
ضحی نانکلی، دختر ۱۰ سالهای که مسیرش را زودتر از سنش پیدا کرده بود؛از بوسه بر مزار شهید گمنام، تا خادمی بیادعا در ایستگاه صلواتی،از لبخندهای ساده میان استکانهای چای، تا دلی که با نام حاج قاسم میتپید…
او هنوز کودک بود، اما دلش بزرگتر از خیلیها؛دستهای کوچکش، خستگی مردم را میگرفتو قلب پاکش، به آرمانی گره خورده بود که خیلیها فقط دربارهاش حرف میزنند.
ضحی رفت…اما نه مثل یک کودک؛مثل شیردختری که راهش را انتخاب کرده بود.
حالا همان دختری که بر مزار شهدا بوسه میزد،خودش شد مزاری برای بوسهی دلهای داغدار و بیقرار
منبع : ایلنا
















































