
به گزارش خبرنگار ایلنا، اخیرا توئیتی پربازدید شده، متن توئیت چنین است: ایران کشتههای خود را در جنگ اعلام میکند و هزاران نفر در مراسم تشییع شرکت میکنند. در همین حال ایالات متحده و اسرائیل کشتههای خود را پنهان میکنند و آنها را مخفیانه مانند موشهای طاعونزده دفن میکنند. زیرا در یک جنگی که غیراخلاقی و بیشرمانه و ناعادلانه است، مرگ شرافتمندانهای وجود ندارد.
این توئیت به تنهایی زاویهای از جنگ را روایت میکند که کمتر در رسانههای غربی دیده میشود: تقابل «صداقت در مرگ» با «دروغ در تلفات». اما پشت این رفتار متفاوت، چه دلایل سیاسی نهفته است؟
روایت ایران؛ فرهنگ ایثار و شهادت
در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی، «شهادت» نه یک شکست یا مرگ معمولی، که یک ارزش و سرمایه معنوی محسوب میشود. اعلام عمومی اسامی شهدا، برگزاری مراسم تشییع باشکوه و ثبت تصاویر آنها، بخشی از یک فرایند مقدس و قابل ستایش است لذا این شفافیت چند کارکرد دارد:
هر شهید به مثابه رأی اعتماد مردم به نظام در برابر دشمن خارجی تلقی میشود.
حضور میلیونی در مراسم تشییع، نماد اتحاد ملی در شرایط جنگی است.
ارایه آمار شهدا این پیام را میدهد که هزینه جنگ با سپاه کفر برای ما قابل تحمل و حتی مایه مباهات است.
شفافیت در آمار؛ روایت دشمن را که سعی در القای شکست یا فرسایش دارد، خنثی میکند.
روایت آمریکا و اسرائیل؛ جنگ نامشروع و ترس از افکار عمومی
برای جنگ نامشروعی که قادر نیست افکار عمومی را قانع کند، هر خبر از مرگ سربازان تبدیل به بمبی سیاسی علیه دولت میشود. از همین رو در سوی مقابل رفتار ایران، رفتار واشنگتن و تلآویو با تلفات انسانی خود کاملاً متفاوت است. این تفاوت ریشه در چند عامل دارد:
ویتنامیزه شدن جنگ برای آمریکا؛ خاطره جنگ ویتنام همچنان کابوس دولتمردان آمریکایی است. در آن جنگ، تصاویر تابوتهای سربازان آمریکایی که از فرودگاهها وارد میشد، جنبش عظیم ضدجنگی را به راه انداخت. لذا دولت آمریکا از همان ابتدای جنگ کنونی، با ممنوعیت انتشار تصاویر تابوتها و عدم برگزاری مراسم عمومی تشییع به صورت گسترده، تلاش دارد بهای انسانی جنگ را از چشم مردم پنهان کند.
حساسیت جمعیتی برای اسرائیل: در اسرائیل، هر سرباز کشته شده نگرانی جمعیتی به دنبال دارد. دولت نتانیاهو که پیش از جنگ به دلیل کودتای قضایی با موج عظیم اعتراضات داخلی مواجه بود، به شدت از بازگشایی جبهه اعتراضات با انتشار آمار واقعی تلفات وحشت دارد.
حفظ روحیه و بازدارندگی؛ در نظریههای نظامی، پنهانکاری درباره تلفات برای حفظ بازدارندگی حیاتی است. آمریکا نمیخواهد همپیمانان منطقهایاش ازجمله عربستان و امارات به این نتیجه برسند که آمریکا در جنگ فرسایشی ایران زمینگیر شده است.
ماهیت نیروهای درگیر؛ آمریکا و اسرائیل در بسیاری از جنگهای خود علاوه بر نیروهای وطنی، از نیروهای مزدور یا پیمانکاری استفاده میکنند. مرگ یک مزدور نه برای مردم آمریکا ارزش قهرمانی دارد، نه دولت تمایل دارد هزینه سیاسی و مالی پرداخت غرامت به خانوادههای آنها را در فضای عمومی مطرح کند.
درنهایت پنهانکاری درباره تلفات، نشانهای از شکاف عمیق میان اراده دولتها و خواست ملتهاست. آمریکا و اسرائیل به جنگی تن دادهاند که مردم عادی در خیابانهای نیویورک، لندن یا تلآویو با آن همراهی ندارند. در چنین شرایطی، تابوتها دشمن شماره یک دولتها هستند.
اگرچه این جنگ هزینههای مالی زیادی برای این کشورها به دنبال دارد اما گزارش تلفات انسانی، میتواند آثار مخرب کوچک جلوه دادن هزینه واقعی جنگ ازسوی رژیمهای تروریست را افزایش دهد پس این پنهانکاری میتواند فضایی مساعد برای سرمایهداران صنایع نظامی و لابیهای اسرائیل فراهم کند تا آسودهتر به بازی ادامه دهند.
در نهایت، تفاوت رفتار ایران با متجاوزان به حریم ایران (تروریستهای آمریکایی و اسرائیلی) در قبال اعلام آمار انسانی، ریشه در نوع نگاه به مشروعیت جنگ دارد. وقتی دولتی به حقانیت مسیر خود و پشتیبانی مردمی از آن اطمینان دارد، مرگ در این مسیر را به مثابه سرمایه به نمایش میگذارد اما وقتی جنگی بر پایه دروغ و تجاوزگری یا براساس منافع گروههای خاص لابیستی آغاز شده باشد، مرگ سربازان به باری تبدیل میشود که باید در خفا دفن شود.
پس ایران شهدای خود را با نور و حضور میلیونی بدرقه میکند؛ اما در آمریکا و اسرائیل، تابوتهایی بیسر و صدا در خاک فرومیروند که نه نامی از آنها برده میشود و نه عکسی از آنها منتشر میشود. این تقابل، شاید گویاتر از هر بیانیهای نشان دهد که کدام طرف در این میدان، وجدان عمومی و حقیقت را پشت سر خود دارد. یادآور این جمله که: مرگ شرافتمندانه نیازی به کفنپوشی در شب ندارد؛ بلکه خورشید را طلب میکند تا بر پیکر شهید بتابد اما مرگ ننگین، همواره از روشنایی میگریزد.
منبع : ایلنا
















































