k: تیم ملی فوتبال | تیم ملی فوتبال ایران | تیم ملی نیوزیلند | جام جهانی فوتبال 2026
اولین نمایش تیم ملی در جام جهانی 2026 با یک تساوی به پایان رسید. در عین حال شاید با توجه به اینکه نیوزیلند حداقل از لحاظ رنکینگ و سابقه ضعیفترین تیم گروه به حساب میآمد بسیاری توقع پیروزی در این مسابقه داشتند و شاید نتیجه مساوی برای این گروه ناامید کننده باشد. نمایش نخست تیم ملی نکات مثبتی هم داشت و البته با توجه به اتفاقات رخ داده برای کاروان تیم ایران میتوان تا حدی مشکلات فنی را توجیه کرد اما جای نقد همیشه باز است و باید چند پرسش بزرگ را درباره شرایط فنی و کیفی تیم ایران مطرح کرد تا بلکه در بازی با بلژیک شرایط نسبتاً بهبود یابد.
پرسش اول: برتری دقایق ابتدایی چه شد؟ تیم ملی شروع خوبی مقابل نیوزیلند داشت. خیلی زود بر توپ و میدان حاکم شد و با کمک از اتمسفر ورزشگاه توانست بر تمام استرسها و مشکلات قبل از تورنمنت و تا لحظه شروع بازی غلبه کند. حاصل این برتری پنج دقیقهای یکی دو موقعیت از جمله شوت آریا یوسفی بود. با وجود این اتفاق عجیب و غیر قابل قبول آنجاست که تیم ملی وقتی بهتر و برتر از حریفش بازی میکرد با اولین توپی به طرف دروازهاش آمد گل خورد. سؤال اول اینجاست که چرا تیم ملی از این برتری همه جانبهاش در 7 دقیقه ابتدایی استفاده نکرد و چطور برخلاف جریان بازی گل خورد.
پرسش دوم: 7 به 2 گل خوردید؟ در صحنهای که منجر به گل اول نیوزیلند شد اتفاق عجیبی رخ داد. کریس وود در کمال خونسردی و بدون مزاحم توپ را کنترل کرد، چرخید، حرکت کرد، پاس داد و در ادامه الیجا جاست بدون مزاحم توپ را کنترل کرد و ضربه نهایی را نواخت. تمام این فعل و انفعالات بازیکنان حریف در شرایطی رخ داد که هفت بازیکن تیم ملی دور و بر این دو بازیکن نیوزیلند بودند اما عملاً کاری از پیش نبردند تا مشخص شود تیم ملی در سازمان دفاعی در تمام جزئیات از جمله پوششها و گرفتن فضاهای حیاتی از حریف مشکل دارد و تک تک نفرات وظایف خود را درست انجام نمیدهند.
پرسش سوم؛ چرا طارمی پاس نداد؟ مهدی طارمی فوتبالیست فوقالعاده توانمندی است اما در موقعیتی که توپ را به تیر دروازه حریف زد میتوانست آریا یوسفی و رامین رضاییان را صاحب توپ کند. واقعیت اینکه در آن صحنه هر دو نفر نسبت به طارمی موقعیت بهتری برای گلزنی داشتند و شاید تیم ملی نتیجه بهتری میگرفت. طارمی بعدتر در یکی دو صحنه دیگر نیز خودش رأساً اقدام به پیش بردن توپ و نواختن ضربه کرد تا مشخص شود عنصر خودخواهی بر او غلبه کرده و میخواهد نقش مهمی در نتیجه ایفا کند که البته شرایط بدنیاش و البته کمی بدشانسی این اجازه را به او نداد.
پرسش چهارم؛ یک اشتباه را دو بار تکرار میکنند؟ در صحنه گل دوم نیوزیلند باز هم اشتباهات مکرر بازیکنان مدافع پشت سر هم به وقوع پیوست تا حریف به گل برسد. در این صحنه چهار بازیکن ایران از جمله دو مدافع میانی و مدافع چپ تیم ایران بیشتر نظارهگر بودند تا دوباره زوج کریس وود و الیجا جاست توپ بگیرند، پاس بدهند، حرکت کنند و ضربه نهایی را به پیکر تیم ملی وارد سازند. نکته اینجاست که حتی اواخر نیمه اول وقتی در دفاع متمرکز بودیم نیز مدافع چپ حریف در حوالی محوطه جریمه تیم ملی راحت صاحب توپ شد و ضربه نهاییاش را هم زد تا مشخص شود سازمان دفاعی تیم ملی چه در موقعیت ضدحملات حریف چه در زمانی که حریف در زمین ما خیمه زده مشکلات اساسی دارد.
پرسش پنجم؛ این همه مصدومیت برای چیست؟ سه تعویض از چهار تعویض تیم ملی به خاطر مصدومیت یا مشکلات جسمانی بازیکنان اتفاق افتاد. در اوایل نیمه دوم شهریار مغانلو مصدومیتی جزئی داشت و علیپور به بازی رفت اما بازیکن جانشین نتوانست وظایفی که مغانلو انجام میداد را دنبال کند و یک تعویض شکست خورده شد. سامان قدوس هم تا زمانی که در بازی بود در حملات اثرگذار نشان داد اما حاجصفی هرگز نتوانست امور بازیسازی تیم را مثل او پیش ببرد. مهدی طارمی نیز در فاز حمله و در پیش بردن توپ و کارهای ترکیبی نقش مهمی در تیم ملی ایفا میکرد که مصدومیتش مانع از تکمیل بازی او شد و حسینزاده به زمین رفت. سؤال اینجاست که چرا این همه مصدومیت در یک بازی نصیب تیم ایران شد و سه بازیکن مهم با شرح وظایفی حیاتی به خاطر آسیبدیدگی از زمین بیرون رفتند؟ آیا سن بالای این نفرات باعث مصدومیتشان شد یا تیم از نظر آمادگی بدنی شرایط خوبی نداشت؟ آیا دیر رفتن به آمریکا و مشکلات رفت و آمد در این مصدومیتها تأثیرگذار بود؟
پرسش ششم: چرا از برتری لحظات آخر استفاده نکردیم؟ در دقایق پایانی تیمی که بیشتر دنبال برد میگشت ایران بود. در واقع با اینکه آمار شوت به دروازه حریف و کمی مالکیت توپ آنها بیشتر بود اما در لحظات پایانی تیم ایران انگیزه و اشتیاق بیشتری برای رسیدن به گل برتری داشت. با وجود این سؤال اینجاست که چرا این انگیزه و اشتیاق بیشتر منجر به گل برتری نشد و فقط دو موقعیت نصف و نیمه خلق کردیم؟ به نظر میدهد شلختگی و بیبرنامگی که در سازمان دفاعی وجود داشت به نوع دیگری در فاز حمله هم دیده میشد. در آن دقایق تعداد بازیکنان مهاجم و خلاق در زمین زیاد نبود و تیم ملی از برتری خود سودی نبرد.