
به گزارش خبرنگار ایلنا، پاسخ مقامات به اعتراضات مردم «مبهوتکننده است». اول بهتر است بدانیم در چه وضعیتی قرار داریم؛ هنوز کالا با ارز آزاد به بازار نیامده، قیمت بسیاری از اقلام به شدت صعود کرده است؛ یک شانه تخم مرغ به ۴۰۰ هزار تومان رسیده و قیمت روغن خوراکی ۱۲۱.۵ درصد افزایش یافته است؛ روغن سرخکردنی ۸۱۰ گرمی که پیش از این حدود ۷۹ هزار تومان بود، فقط با اعلام حذف ارز ترجیحی، اکنون در فروشگاهها (در صورت یافت شدن) به حدود ۱۷۵ هزار تومان رسیده است!
دولت در اقدامی بیسابقه در ایران و کم سابقه در جهان، اختیار ارزشِ «پول ملی» را به بازار توافقی بورس سپرده و با این اقدام عجیب، تزلزل و بیثباتی را به همه ارکان زندگی مردم تسری داده است؛ در چنین اوضاعی، به جای اینکه پاسخ دهند وقتی گرانی مرغ و تخم مرغ و روغن به تنهایی بیش از یک میلیون تومان است، این «یک میلیون تومانِ کالابرگ» را چطور محاسبه کردهاند که قرار است بار همه گرانیها را گردن بگیرد، به جای اینکه رو به دوربینها از مردم عذرخواهی کنند و بپذیرند که با دادن رانتهای پیدرپی و اشتباهات مکرر و فساد گسترده، معاش اکثریت مردم را به تلاش شبانهروزی برای نان خالی تنزل دادهاند، با لبخند و افتخار مصاحبه میکنند و حرفهای اعجابانگیز میزنند!
شانزدهم دی، نوری قزلجه، وزیر جهاد کشاورزی دولت چهاردهم گفت: «با تغییراتی که در اختصاص ارز صورت گرفته، قیمت کالاها شبیه قیمتهای کشورهای همسایه خواهد شد و بیشتر از آن نمیشود.» او بدون توجه به این قیاس مضحک و معالفارق افزود: «قیمت روغن حدودا دو برابر خواهد شد».
آقای وزیر، توجهی به این ندارد که کارگران و مزدبگیرانِ «کشورهای همسایه» و منطقه در ماه چقدر درآمد دارند؛ توجه ندارد که چه به روز پول ملی آوردهاند که حداقل دستمزد در ایران در بهترین حالت صد دلار است و با دو شیفت کار – از خروسخوان تا پاسی از شب- نهایتاً ۲۰۰ دلار دست کارگر و کارمند را میگیرد!
در عمان، کارگران ساده با حقوق ماهانه متوسط ۱۸۰۰ ریال عمانی – معادل حدود ۴۶۷۵ دلار – زندگی میکنند. این مبلغ بیش از ۴۵ برابر دستمزد کارگران ساده در ایران است. متوسط حقوق کارگران ترکیه علیرغم آزادسازیها و تعدیلهای ماههای اخیر، ۳۵ هزار لیر یا حدود ۹۰۹ دلار است که باز هم ۹ برابر حداقل دستمزد کارگران در ایران است. دستمزدها در امارات ۴۰۰۰ دلار، قطر ۳۰۰۰ دلار و عربستان ۲۰۰۰ دلار است؛ در واقع در کشورهای همسایه، کارگران حداقل ۱۰ برابر و گاهی تا ۴۰ تا ۵۰ برابرِ ایران حقوق ماهانه میگیرند.
فقر گسترده است؛ حالا چطور بدون دیدن این واقعیت مسلم، واقعیتی که مزدبگیران در کف خیابان مدام آن را به مسئولان یادآوری میکنند، از یکسانسازی قیمت اقلام اساسی با قیمتها در کشورهای همسایه صحبت میکنند و مدافعِ آزادسازیِ خانمانبرانداز هستند؟!
«احسان سهرابی» فعال کارگری با قیاس معالفارق خواندنِ اظهارات وزیر جهاد کشاورزی به ایلنا میگوید: این قیاسِ یکطرفه از یکسو ناعادلانه و از سوی دیگر خطرناک است؛ میخواهند درآمدهای خود را از جیب مردم افزایش دهند اما فقر عمومی را در نظر نمیگیرند؛ ارز دولتی را به بهانه رانتزا بودن حذف کردند و حالا همان رانت و فساد و گرانیِ لحظه به لحظه را به بازار کالاهای اساسی و نیازهای ساده سفرههای مردم منتقل کردهاند. قیمتها لحظهای بالا میرود و جناب وزیر میگوید نگران نباشید گرانتر از کشورهای منطقه نمیشود!
او میافزاید: با کالابرگ میخواهند همه چیز را کنترل کنند؛ باید خطاب به آقایان گفت این یک میلیون تومان، چقدر آورده دارد؟ یک میلیون تومان به حساب مردم ریختید و خود را از مسئولیت کنار کشیدید؟!
سهرابی با تاکید بر اینکه کمر کارگران در فراز و فرود قیمتها شکسته؛ اضافه میکند: ما صدقهبگیر نیستیم و صدقه نمیخواهیم؛ چرا در کشوری با این همه ثروت، کارگر زحمتکش، معلم و پرستار باید صدقهبگیر باشد. ما اعانه دولت را نمیخواهیم، بازار را ثبات بدهید؛ کالابرگ ۷ دلاری که خیلی زود ۶ دلار و ۵ دلار میشود، به چه درد ما میخورد؟!
کالابرگ یک میلیون تومانی دولت معادل ۷ دلار است؛ در روزهای اخیر، مردم که از وضعیت زندگی خود ناراضیاند، در فضای مجازی این رقم را سوژهی انتقاد کردهاند: احتمالاً در عرض یک هفته یا دو هفته ۷ دلار به ۵ دلار یا کمتر میرسد و بازهم احتمالاً هر شب مسئولان به مردم اطمینان خواهند داد نگران نباشید گرانیها با کالابرگ جبران میشود.
یک کارگر شهرداری خاش که سرپرست یک خانواده سه نفره است؛ میگوید: امروز آرزوی کارگر زحمتکش، خرید برنج و روغن و تخم مرغ است؛ کارگر که باید کرامت داشته باشد به فروش ضایعات و دستفروشی در تاریکی شب پناه آورده؛ ما یک میلیون تومانِ دولت را نمیخواهیم.
او ادامه میدهد: کالابرگ خانواده سه نفره ما ۳ میلیون تومان است؛ از آقایان وزیر وزرا میپرسم با این ۳ میلیون چقدر از نیازهای سفره تامین میشود؟! آقایان! شما میخواهید برنج و روغن و بنزین را دلاری بفروشید؟ دستمزد من ۱۵ میلیون تومان است، یعنی ۱۰۰ دلار، همین بیخ گوش ما در کشورهای عربی، کارگر ساده ۳۰ برابر من حقوق میگیرد....
این کارگر معتقد است کالاهای اساسی پشت ویترین فروشگاهها جا خوش کردهاند و پایشان به سفرههای محرومان و مردم شرافتمندِ مزدبگیر نمیرسد. او میگوید: مردم به این زندگی معترضاند؛ دیدهاید چطور در اعتراضات، برنجهای فروشگاهها را روی زمین پخش و پلا میکنند؟ این حرکت یعنی این برنجِ گران برای ما نیست، یعنی ما با حقوقمان به اضافهی کالابرگ دولت، نمیتوانیم شکممان را سیر کنیم، یعنی ما به این زندگی اعتراض داریم.
صدای شکستن استخوانهای کارگران زیر فشار گرانیها بلندتر از همیشه به گوش میرسد اما گویا مقامات گوشهای خود را بستهاند، خود را به آن راه زدهاند و اجازه دادهاند آزادسازی به پیش بتازد و قیمت نیازهای واجب زندگیِ مردم روز به روز بالاتر برود؛ در این اوضاع وانفسا وزیر کشاورزی میگوید «قیمت کالاها شبیه قیمتهای کشورهای همسایه خواهد شد» همان کشورهایی که ارزش پولشان چند صد برابر ارزش پول ماست و کارگرانشان ۴۰، ۵۰ برابر اینجا حقوق میگیرند!
گزارش: نسرین هزاره مقدم
منبع : ایلنا
















































