
به گزارش خبرنگار ایلنا، کشور در میانه آتش و انفجار و مرگ گرفتار شده، حالا شهروندان برای حفظ جان و امنیت خود و عزیزانشان مدام گوش به زنگ هستند تا خبری، توصیهای یا در صورت لزوم هشدار تخلیهای منتشر شود. این روزها همه مردم در خطر جدی قرار دارند، هر چند شهروندان سعی کردهاند تا حد امکان شرایطی امن را برای خود فراهم کنند. اما در این میان هستند گروههایی که در شرایط عادی هم زندگی پایدار و امنی نداشتهاند و این روزها هم زیر باران موشک و بمب بیپناهتر و بیسرپناهتر از همیشه ماندهاند.
شهروندان کارتنخواب، گروهی نیازمند به توجه و کمک هستند که این روزها بیش از هر زمان دیگری به پاتوقهای ناامن روی آوردهاند، درحالی که قادر به تامین هیچ تمهیدی برای در امان ماندن از آتش جنگ نیستند. در این میان کودکانی که در کنار مادران کارتنخواب خود روزگار میگذرانند، از همه بیپناهتر هستند.
با «سپیده علیزاده» مدیرعامل موسسه کاهش آسیب نورسپید هدایت که در حوزه کاهش آسیب فعالیت میکند، درباره شرایط آسیب دیدگان اجتماعی و به ویژه شهروندان کارتن خواب گفتگو کردیم. او در گفتگو با خبرنگار ایلنا با اشاره به تفاوتهای جنگ ۱۲ روزه با جنگی که در آن قرار داریم، میگوید: این جنگ در روزهای پایان سال و نزدیک عید نوروز رخ داده است. نزدیک عید معمولا مراکز اقامتی مانند کمپها، مراکز نگهداری از بیماران اعصاب و روان و… به مددجویان خود مرخصی عید میدهند تا با کاهش جمعیت داخل مراکز، کارکنانشان بتوانند به صورت شیفتی در روزهای عید فعالیت کنند. از طرف دیگر در ماه رمضان همواره شرایطی ویژه را برای ما به دنبال داشته است. مانند برخورداری از نذورات مردمی بهویژه در زمینه پخت غذای گرم و توزیع در مراکز.
علیزاده ادامه میدهد: این روزها هم که جنگ مصادف با شبهای عید و ماه رمضان شده، احتمالا بسیاری از مددجویان بستری در مراکز اقامتی ترخیص شده باشند، در نتیجه ما با تعداد زیادی از افراد آسیبدیده اجتماعی و بدون سرپناه مواجهیم. بسیاری از این افراد یا خانوادهای ندارند یا به صورت کامل ارتباطشان با خانواده قطع شده است. در چنین شرایطی با وجود اینکه در ماه رمضان قرار داریم اما حتی غذای پخته هم به ما نمیرسد که بین بیسرپناهان و کارتنخوابها توزیع کنیم.
این فعال حوزه کاهش آسیب تاکید میکند که از ابتدای ماه رمضان تا امروز تنها چند روز غذای گرم برای توزیع میان شهروندان کارتنخواب به دستشان رسیده است، این در حالی است که تا سال گذشته در چنین شبهایی هر روز غذای گرم نذری از طرف مردم و خیرین در اختیارشان قرار گرفته است: با وجود اینکه مردم میدانستند افراد کارتنخواب روزه نمیگیرند و اصولا شرایط آن را هم ندارند، اما به این احساس رسیده بودند که کارتنخوابها هم باید حس در خانه بودن و امید به اینکه خدا صدایشان را میشنود و اتفاقی خوب رقم میخورد را داشته باشند به همین دلیل هم بهویژه برای افطاری نذورات زیادی دستمان میرسید.
«در این روزهای سخت و بحرانی اما کارتنخوابها به عنوان زیرینترین لایههای اجتماعی یاید مورد توجه نهادها قرار بگیرند»، این را علیزاده میگوید و اضافه میکند: به صورت کلی وقتی به دلیل بحرانها وضعیت داخل شهر بهم میریزد، معمولا پاتوقها مورد توجه قرار نمی گیرند، در نتیجه جمعیت آنها افزایش مییابد که این موضوع مخاطرات خاص خود را دارد.
او تصریح میکند که ما به عنوان یک سازمان مردم نهاد، توان رسیدگی و خدماتدهی به همه کارتنخوابهای شهر را نداریم و از حمایتی هم برخودار نیستیم: تا پیش از شروع جنگ ما روزانه ۲۰۰ قطعه ساندویچ ساده را میان پاتوقها توزیع میکردیم، اما این روزها نانواییها حتی ۶۰ عدد نان هم در اختیار ما نمیگذارند، در واقع این شرایط باعث شده که خدمتدهی به افراد بیسرپناه سختتر شود.
مدیرعامل موسسه نور سپید هدایت این را هم میگوید که خالی بودن سطلهای زباله از ضایعات، تعطیل بازار خرید و فروش ضایعات، همگی باعث میشود که افراد کارتنخواب از همان درآمد اندکی که از مسیر خرید و فروش ضایعات به دست میآوردند هم محروم بمانند: این بیپولی در کنار کمیاب و گران شدن مواد مخدر در شرایطی جنگی، باعث میشود که کارتنخوابهایی که اعتیاد هم دارند، توان تامین مواد را نداشته باشند. در نتیجه ما در پاتوقها با افرادی مواجه میشویم که به دلیل نرسیدن مواد مخدر، علائم خماری نشان داده و دچار اسهال و استفراغ میشوند.
او تاکید میکند که اولین اصل خدمات کاهش آسیب، کمک به افراد برای سالم ماندن و مبتلا نشدن به انواع بیماریهای مسری و کشنده است تا زمانی که بتوانیم در آنها تمایل به ترک اعتیاد را ایجاد کرده و رفتارهای پرخطر آنها را تبدیل به رفتارهایی کنیم که هم برای خودشان و هم برای جامعه خطر کمتری به دنبال داشته باشند.
یکی از مهمترین سوالات در این روزهای هولناک جنگ مربوط به وضعیت کودکانی است که همراه با مادران بیسرپناه خود در پاتوقها زندگی میکنند، علیزاده درباره این موضوع میگوید: کودکان همیشه بیپناهترین و مظلومترین قشر در میان آسیبدیدگان اجتماعی هستند.بنابراین برای کودکان کارتنخواب باید حمایتهای خاصتری در نظر گرفت، زیرا شرایط این دو گروه از کودکان متفاوت است.
او ادامه میدهد: امروز کودکان فاقد شناسنامهای هستند که در کنار مادر خود در پاتوقها زندگی میکنند. کودکان در شرایط جنگ با مخاطراتی بیشتری در پاتوقها مواجه میشوند. زیرا همان نظارتهایی که در گذشته ولو با استفاده از روشهای اشتباه بر پاتوقها شاهد بودیم امروز نیست. حداقل در پاتوقهایی که من به آنها سرکشی میکنم حدود ۱۰ نوزاد و کودک زندگی میکنند که آنها هم مانند همه کودکان از صدای جنگ و بمب میترسند، اما سرپناه و محافظی ندارند.
این فعال حوزه کاهش آسیبهای اجتماعی این را هم میگوید همیشه تنها راهکار این گروه از مادران برای جلوگیری از ترس و گریه کودکان در پاتوقها و آلونکهایی که مادر ساخته است، خوراندن مواد مخدر به آنها بوده است تا کودک در عالم نشئگی و خماری شرایط را نفهمد و حس نکند رفتارهایی که در روزهای جنگ هم شاید نسبت به کودکان وجود داشته باشد.
علیزاده تاکید میکند که کارتنخوابها همواره در شرایط بحران به مکانیزم «انکار» شرایط روی میآورند مثلا اینکه میگویند معتاد کرونا نمیگیرد یا میگویند پاتوقها را مورد اصابت قرار نمیدهند. درحالی که همین چند روز پیش یکی از این پاتوقها مورد اصابت قرار گرفت.
به گفته او، با توجه به این شرایط ضروری است که مسئولان امر جلسهای اضطراری تشکیل داده و نقشه راهی برای حمایت از کارتنخوابها فراهم کنند: حمایت از این افراد نیازمند امکاناتی خاص است از مواد غذایی تا لوازم بهداشتی، دارویی که هر یک از آنها را سازمانی خاص باید در اختیار ما قرار دهد. از طرف دیگر پرسنل مرکز هم از ادامه کار و سرکشی به پاتوقها در شرایط جنگ میهراسند که این موضوع هم کار امدادرسانی به افراد بیسرپناه را سختتر میکند.
این روانشناس اضافه میکند: به صورتی عجیب در شرایط بحرانی برخی از کارتنخوابها تمایل به ترک اعتیاد پیدا میکنند، زیرا به دلیل نامناسب بودن شرایط میخواهند وارد کمپ شوند و سرپناهی داشته باشند. متاسفانه این موضوع آسیبشناسی نشده و ریشه آن را نمیدانم.
او ادامه میدهد: ما به بهزیستی پیشنهاد دادیم که در این شرایط جنگ، ونهای سیاری راهاندازی کند که تحت نظر پزشک و کادر درمان متخصص در حوزه ترک اعتیاد، در پاتوقها «متادون» رایگان توزیع کنند و این اقدام را به عنوان بخشی از برنامه کاهش آسیب در دستور کار قرار دهد. اما گفته شد که باید برای چنین اقدامی جلسهای با حضور وزارت بهداشت و سایر نهادهای مربوطه تشکیل شود.
علیزاده درباره آمار مرگ و میر یا جراحت این افراد در شرایط جنگ و بمباران اشاره میکند: ما به آنها دسترسی دقیق نداریم و تماس و ارتباط ما با آنها مداوم و مناسب نیست بنابراین اگر این گروه تحت تاثیر جنگ قرار گرفته و جانشان را از دست داده باشند، ما باخبر نمیشویم .
این فعال حوزه آسیبهای اجتماعی آخرین سخنان خود را به نگاههای اشتباه نسبت به وضعیت کارتنخوابها در شرایط جنگ اختصاص میدهد: ظاهرا کسی باور نمیکند که کارتنخوابها هم میترسند، آنها هم از صدای انفجار دچار اضطراب میشوند و دوست دارند پناه و سرپناهی داشته باشند.
او در ادامه خبرهای خوبی هم از همکاری سازمان بهزیستی با این مرکز دارد: آسیبهای اجتماعی با توجه به شرایط و بحرانها تغییر میکنند به عنوان مثال مکان پاتوقها در شرایط فعلی به دلیل اصابت بمب و افزایش خطر تغییر کرده است. بهزیستی به ما این اختیار را داده است که بتوانم پاتوقهایی را که خدمت ارائه میدهیم تغییر داده و ساعات کار گشتهایمان را متناسب با شرایط تغییر دهیم. همچنین اجازه داده شده که پرسنلمان را افزایش دهیم.
مدیرعامل نور سپید هدایت ادامه میدهد: همچنین بهزیستی استان تهران ما را به خیرین این سازمان معرفی کرده است و خوشبختانه تامین نانی که در پاتوقها توزیع میکنیم را خیرین برعهده گرفتهاند به نحوی که در حال حاضر روزی هزار نان را میتوانیم در پاتوقها توزیع کنیم. در حال حاضر امیدوارم به جای گشتهای صبحگاهی عصرها و در ساعات افطار یا شبهنگام که پاتوقها شلوغتر است، در این امکان غذا توزیع کنیم.
منبع : ایلنا
















































