
خبرگزاری مهر، گروه جامعه؛ هفدهم دیماه در تقویم رسمی ایران سالهاست با یک تصویر واحد شناخته میشود: فرمان کشف حجاب رضاخانی در سال ۱۳۱۴. تصویری تلخ، تحمیلی و آمیخته با خشونت دولتی که «آزادی زن» را با کشیدن چادر از سر زنان معنا میکرد. اما تاریخ، همیشه آنگونه که در تقویمها خلاصه میشود، پیش نمیرود. هفدهم دی، چهار دهه بعد، به روزی بدل شد که همان زنِ به حاشیه راندهشده، به نیرویی تاریخساز تبدیل شد؛ روزی که زنان مشهد، بیسلاح و بی تریبون، اما با قرآن و اراده، پیشاپیش یک ملت ایستادند.
سیاست کشف حجاب در ایران، نه پدیدهای بومی، بلکه بخشی از پروژهای منطقهای بود. مصطفی کمال آتاتورک در ترکیه، امانالله خان در افغانستان و رضاخان در ایران، هر سه با نسخهای مشابه از «مدرنیزاسیون اجباری» به میدان آمدند؛ نسخهای که مرزهای جغرافیایی را کافی نمیدانست و هدفش تسخیر مرزهای باور و فرهنگ بود. در ایران، این پروژه با خشونت عریان همراه شد: ممنوعیت حجاب، ضربوشتم زنان، خانهنشینی اجباری و حذف زن محجبه از عرصه اجتماعی.
اما این سرکوب، بهجای حذف زن، او را به حافظ ارزشها بدل کرد. خانهنشینی زنان پس از کشف حجاب، نه انفعال، که شکلی از مقاومت خاموش بود؛ مقاومتی که ریشه دواند و در بزنگاههای تاریخی، خود را به شکل کنش جمعی نشان داد.
در چنین بستری، ۱۷ دیماه ۱۳۵۶ در مشهد رخ داد؛ روزی که زنان برای نخستینبار، نه در حاشیه، بلکه در متن یک اعتراض علنی و مستقل ایستادند. بانوان مدارس علمیه و اسلامشناسی، با قرآنهایی در دست و پلاکاردهایی بیصدا، خیابانهای بازرگان، آزادی و شهدا را پیمودند. شعارشان روی پارچهای سفید نوشته شده بود: «ما زنان خراسان، آزادی خواهران دربند را خواهانیم.»
این حرکت، نه واکنشی مقطعی، بلکه اعتراض به کلیت ساختار طاغوت بود؛ اعتراضی که با حمله نیروهای رژیم، ضربوشتم و بازداشت ۱۷ زن پاسخ داده شد. اما همین برخورد خشن، جرقهای شد برای پیوند این قیام با موج عمومی انقلاب. به تعبیر رهبر انقلاب، این یک «حرکت عمومی بانوان» بود که مردان را به میدان کشاند؛ معجزهای که کمتر روایت شد.
حجاب برای این زنان نه صرفاً یک الزام اخلاقی، بلکه ابزاری برای مدیریت، اختیار شخصی و مقابله با خوانشهای نادرست و تحمیلی بود
یکی از زنان حاضر در آن روز چنین روایت میکند:
«در سرمای دی ماه، هنگامی که انگشتانمان از سرما سیاه شده بود، با چادر از کوچهها بیرون آمدیم. افراد با یکدیگر همراه شدند و جمعی متصل شکل گرفت. در خیابانهای مشهد، ماشینهای ارتش وارد شده و مأموران دولتی پیاده شدند. ما پرچم برداشتیم و به سمت زنانی که عبور میکردند رفتیم تا آنها متوجه شوند که راهپیمایی آغاز شده است.
در آن روز، گروهی از بانوان مسلمان به راهپیمایی پرداختند؛ این حرکت، علیه برخی کسانی بود که هر ساله به مناسبت ۱۷ دی، روز کشف حجاب، پرچم بالا میبردند و به مجسمه رضاخان تقدیم میکردند. مسیر راهپیمایی از فلکه آب آغاز شد و با حدود ۱۵ نفر، آهسته و پیوسته حرکت کردند و کم کم بر تعدادشان افزوده میشد. پرچمی را باز کردند با نوشته: «ما زنان ایران، این روز را روز خود میدانیم.»
این روایت نشان میدهد حضور زنان نه تنها پیوندها را مخدوش نکرد، بلکه معنا و هویت تازهای به حرکت بخشید. روایت، تجربه و ایمان را ترکیب میکند و همان چیزی که واقعه را ماندگار میکند، شکل میدهد. حجاب برای این زنان نه صرفاً یک الزام اخلاقی، بلکه ابزاری برای مدیریت، اختیار شخصی و مقابله با خوانشهای نادرست و تحمیلی بود. این روایت، زنی را نشان میدهد که خود متن را مینویسد و بر آن تسلط دارد، نه صرفاً هدف رسانهای داشته باشد.

استمرار یک قیام؛ از خیابان تا خانه
ویژگی ممتاز قیام ۱۷ دی زنان مشهد، در همان روز خلاصه نشد. این حرکت، با اشکال خلاقانهای از کنش اجتماعی ادامه یافت: روضههای خانگی، هیئتهای زنانه، نمادسازیهای شهری ساده اما معنادار. همین استمرار بود که قیام را به پیروزی انقلاب پیوند زد و نشان داد کنش زنانه، فعالان حوزه زنان، این استمرار را نشانه «شناخت دقیق صحنه و وظیفه» زنان میدانند؛ کنشی آتشبهاختیار که از دل دغدغهمندی و حس مسئولیت مادرانه برمیخیزد و نسلها را تحت تأثیر قرار میدهد.
در کنار این حرکت زنان، مردان نیز در بسیاری از مواقع نقش حمایت و همراهی را ایفا کردند. پیشروی زنان در صفوف اول تظاهرات و هدایت مسیر، و همراهی مردان در ادامه حرکت، نشان داد که هر حرکت اجتماعی بزرگ نتیجه همکاری و نقش مکمل همه اقشار جامعه است.
این نکته در قیامهای دیگر انقلاب نیز تکرار شد: از حضور زنان پیشرو در ۱۵ خرداد تا قیام مردم قم در ۱۹ دی ۱۳۵۶، زنان مسیر را باز کردند و مردان در کنارشان آن حرکت را تقویت کردند. بدون این همراهی و همکاری، بسیاری از موفقیتهای انقلاب ممکن نبود.
تاریخ با کنشگری زنان و نقش مکمل مردان شکل گرفت
دو روز بعد، ۱۹ دی ۱۳۵۶، مردم قم، زن و مرد به خیابان آمدند و با خون خود، مسیر انقلاب را شتاب بخشیدند. زنان پیشاپیش مردان حرکت کردند و مردان در پی حمایت و ادامه راه آنان بودند. این ترکیب نقشها و همکاری بود که حوادثی مانند ۱۵ خرداد، ۱۹ دی و ۱۷ دی مشهد را مؤثر و ماندگار کرد.
رهبر انقلاب در بیان اهمیت این همراهی میفرمایند:
ما نهضت را مرهون زنها میدانیم، مردها برای زنها در خیابانها ریختند، زنها مشوق مردان در مبارزات بودند… شما ملت شریف دیدید که زنهای محترم ایران بیش از مردان به میدان رفته و سد عظیم شاهنشاهی را درهم شکستند، ما همه مرهون قیام و اقدام آنان هستیم.»

بازپسگیری یک معنا
امروز، پس از دههها، ۱۷ دی همچنان در خطر مصادره معنایی است. اگر این روز فقط به کشف حجاب تقلیل یابد، روایت اصلی گم میشود. ۱۷ دی ۵۶ روز انتقام تاریخی زنان از پروژه تحقیر زن بود؛ روزی که نشان داد پیشرفت، نه با برهنهسازی اجباری، که با کرامت، ایمان و کنش آگاهانه ممکن است. این قیام را زنان شکل دادند نه مردها. چیزی در زن وجود دارد. که به او استعداد اول بودن میدهد. چیزی در زنان وجود دارد که میتواند اساس ملت باشد. دوره دوگانه سازی خانواده و جامعه همان ۱۷ دی ۵۶ تمام شد. اما ما نتوانستیم آن را به خوبی روایت کنیم.
قیام زنان مشهد، تنها یک خاطره تاریخی نیست؛ الگویی است برای امروز. الگویی از کنش زنانهای که نه تقلید از الگوهای وارداتی است و نه در حاشیه میماند. الگویی که یادآوری میکند: هرگاه زنان به باور احیای ارزشها برسند، تاریخ ناچار به حرکت میشود، و نقش مردان در همراهی، این حرکت را ممکن و پایدار میسازد.
منبع : خبرگزاری مهر

















































