
خبرگزاری مهر - گروه استان ها: ماه مبارک رمضان، فراتر از یک فریضه دینی، همواره بستری برای ظهور و بروز خردهفرهنگها و سنتهای منحصربهفرد در مناطق مختلف ایران بوده است. استان خراسان جنوبی، با پیشینهای غنی از فرهنگهای شفاهی و آیینهای محلی، نمونهای برجسته از این پیوند عمیق میان دین و فرهنگ عامه است.
با ورود به این ماه، نه تنها ساعات خواب و تغذیه تغییر میکند، بلکه سبک زندگی اجتماعی، عبادی و حتی آداب بیدارباش سحری دستخوش تحولاتی میشود که هر منطقه در این استان رنگ و بوی خاصی به آن میبخشد. اما این میراث معنوی که ریشه در دل تاریخ و صمیمیت مردمان کویر دارد، در مواجهه با تحولات سریع زندگی شهری، دستخوش تغییر یا در معرض فراموشی قرار گرفته است.
این گزارش با تکیه بر مشاهدات میدانی و نقل قول از پیشکسوتان و مسئولان فرهنگی، به کاوش در عمق سنتهای رمضان در خراسان جنوبی میپردازد و تقابل دیروز و امروز را در آیینهای این ماه تبیین می کند.
از پیشواز تا رؤیت هلال: آغازین زمزمههای رمضان
بانویی از اهالی بیرجند که گرد پیری بر چهرهاش نشسته است، از خاطرات روزهای دور میگوید؛ روزهایی که آخرین روز ماه شعبان، مقدمهای برای استقبال از رمضان بود. «عذرا بهدانی» در گفتگو با خبرنگار مهر روایت میکند که بسیاری از مردم، حتی پیش از اعلام رسمی، روزه میگرفتند تا آمادگی خود را برای ورود به این ضیافت الهی اعلام کنند.
یکی از دراماتیکترین لحظات آغازین رمضان، جستجوی هلال ماه بود. غروب روز آخر شعبان، منظرهای آشنا در بام خانههای شهر و روستا شکل میگرفت؛ مردان و روحانیون محلی بر بلندترین نقاط میایستادند تا اولین شعاع نور هلال ماه را دریابند.
هر کس که موفق به رؤیت میشد، با فریاد یا نوید، خبر را به دیگران میرساند. در برخی مناطق، این رؤیت با دعاهای ویژهای همراه بود؛ مانند عبارت مشهور «ماه را ببین و بدار / ماه را ببین و بخار (بخور)»، که در مصرع اول شرط روزهداری و در مصرع دوم، شرط فرا رسیدن عید فطر و پایان روزهداریا منوط به رؤیت هلال میدانست.

آیین بیدارباش سحر؛ همدلی در سکوت کویر
یکی از زیباترین جلوههای همبستگی در خراسان جنوبی، آیین بیدار کردن مردم برای صرف سحری بود. در غیاب تکنولوژیهای نوین، این وظیفه بر عهده افراد خوشصدا یا فعالان محلی بود.
سید احمد برآبادی، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان در گفتگو با خبرنگار مهر، بیان کرد: این کار با هدف «همیاری و نوعدوستی» انجام میشد. در برخی روستاها، کوبیدن بر طبل یا ظرف حلبی، نخستین زنگ بیدارباش بود. اما در مناطقی که روحانی یا فرد خوشآوازی حضور داشت، سنت «شوخوانی» یا «شبخوانی» اجرا میشد.
شوخوانها بر بام رفته و اشعار و ادعیه خاصی را در چند مرحله میخواندند:
مرحله اول (بیدارباش اولیه): این مرحله بیشتر برای بیدار کردن خانمها جهت شروع پخت و پز سحری بود.
مرحله دوم (زمان صرف سحری): پس از وقفهای کوتاه، بار دیگر میخواندند تا مردم فرصت یابند سحری خود را میل کنند.
مرحله نهایی (اعلام نزدیک بودن اذان): آخرین دور از شوخوانی، فاصلهای کوتاه تا اذان داشت و کار شوخوان با اعلام نزدیک شدن وقت نماز صبح و پایان زمان خوردن سحری به پایان میرسید. این فرد پس از اعلام نهایی، فرصت مییافت تا خودش نیز سحریاش را میل کند.
این همدلی به قدری عمیق بود که اگر همسایهای احساس میکرد دیگری از خواب نمانده، او را بیدار میکرد تا از ثواب روزهداری باز نماند.
سفرهها، نذورات و برکات خانگی
ماه رمضان در خراسان جنوبی با طعم غذاهای خاصی عجین شده است که ریشه در فرهنگ تغذیه منطقهای دارد. خانم بهدانی از «پلو گاورس» خاطرهانگیز دوران کودکی یاد میکند، غذایی که طعم آن هنوز زیر دندانش مانده است.
در وعده افطار، مردم سعی میکردند با غذای سبک روزه خود را باز کنند؛ نوشیدنیهای گرم یا در تابستانها، نوشیدنیهای خنک. شله زرد، فرنی و خرما از اجزای ثابت سفرهها بود. همچنین، در سحرها، مردم به سراغ غذاهای آبکی و آبگوشت میرفتند تا کمتر تشنه شوند، اگرچه در سده اخیر، برنج و غذاهای نانی رایجتر شدهاند.
نذری دادن یکی دیگر از ارکان این ماه است. در گذشته، نذری غالباً هنگام افطار و به ویژه در شبهای قدر در مساجد یا روستاها مرسوم بود، اما امروزه گاهی شاهد توزیع غذای نذری در سحرگاهان نیز هستیم. علاوه بر این، محافل انس با قرآن، چه در مساجد و چه به صورت دورههای خانگی (که پیر و جوان را گرد هم میآورد)، یکی از برکات معنوی رمضان بود.
«رمضونی»؛ آیینی ثبتشده که پیوند اجتماعی را زمزمه میکند
یکی از منحصربهفردترین سنتهای معنوی این استان که حتی در فهرست آثار معنوی کشور نیز به ثبت رسیده، مراسم «رمضونی» یا «رمضان خوانی» است که توسط نوجوانان پسر پس از افطار اجرا میشود.

در این آیین، گروهی از نوجوانان به در خانههای اقوام و همسایگان میرفتند. یک نفر که صدای خوشی داشت، سرگروهی کرده و اشعار خاصی را میخواند و بقیه پاسخ میدادند. این اشعار، نه صرفاً درخواست کمک، بلکه بشارتی برای آمدن رمضان و ذکر ائمه بود. این آیین نمادی از «مشارکت اجتماعی در کمک به همنوع» بوده و به هیچ وجه حالت تکدیگری نداشته است.
سنت اینگونه بود که گروه با صدای بلند میپرسیدند: «رَمِزُاْنی مارْ وَاْ مِدِی یا وَرْ خُانِمْدِه؟» (رمضانی ما را میدهید یا بخوانیمش؟). اگر صاحبخانه حضور داشت و هدیهای (خرما، شیرینی یا پول) تقدیم میکرد، گروه به خانه بعدی میرفت. گاهی به شوخی، ظرف آبی بر سر آنها میریختند.
نمونهای از اشعار خوانده شده به این شرح است:
«رمضو یارب، یارب رمضو، رمضو آمد خوشنام خدا / رمضو آمد مهمانش کنید، بز و بزغاله به قربانش کنید…»
برآبادی بیان کرد: این سنت هنوز در برخی شهرستانها زنده است و نشان از این دارد که ریشههای فرهنگی این آیینها قوی است، هرچند شکل اجرایی آن کمرنگ شده است.
طبلزنی طبس؛ سنجش زمان با ابزار سنتی
در شهرستان طبس، مراسم ویژهای برای سحرخوانی به نام «طبلزنی» مرسوم است که آن نیز در فهرست میراث معنوی کشور ثبت شده است. فردی با نواختن طبل یا کوبیدن بر ظرف حلبی، زمان اذان و فاصله باقیمانده تا آن را با ابزار سنتی میسنجد و در چند نوبت، مردم را برای سحری بیدار میکند.
این آیین، یک کارکرد زمانسنجی سنتی در کنار کارکرد مذهبی بیدارباش را به نمایش میگذارد و هنوز در این شهرستان مرسوم است.
شهرنشینی و چالش فراموشی سنتها
همچنان که گزارش پیش میرود، یک نقطه مشترک در روایتها هویداست: زوال تدریجی صمیمیت. خانم بهدانی در ادامه گفتگو با خبرنگار مهر اشاره میکند: آن زمان مردم سادهتر و صمیمیتر بودند، اما حالا هر چه امکانات بیشتر میشود، مردم بیشتر فاصله میگیرند و سنتها رو به فراموشی است.
وی ادامه داد: شوخوانیهای گذشته جای خود را به رادیو و تلویزیون داده است. شناخت همسایهها کمتر شده، و کمتر کسی به فکر بیدار کردن دیگری برای سحر میافتد یا نذری برای همسایه میبرد.
مسئول حوزه پژوهش اداره کل میراث فرهنگی نیز به آمادگیهای پیش از ماه اشاره میکند؛ از جمله تهیه ارزاق و پخت نان خشک برای روزهای گرم تابستان قدیم، تا نیاز به هماهنگی با روحانی از روستاهایی که فاقد امام جماعت بودند تا مراسم شبهای قدر برگزار شود.
آمادگیهای پیش از روزه: تدابیر پیشگیرانه مردمان کویر
در گذشته، مردم برای روزهداری به صورت فیزیکی خود را آماده میکردند. تهیه ارزاق مورد نیاز پیش از ماه و پخت نان خشک برای تحمل گرما و تشنگی در روزهای روزهداری طولانی، یک استراتژی مهم بود.
این تدابیر نشان میدهد که روزهداری در اقلیم گرم و خشک خراسان جنوبی، نیازمند برنامهریزی دقیق و مدیریت منابع غذایی بود که این خود بخشی از فرهنگ مقاومت مردمان این دیار محسوب میشود.
ضرورت پاسداری از میراث ناملموس
آداب و رسوم رمضان در خراسان جنوبی، از «پلو گاورس» خانگی تا «رمضونی» نوجوانان و «طبلزنی» طبس، بیش از آنکه صرفاً مجموعهای از عادات باشند، نمادی از ساختار اجتماعی مبتنی بر همیاری، اخوت دینی و توجه به نیازهای همسایه و همنوع بودند.
در حالی که برخی از این سنتها مانند رمضانخوانی در فهرست ملی ثبت شده و مورد حمایت قرار گرفتهاند، سرعت تحولات اجتماعی و فاصلهگیری شهرنشینان از یکدیگر، زنگ خطری جدی برای فراموشی سایر جلوههای کمرنگتر این میراث معنوی است. حفظ این خردهفرهنگها نیازمند توجه بیشتر نهادهای فرهنگی و فعالسازی مجدد آنها در بطن زندگی مدرن است تا اصالت و صمیمیت دیرین این ماه در خراسان جنوبی، برای نسلهای آینده نیز حفظ شود.
منبع : خبرگزاری مهر

















































