متنوع دریایی، نه برای مقابله مستقیم با نیروی دریایی آمریکا، بلکه برای قرار دادن آنها در یک «زنجیره تهدید پیوسته» برنامهریزی کرده است. در این زنجیره، ترکیبی از ابزارهای اختلال، فرسایش و حملات دقیق، فشار بر دشمن را در چند سطح افزایش میدهد.
با توجه به نوع تجهیزات دریایی ایران، انتظار میرود که در مراحل اولیه تنش، واحدهای کوچک دریایی اقدام به کاشت مینهای مغناطیسی و صوتی در تنگه هرمز کنند. پس از آن، غواصهای کوچک «غدیر» و قایقهای سبک در مناطقی که رصد کامل آنها دشوار است، مستقر میشوند. هدف این اقدامات، کند کردن حرکت ناوگان دشمن در آبهایی با عمق ۳۰ تا ۶۰ متر و ایجاد هدفهای ثابت بالقوه است.
در ادامه، نیروی مهاجم با بهرهگیری از قایقهای تندرو «عاشورا» و «یا مهدی» در محورهای مختلف و سرعتی تا ۱۵۰–۱۶۵ کیلومتر بر ساعت، موجهایی از حملات کوتاهبرد و موشکها و حتی تورپیدها را علیه ناوهای اصلی از جمله ناوهای هواپیمابر انجام میدهد. این حملات با هدف تخلیه سامانههای پدافندی و پراکندن رادارها انجام میشود تا زمینه برای مرحله بعدی، یعنی ورود موشکهای بالستیک ضدکشتی، فراهم شود.
موشکهای بالستیک و ضدکشتی ایران، شامل سامانههای «خلیجفارس»، «هرمز ۱» و «هرمز ۲» هستند که از خشکی شلیک میشوند و بردی تا ۷۰۰ کیلومتر دارند. برای افزایش احتمال اصابت به اهداف متحرک، نمونههایی با حسگرهای نوری و حرارتی مانند «ذوالفقار»، «بصیر» و «فاتح مبین» به کار میروند. این موشکها امکان اصلاح مسیر در مرحله نهایی را دارند و به کاهش وابستگی به ماهوارهها در محیط با اختلال الکترونیکی کمک میکنند.
در کنار موشکهای سریع و بلندبرد، موجی از موشکهای کروز که در ارتفاع کم پرواز میکنند مانند «قادر»، «قدیر» و «ابومهدی» با ارتفاعی بین ۵ تا ۱۰ متر حرکت میکنند تا آخرین لحظه از دید رادار مخفی بمانند. معمولا پیش از شلیک موشکهای کروز، پهپادها پرواز میکنند تا توجه دشمن را پراکنده کرده و سامانههای پدافندی او را مشغول کنند. این کار باعث میشود شانس اصابت موشکها به بدنه یا نقاط حساس ناو افزایش یابد.
ایران همچنین موشک دفاعی دریایی «صیاد ۳-G» را با برد ۱۵۰ کیلومتر بر روی ناو «صیاد شیرازی» آزمایش کرده است. این آزمایش بخشی از رزمایش «کنترل هوشمند» سپاه در تنگه هرمز بود و نشاندهنده آمادهسازی عملیاتی پیش از هر سناریوی جنگی است.
تمام این لایههای هجومی بهصورت جداگانه عمل نمیکنند، بلکه هماهنگ با یکدیگر و با هدف نهایی، یعنی حمله به ناو هواپیمابر طراحی شدهاند. در یک حمله، موشکهای عمودی پرانرژی توجه دفاعهای ناو را جلب میکنند، در حالی که موشکهایی که در ارتفاع پایین پرواز میکنند از جهات دیگر وارد میشوند و شانس اصابت مستقیم افزایش مییابد. حتی بدون غرق شدن کامل ناو، آسیب به سطح پرواز یا سامانههای پیشران میتواند آن را موقتا از سرویس خارج کند و تعادل قدرت در منطقه را تغییر دهد.
به این ترتیب، سناریوی «تله خلیجفارس» نشان میدهد که ایران قصد دارد نه با برتری کمّی، بلکه با پیچیدگی محیط، فشار همزمان و مدیریت دقیق زمان درگیری، تصمیم آمریکا برای اقدام دریایی را از همان لحظه اول بسیار پرهزینه کند.
منبع : ایلنا
















































