
عبدالمحمد طاهری، رایزن پیشین ایران در افغانستان در تشریح مهمترین تحولات جنوب آسیا در سال ۲۰۲۵ در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: سال گذشته میلادی در افغانستان با تحولات بسیار متنوع، پیچیده و گاه عجیبوغریبی روبهرو بودیم؛ تحولاتی که با کنشها و واکنشهای غیرمتعارف دو ابرقدرت، بهویژه آمریکا و روسیه، گره خورده بود. عملکرد آمریکا، بهویژه در پرونده افغانستان، بهگونهای رقم خورد که میتوان گفت «سیاهنامه» این کشور در سطحی جهانشمولتر از گذشته دیده شد. در کنار این تحولات، افغانستان شاهد درگیریهایی با پاکستان بود که ریشه در دو مسئله اساسی داشت. نخست، مسئله خط دیورند که موضوعی بسیار قدیمی در روابط افغانستان و پاکستان است. اگرچه طالبان عملاً بهدنبال احیای رسمی این مطالبه نیست، اما این مسئله همچنان در ناخودآگاه و خودآگاه سیاسی جامعه افغانستان (حتی در میان طالبان) حضور دارد. این تصور تاریخی وجود دارد که حقوق مرزی افغانستان در دهههای گذشته تضییع شده و پاکستان همواره به این حقوق تعرض کرده است. این ذهنیت، همچنان در پسزمینه نگاه افغانها به پاکستان باقی مانده است.
وی ادامه داد: دومین مسئله، به تحولات دیپلماتیک میان اسلامآباد و واشنگتن بازمیگردد. پس از سفر وزیر خارجه پاکستان به کاخ سفید و مذاکراتی که با مقامات دولت ترامپ انجام شد، تحرکات پاکستان علیه افغانستان شدت گرفت. منازعاتی که پیشتر محدود و کمدامنه بود، اما پس از بازگشت وزیر خارجه پاکستان شکل جدیتری به خود گرفت. به نظر میرسد در این دیدارها تعهداتی داده شده بود مبنی بر مقابله با گروههای افراطی، چه آن دسته که در خاک پاکستان فعالیت ایدئولوژیک دارند و چه گروههایی که امروز در افغانستان در قالب حاکمیت طالبان حضور دارند. هدف اصلی این فشارها، فراهمسازی شرایط برای بازگشت آمریکا به پایگاه بگرام بود؛ موضوعی که همچنان در دستور کار واشنگتن قرار دارد. این روند در حالی ادامه یافت که تنشهای میان افغانستان و پاکستان به نتیجه نرسید و از سوی دیگر، پاکستان فشار تازهای را با اخراج گسترده پناهندگان افغان از خاک خود آغاز کرد؛ اقدامی که هم مشکلات جدی انسانی برای مردم ایجاد کرد و هم طالبان را تحت فشار مضاعف قرار داد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: تا زمانی که جامعه جهانی افغانستان را رها کند و این کشور را بهعنوان بخشی از پازل امنیت جهانی بهطور جدی زیر نظر نگیرد، افغانستان به مأمن گروههای خطرناک تبدیل خواهد شد. امروز شاهد حضور و فعالیت طیفی از گروههای افراطی هستیم؛ از القاعده گرفته تا طالبان تندرو و حتی بنا بر برخی اطلاعات، عناصری از لشکر طیبه. مجموعه این عوامل سبب شده که آمریکا هرگز چشم خود را بهطور کامل از افغانستان برندارد، بهویژه پس از خروج پرهزینه و پرانتقاد دولت بایدن که با رها کردن حجم گستردهای از تجهیزات نظامی همراه بود؛ موضوعی که خود به یکی از محورهای انتقاد ترامپ تبدیل شده است. بر اساس وضعیت موجود، سال ۲۰۲۵ برای افغانستان سالی بسیار متشنج بود؛ چه در روابط با پاکستان، چه در ارتباط با آمریکا و چه در منازعات منطقهای، از جمله اختلافات با ایران بر سر حقابه که خود به تنشهای مرزی دامن زد.
وی گفت: ایران نیز در نهایت به این جمعبندی رسید که باید با مسئله مهاجران غیرقانونی برخورد جدیتری داشته باشد. افغانستان همزمان با پاکستان، ایران، هند و جامعه جهانی دچار تنش بود و عملاً سال آرامی را تجربه نکرد. در همین سال، توجه جامعه جهانی به افغانستان نیز بهدلیل بحرانهای متعدد دیگر، کمرنگتر از گذشته شد؛ عاملی که احساس امنیت کاذب را برای گروههای افراطی تقویت کرد. در پاکستان نیز وضعیت چندان متفاوت نبود. این کشور سال ۲۰۲۵ را با ناامنیهای گستردهای پشت سر گذاشت؛ از تحولات داخلی و پرونده عمران خان (که برای او و همسرش احکام جدید حبس صادر شد) تا روابط پیچیده با دولت جدید ترامپ. در تاریخ معاصر پاکستان، تجربه نشان داده هرگاه ارتش و سازمان اطلاعاتی آیاسآی در قدرت بودهاند، کشور از ثبات نسبی برخوردار بوده و هر زمان که جریانهای خارج از این چارچوب، بهویژه با شعارهای دموکراسیخواهانه، به قدرت نزدیک شدهاند، با بیثباتی و بحران مواجه شدهاند. آمریکا نیز، چه در دوره جمهوریخواهان و چه دموکراتها، عملاً به این نتیجه رسیده که تأمین منافعش در پاکستان از مسیر همکاری با ساختار نظامی سادهتر است.
طاهری عنوان کرد: روابط پاکستان با افغانستان نیز ریشهای تاریخی دارد. اسلامآباد همواره دو دغدغه اصلی داشته که نخست، مسئله خط دیورند و دوم، ناامن نگهداشتن افغانستان از طریق حمایت از گروههای همسو. در هر دو دوره حاکمیت طالبان، نقش پاکستان در حمایت لجستیکی و عملیاتی کاملاً مشهود بود و در دوره دوم، این حمایت بهمراتب آشکارتر و مستقیمتر شد. هدف اصلی، جلوگیری از شکلگیری دولتهای ملی و برخاسته از رأی مردم در افغانستان بوده است؛ دولتهایی که پاکستان همواره با آنها مشکل داشته است. در مورد هند، هم باید گفت که این کشور در سال ۲۰۲۵ با دو چالش عمده مواجه بود که نخست، تنشهای دیرینه با پاکستان، بهویژه در منطقه کشمیر، و دوم، فشارهای اقتصادی آمریکا، بهویژه در قالب تعرفههای تجاری. با این حال، هند توانست این تنشها را با هزینهای کمتر مدیریت کند. جایگاه اقتصادی، جمعیتی، دموکراتیک و هستهای هند سبب شده که هیچیک از قدرتهای بزرگ (آمریکا، چین یا روسیه) تمایل نداشته باشند شبهقاره هند را وارد بحران جدی کنند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: در مجموع، میتوان گفت که در سال ۲۰۲۶ نیز آمریکا تلاش خواهد کرد فشار خود را بر افغانستان افزایش دهد؛ چه از طریق ناامنسازی و چه با هدف بازگشت به بگرام. تحقق چنین سناریویی میتواند پیامدهای بسیار نامیمونی برای منطقه، بهویژه ایران، داشته باشد. در مقابل، احتمال تشدید تنش آمریکا با پاکستان کمتر از افغانستان است و در مورد هند نیز بعید به نظر میرسد که واشنگتن در سال ۲۰۲۶ وارد تقابل جدی با دهلینو شود. به بیان دیگر، کانون اصلی بیثباتسازی همچنان افغانستان باقی خواهد ماند.
منبع : ایلنا
















































