خبرگزاری مهر / ۱۴۰۴/۰۹/۲۶

راستی‌آزمایی ادعاهای اخیر عبدالله شهبازی

مرکز اسناد انقلاب اسلامی با توجه به رسالت پاسداری از واقعیات تاریخی بخشی از خاطرات گفته شده اخیر عبدالله شهبازی را صحت‌سنجی کرده و متأسفانه ادعاهای او را خلاف واقعیات تاریخی یافت.
راستی‌آزمایی ادعاهای اخیر عبدالله شهبازی

به گزارش خبرگزاری مهر، عبدالله شهبازی اخیراً در کلاب‌هاوس، بخشی از خاطرات و تجربیات زیسته خود - پیش از انقلاب تا سال‌های پس از انقلاب - را در هفت جلسه بیان کرده است. بخشی از این خاطرات خود گفته مربوط به دوران بازداشت وی در جریان ضربه به حزب توده در سال‌های ۶۱ و ۶۲ بود. مرکز اسناد انقلاب اسلامی با توجه به رسالت پاسداری از واقعیات تاریخی و نظر به آرشیو غنی اسنادی خود، بخشی از خاطرات گفته شده شهبازی را صحت‌سنجی کرده و متأسفانه ادعاهای او را خلاف واقعیات تاریخی یافت. متن پیشِ رو نظری مستند به برخی خاطرات ادعایی عبدالله شهبازی است.

متن پیش رو نظری مستند به خاطرات عبدالله شهبازی است که اخیراً در شبکه‌های اجتماعی مطرح شده است.

توبه با طبری؟

برای مقدمه باید بدانیم که ضربه اول به حزب توده با دستگیری تعدادی از اعضای حزب در بهمن ۱۳۶۱ و ضربه دوم در اردیبهشت ۱۳۶۲ بوده است. عبدالله شهبازی که در بخش علنی حزب (به خصوص سازمان جوانان و شعبه پژوهش مشغول بود) در ضربه اول دستگیر شد.

شهبازی درباره دوران بازداشت خود (پس از انقلاب) مسائل متعددی را مطرح کرده است. از جمله اینکه می‌گوید: «بعداً متوجه شدم که اینها از قبل برنامه داشتند. یعنی من را خوب می‌شناختند و تحلیلشان این بود که اگر شهبازی آزاد باشد و دستگیرش نکنیم، حزب توده بعداً خودش را بازسازی می‌کند و شهبازی جای احسان طبری را می‌گیرد.» این ادعا کاملاً خلاف واقع است، چرا که نه شناخت قبلی از او وجود داشت و نه چنین تحلیلی پشت دستگیری‌اش بود! اگر واقعاً چنین تحلیلی وجود داشت، باید در ضربه بهمن ۶۱ که شهبازی دستگیر شد، احسان طبری هم دستگیر می‌شد. در حالی که احسان طبری اردیبهشت ۶۲ در جریان ضربه دوم دستگیر می‌شود. خنده‌دار نیست که در بهمن‌ماه شهبازی را به خاطر اینکه ممکن است جای طبری را بگیرد دستگیر کنند، ولی خود طبری را سه ماه بعد بگیرند؟!

ضمن اینکه باید در نظر بگیریم شهبازی آن زمان یک جوان ۲۸ ساله (متولد ۱۳۳۴) بوده است. همان زمان افرادی، چون «فرج‌الله میزانی» ۵۷ ساله با نام مستعار «ف. م. جوانشیر» (مسئول کل تشکیلات حزب توده) و «رفعت محمدزاده‌کوچری» ۵۸ ساله با نام مستعار «مسعود اخگر» (مسئول شعب پژوهش و آموزش حزب) نیز بودند که کتب، مقالات و ترجمه‌های آنها نشان از سطح سواد فلسفی، تاریخی و سیاسی‌شان از مارکسیسم دارد و قطعاً عمق تئوریکشان بیش از یک جوان ۲۸ ساله بود. با این مقدمات، چرا باید ادعای شهبازی را پذیرفت که مسئولان واحد اطلاعات سپاه، امثال میزانی و محمدزاده را نادیده گرفتند و تحلیلشان این بود که یک جوان ۲۸ ساله ممکن است جای طبری را بگیرد؟

این اما، ابتدای جاده دامنه‌دار تحریف‌های عبدالله شهبازی است. او جلوتر می‌گوید: «در ضربه دوم حزب توده در اردیبهشت ۶۲ که مرحوم احسان طبری گرفتند، من و ایشان را در یک اتاق جا دادند و در واقع به ما به عنوان نیروهای فکری حزب توده نگاه می‌کردند نه به عنوان نیروهای تشکیلاتی» این هم، خوانش پسینی و ادعای او است که هیچ ریشه‌ای در واقعیات آن زمان ندارد. در ضربه اول به حزب در بهمن ۶۱، تعداد دستگیرشدگان با تیم‌های بازجویی تناسب نداشت. هر تیم بازجویی، چندین متهم داشت که باید تخلیه اطلاعاتی و بازجویی می‌شدند. به همین علت بعضی از افرادی که از نظر تشکیلاتی و مسئولیت حزبی، رده پایین‌تری داشتند، گاهی تا چند هفته بعد از دستگیری، بازجویی اولیه هم نشدند. از جمله این افراد، خود عبدالله شهبازی است که حدود یک ماه پس از دستگیری، اولین بازجویی‌هایش آغاز شده است. پس از ضربه دوم، افراد جدیدی هم به سهمیه تیم‌های بازجویی اضافه شد. در واقع شهبازی، یکی از چند متهمِ ضربه اول تیم بازجویی و احسان طبری هم یکی از چند متهم ضربه دوم همان تیم بوده‌اند.

واقعیت این است که عبدالله شهبازی با طرح این ادعا، سعی دارد با چسباندن خود به احسان طبری استفاده کند تا یک واقعیت را بپوشاند. آن واقعیت چیست؟ شهبازی می‌گوید: «من از [سال]۶۲ که با طبری بودم دیگر توده‌ای نبودم و به شدت با طبری شروع کردیم خواندن و نقد گذشته … یعنی یک شوکی بود که من را به بازنگری واداشت و تجدیدنظر در عقایدم و نگاهم به گذشته. حالا شما اگر بگویید زیر شما فشار بوده یا نبوده؟ باید بگویم نه، فشار واقعاً نبوده.»

هم‌نشینی شهبازی با طبری در دوران بازداشت یک واقعیت است؛ اما علتش این نبود که بازجوها این دو نفر را به عنوان «نیروهای فکری» جدا نموده‌اند و آنها هم به قول شهبازی: «با هم شروع به خواندن و نقد گذشته کرده‌اند.» احسان طبری ۷ اردیبهشت‌ماه ۶۲ بازداشت شده و به گواه اسناد پرونده‌اش، حدود یک‌ماه و نیم بعد سکته مغزی کرده و در بیمارستان بستری شده است. مدتی بعد وقتی بهبود پیدا کرد و به محیط بازداشتگاه برگشت، به خاطر لرزش دست و افت سلامتی‌اش، نوشتنش سخت و خطش بسیار بد و ناخوانا شده بود؛ لذا نیاز بود کسی کنارش باشد تا بتواند کمکش کند. اما چرا شهبازی انتخاب شد؟

چون در این چندماه (از شروع بازجویی در اسفند ۶۱ تا حدود تیرماه ۶۲ و بازگشت طبری به بازداشتگاه) عبدالله شهبازی سابقه بسیار خوبی در همکاری با تیم بازجویی داشت و حتی از همان اسفندماه اعلام کرده بود از مارکسیسم توبه کرده است. «توبه‌ی داوطلبانه»، آن واقعیتی است که شهبازی درصدد پنهان کردنش است و به همین خاطر تاریخ را جلو می‌کشد و می‌گوید: «از ۶۲ با طبری نشستیم خواندن و نقد گذشته.» در حالی که اوراق پرونده شهبازی، خلاف این ادعا را ثابت می‌کند. او در اعترافات اسفندماه ۶۱ و فروردین ۶۲ (یعنی پیش از دستگیری طبری) مکرر و متعدد، صراحتاً و رسماً اعلام کرده از مارکسیسم روی‌گردان شده و قصد جبران دارد. بخشی از نامه‌ی ۶۱/۱۲/۱۶ وی، یعنی نخستین روزهای شروع بازجویی‌اش به این شرح است:

«برادران! هرچه بیشتر می‌اندیشم، پی می‌برم که در چه لجن‌زاری فرورفته بودم. من صادقانه می‌خواهم تا بطور کامل از این لجن‌زار خارج شوم و یک انسان مفید باشم. تمنا دارم به من کمک کنید. مسائلی که مطرح می‌کنم، مسائلی است که پیش از این هیچ‌گاه ذهنم را به خود مشغول نکرده بود و چنان در حزب غرق بودم که هیچ‌گونه عدم‌مشروعیتی حتی در برابر وجدان خود برای آن قائل نبودم. ولی پیش از شروع لازم است به علت اصلی انقلابی که در درونم روی می‌دهد بطور مختصر اشاره کنم. برادران! اکنون که می‌اندیشم پی می‌برم که هیچ‌گاه واقعاً به مارکسیسم مؤمن نبوده‌ام. من در محیطی مذهبی پرورش یافته و نوجوانیم را در این محیط گذرانیدم. علی‌رغم گسست طولانی از آن، زمینه روحی و روانی من همین محیط بوده است. درست است که من به مارکسیسم گرویدم و از نظر تئوریک حتی به سطح بالایی رسیدم، ولی هیچ‌گاه مارکسیسم در اعماق روح من جای نداشت … مارکسیسم برای من ایدئولوژی بود که هیچ‌گاه نتوانست در زمین وجودم ریشه بدواند، هر چند شاخ و برگ‌های آن گسترده بود.»

چنین نوشته‌هایی در اوراق ماه‌های اسفند ۶۱ و فروردین ۶۲ پرونده عبدالله شهبازی کم نیست. باید در نظر بگیریم که اسفندماه ۶۱، دغدغه و هدف تیم بازجویی، نه بُریدن یا بُراندن افراد از مارکسیسم و حزب توده و احیاناً مانور تبلیغاتی روی آنها، بلکه تخلیه اطلاعاتی افراد برای رسیدن به سرنخ‌های بعدی است. در چنین فضایی، شهبازی پیش از آنکه اطلاعات خود از حزب را بگوید، داوطلبانه و پیش‌دستانه از مارکسیسم هم توبه کرده است. اما درکمال تعجب، چهل و چند سال بعد ادعا می‌کند که پس از هم‌نشینی با احسان طبری (که اردیبهشت ۶۲ دستگیر شده) همراه با او، مطالعه کرده و از مارکسیسم روی‌گردان شده است.

راستی‌آزمایی ادعاهای اخیر عبدالله شهبازی

اما چرا تیم بازجویی تصمیم گرفت طبری و شهبازی با هم هم‌نشین شوند؟ می‌توان پاسخ این سوال را از دست‌نوشته‌های شهبازی در سال ۶۸ (چهار سال پس از آزادی از زندان) جویا شد. او در این اوراق که در حال برشمردن خدمات خود است، در سرفصل «همکاری با طبری» این‌چنین نوشته است:

«۱- بحث‌های اولیه - جروبحث - نقد مارکسیزم

۲- نگارش حدود ده گزارش از وضع روحی وی و تماس مدام با برادران

۳- هم‌فکری در نگارش مقالات

۴- هم‌فکری و بحث‌های مفصل در تاریخ حزب که نتیجه آن کتاب «کژراهه» است

۵-پ اکنویس ده‌ها مقاله طبری + فهرست مفصل توضیحی کژراهه

۷- [۱] همکاری با برادران بازجو در محورهای مختلف

۸- نگارش مقالات مختلف طی دوران زندان»

هر خواننده منصفی می‌تواند قضاوت کند که آن‌چه شهبازی سال ۶۸ نوشته با ادعای سال ۱۴۰۴ او که «از اول با من به عنوان یک چهره تئوریک برخورد کردند و سعی داشتند از تخصصم استفاده کنند.» چه نسبتی دارد! آیا عبدالله شهبازی حاضر است تصویر و متن یکی از گزارش‌هایش از ملاقات با طبری منتشر شود تا مخاطبین خاطراتش خود قضاوت کنند آنچه بین این دو نفر گذشته «با هم مطالعه کردن و بریدن تدریجی از مارکسیسم» بوده یا فعالیت پُرشور یک تواب برای کسب خبر و القا محورهای مطلوب به طبری؟ جالب آنکه شهبازی در حالی به عنوان یک تواب مورد اطمینان تیم بازجویی در کنار طبری قرار گرفته بود، که طبری از توبه‌ی او و همکاری‌اش با تیم بازجویی بی‌خبر بود. بخشی از متن گزارشی که شهبازی ۱۰ آبان ۶۲ از تعاملش با طبری نوشته است:

«آن حالت مقاومت فکری که دیروز در او دیده بودم و من را کمی نگران کرده بود، امروز وجود نداشت و کاملاً ابراز آمادگی می‌کرد تا مسئله مارکسیسم را حل کند و از نظر فکری خودش را از قید و بند تفکر مارکسیستی رها سازد، ولی طبیعی است که این امر به زمان احتیاج دارد و کمی تدریجی خواهد بود. نکته جالبش این‌که از من راجع به شرایط و آداب نماز و وضو و غسل پرسید و گفت که می‌خواهد مسلمان شود و نماز بخواند. البته از من پرسید که تو نماز می‌خوانی؟ من کمی متحیر ماندم که چه جواب بدهم. چون نمی‌خواستم بداند که توبه کرده‌ام، و بالاخره گفتم که هنوز نماز نمی‌خوانم و منتظرم اول طبری شروع کند؟! به هر حال کمی آداب نماز و غسل و وضو و توبه را برایش گفتم …».

اما کار به این‌جا ختم نمی‌شود. به گواه اوراق پرونده، او ۱۰ فروردین‌ماه ۶۲ یعنی حدود یک‌ماه پیش از دستگیری طبری، پا را از توبه عقیدتی و بریدن فکری فراتر گذاشته و خواستار فرصتی عملی برای جبران اشتباهات گذشته‌اش می‌شود. سه پیشنهاد شهبازی در آن تاریخ، نفوذ در تشکیلات حزب توده، مصاحبه تلویزیونی و نگارش مقالات افشاگرانه است:

«۱- تقاضا دارم تا زمان تشکیل دادگاه، چنان‌چه مسئولین صلاح بدانند و ضرورت آن را تشخیص دهند، از زندان آزاد شوم و به هر شکلی که صلاح دانسته می‌شود، در تشکیلات موجود حزب توده نفوذ کرده و طبق رهنمودهای برادران، در جهت کشف کامل این شبکه شیطانی عمل کنم و طبعاً هر زمان که فعالیتم بی‌نتیجه باشد مجدداً به زندان مراجعت کرده تا در دادگاه الهی سهم خود را در افشای ماهیت کثیف حزب خودفروخته‌ای که مسئول انحراف هزاران جوان است ادا نمایم. ۲- اگر با پیشنهاد اول موافقت نمی‌شود، تقاضا دارم امکان شرکت در یک مصاحبه رادیوتلویزیونی برای اینجانب فراهم آید تا در آن مصاحبه برای آگاه‌ساختن جوانان منحرف و برای اطلاع امت شهیدپرور و همیشه بیدار و کبیر، حرف دل خود را زده و ماهیت کثیف حزب توده، مارکسیسم، علل انحرافم و آن‌چه را که بدان رسیده‌ام بیان دارم. ۳- به هر صورت دیگری که برادران صلاح می‌دانند آمادگی خود را برای جبران گناهانم و ریشه‌کن ساختن گروهک منفور حزب توده اعلام می‌دارم. از جمله چنان‌چه کتب و نشریات حزب توده در اختیارم گذارده شود می‌توانم با نگارش مقالاتی به تشریح سیاست منافقانه و فرصت‌طلبانه حزب توده، تاریخچه و عملکردهای آن پیش و پس از انقلاب اسلامی ایران و … بپردازم.»

به‌نظر می‌رسد ذکر همین چند مورد کافی است تا مشخص شود ادعای بریدن از حزب و مارکسیسم پس از همراهی با طبری چقدر خلاف واقع بوده است. حال شهبازی باید به این سوال جواب دهد که علی‌رغم چنین سابقه‌ای، چرا چهل‌وچند سال بعد می‌گوید: «بعداً از مسئول پرونده و دیگران شنیدم که در واقع من و طبری را جدا کرده بودند به عنوان نیروهایی که مثلاً جذبمان کنند.»

راستی‌آزمایی ادعاهای اخیر عبدالله شهبازی

باخبر یا بی‌خبر؟

عبدالله شهبازی در روایت تاریخی‌اش چندبار تأکید می‌کند که: «من در بخش علنی حزب توده بودم و اطلاعی از بخش مخفی نداشتم.»

متأسفانه این ادعای او هم کاملاً خلاف واقعیت است. شهبازی همان‌طور که خود می‌گوید، زمانی که در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران دانشجو بوده با چند تن از دوستانش یک محفل و هسته کوچک توده‌ای داشتند. به سبک مرسوم، با مرکزیت حزب در آلمان‌شرقی نامه‌نگاری می‌کردند و این، منجر به سفر او به آلمان و دیدار با کیانوری می‌شود. شهبازی در روایتِ ۱۴۰۴ خود، تا این جای ماجرا را تعریف می‌کند، ولی نمی‌گوید که «رضا اشرفی‌زاده» و «علی کتانی»، دو تن از دوستان هم‌محفلی توده‌ای و هم‌دانشکده‌ای او، پیش از انقلاب به سازمان مخفی «نوید» پیوستند و پس از انقلاب هم از اعضای سازمان مخفی بودند و او نیز از این قضیه مطلع بوده است. بلکه ترجیح می‌دهد در پاسخ به این سوال که به عنوان یک نیروی علنی حزب، احتمال وجود بخش مخفی یا سازمان نظامی را می‌داده یا نه؟ بگوید: «فکر می‌کردیم خُب حزب توده شاید داشته باشد، شاید کار کرده باشد. این تصور را ما داشتیم که شاید مثلاً نیرو داشته باشد. ولی این‌که به‌طور مستند ما بدانیم که تشکیلات مخفی دارد یا تشکیلات نظامی دارد، اینها را نمی‌دانستیم واقعاً

در حالی که در بازجویی‌های اسفندماه ۱۳۶۱ خیلی راحت و شفاف، ماجرا را تعریف کرده است. شهبازی در بازجویی ۶۱/۱۲/۱۵ خود، پس از شرح نامه‌نگاری با حزب و سفرش به آلمان، می‌نویسد:

«در بازگشت به ایران، مسئله را با رضا [اشرفی‌زاده] در میان گذاشتم و وی گفت که از طریق سازمان نوید با او تماس گرفته‌اند و با آنها کار می‌کند. این دوگانگی در تماس موجب شد که عملاً من نتوانم گروه را تشکیل دهم. به زودی انقلاب فرا رسید و پیروز شد. پس از چندی رضا گفت که قرار شده اعضای نوید فعالیت علنی نکنند و به صورت مخفی بمانند، تا اگر شرایطی مانند ۲۸ مرداد پیش آمد هسته حزبی وجود داشته باشد که سالم بماند. از آن پس رضا را ندیدم. تا چند ماهی بعد به اتفاق همسرش به خانه‌مان آمد و یک شب ماند و هیچ صحبتی نکرد. وی اهل و ساکن دزفول است. دیگر در رابطه با سازمان مخفی حزب اطلاع دیگری ندارم.»

شهبازی در بازجویی یک روز بعد هم، درباره علی کتانی می‌نویسد:

«پس از مخفی شدن رضا متوجه شدم که علی کتانی از فعالیت در دانشکده سر باز می‌زند و به جرگه دانشجویان غیرسیاسی پیوسته، که این امر حتی اعتراض بچه‌های توده‌ای را در پی داشت. من حدس زدم که وی نیز در رابطه با رضا با سازمان نوید بوده و مخفی شده. در سال ۶۰ که برای ثبت نام به دانشکده رفته بودم وی را دیدم که به دانشکده مراجعه کرده بود. با من صحبت کرد و گفت که من همیشه به یاد شما هستم ولی متأسفانه نمی‌توانم به دیدنت بیایم. حدس من تبدیل به یقین شد که وی نیز با سازمان مخفی است. به احتمال زیاد او ساکن تهران است.»

علی کتانی که عبدالله شهبازی در اسفند ۶۱ اینقدر شفاف درباره‌اش تک‌نویسی کرده، از اعضای اصلی تشکیلات مخفی پس از انقلاب است. جالب آنکه شهبازی در تحلیلِ خود، می‌گوید: «خیلی برای ما سنگین بود که با اینکه این همه وفادار هستیم به انقلاب و جمهوری اسلامی و امام خمینی، حالا از طرف اینها متهم شویم به جاسوسی و براندازی و فلان فلان.» بعد هم درباره تشکیلات مخفی، به بازجویی ۲۸ اسفند ۶۱ کیانوری اشاره کرده و می‌گوید: «آمد و داوطلبانه، هم سازمان مخفی را نوشت و حتی اسامی سه چهره اصلی به اصطلاح عضو حزب توده را یعنی آقای سرهنگ کبیری، سرهنگ عطاریان و ناخدا افضلی را این سه نفر را نوشت بدون هیچ فشاری.» شهبازی، اما ترجیح می‌دهد به یاد نیاورد و نگوید که خودش دوازده روز قبل از کیانوری، در اثبات انحرافات سیاسی حزب به «وجود عوامل نفوذی در نهادهای دولتی» اشاره کرده و این‌گونه نوشته است:

«فاکت‌های من در این زمینه محدود و اندک است، ولی برای من مسجل است که حزب چنین عواملی داشته. وجود سازمان مخفی تأییدی است بر وجود شبکه‌ای از عوامل نفوذی؛ زیرا مسلماً آن توده‌ای که طی ۴ سال گذشته از شرکت در ابتدایی‌ترین فعالیت سیاسی خودداری کرده، در پی کاسبی یا زن و بچه نبوده و از این امتیاز به خوبی بهره‌برداری می‌کرده است.»

به نظر ذکر همین چند مورد از مکتوبات او، کافی است تا بدانیم ادعای امروزینِ شهبازی درباره بی‌خبری از تشکیلات مخفی، چقدر با واقعیت تاریخی فاصله دارد.

راستی‌آزمایی ادعاهای اخیر عبدالله شهبازی

سندرم استکهلم یا فراتوبه؟

دامنه و دایره تحریف واقعیات توسط عبدالله شهبازی، به خاطرات شخصی‌اش منحصر نمی‌ماند. بالاخره او در تمام این چند دهه، یکی ازمهمترین نمادها و مصادیق مفهومی به نام «تواب» بوده است. کسی که نه تنها از گذشته‌اش بریده، بلکه تا سال‌ها با نهادهای امنیتی و حاکمیتی هم کار کرده است. به همین خاطر طبیعی است که بخواهد «آن بریدن و این پیوستن» را تئوریزه کند و به‌خصوص حالا که چند سالی است در آمریکا نشسته و «ژست اپوزیسیون» گرفته، خود را از بارِ منفی کلمه تواب برهاند. شاید به همین خاطر است که این فراز از تحلیل‌های شهبازی و روایت‌هایش، تناقض‌های متعددی دارد.

او یک پایه‌ی بحث را بر مفهوم «سندرم استکهلم» که وابستگی عاطفی بین زندانیان و زندانی است می‌گذارد و می‌گوید: «توده‌ای‌ها آن جوانان انقلابی، بازجویان را متحد خودشان می‌دیدند و سعی و تلاش می‌کردند آن چیزی که به‌زعم خودشان سوءتفاهم بود را برطرف کنند. این احساس همدلی بین زندانی و زندانبان، عامل مهمی بود که سبب شد زندانیان حزب توده به‌طور جدی ببُرند.»

اولین نکته قابل‌توجه این است که این قاعده‌ی ادعایی شهبازی نادرست است. چرا که تعداد قابل‌توجهی از توده‌ای‌ها - در سطوح مختلف تشکیلاتی – علی‌رغم قرابت تحلیلی با انقلابی‌ها، نبُریدند و تا چند سال بعد در زندان هم بر سر موضع خود باقی ماندند. در واقع تحلیل ادعایی او ممکن است «آن بریدن» را تا حدی توجیه کند، ولی نادرستی‌اش در ناتوانی تحلیل آن «نبریدن» به چشم می‌آید. ضمن اینکه سندرم استکهلم، یک حالت روانی و عاطفی است که به تدریج و در طول زمان رخ می‌دهد. یعنی زندانی به خاطر فضای بسته زندان و ارتباطات قطع شده با بیرون، آرام‌آرام به زندانبان خود یک حِس تعلّق عاطفی پیدا می‌کند. نه آن‌که از همان جلسه اول یا دوم بازجویی هر چه در چنته دارد، در اختیار قرار دهد.

واقعیت این است که ما با دو پدیده مواجه هستیم که به نظر می‌رسد شهبازی عامدانه آنها را با هم مخلوط می‌کند: یکی «بریدن و اعتراف کردن» و دومی «توبه و همکاری». آنچه او داشته، دومی است و از قضا هیچیک از این دو، ربطی به آن سندرم استکهلم ندارد.

اسفندماه ۶۱ تعداد قابل‌توجهی از سران و کادر دستگیر شده حزب توده، هنوز مشغول مقاومت نصفه و نیمه در برابر بازجویان بودند و تیم بازجویی در استخراج اطلاعات از آنها با سختی و دشواری روبه‌رو بود. اما شهبازی در روزهای ابتدایی آغاز بازجویی‌اش و در حالی که مطالبه تیم بازجویی، اطلاعات او از تشکیلات و فعالیت‌های حزب است، پیش‌دستانه وارد فاز توبه عقیدتی از مارکسیسم و بازگشت به دامان اسلام شده است. چیزی که او می‌کوشد در این آب گِل‌آلود از چشم مخاطب پنهان کند، این توبه‌ی زودهنگام و همکاری حداکثری‌اش با تیم بازجویی است.

صاحب‌نظران امنیتی می‌گویند که همکاری یک تواب، بیش از همکاری یک بریده است. کسی که ادعای توبه دارد، دست به هر کار و شیرین‌کاری می‌زند تا «واقعی بودن توبه‌اش» را به طرف مقابل بقبولاند. انگیزه‌ای که به نظر می‌رسد خاستگاه سه پیشنهاد شهبازی در ۱۰ فروردین ۶۲ یعنی «نفوذ در بقایای توده، مصاحبه رادیوتلویزیونی و نگارش کتاب و مقاله‌های افشاگرانه» و آن «خدمات هشت‌گانه در معاشرت با طبری» است. همکاری‌های شهبازی در معرفی تمام و کمال هر آن کس که می‌شناسد نیز به قدری جامع و کامل است که بازجویش در یکی از گردش‌کارهای پرونده او، در تمجیدش چنین می‌نویسد: «از نمونه‌کارهای این شخص، دادن اطلاعات مفیدی در مورد قریب به ششصد نفر از اعضای فعال حزب بوده است.» علاوه بر اینها در اوراق پرونده شهبازی، سوالات و محورهای پیشنهادی برای پرسیدن از سایر متهمین مثل طبری، کیانوری و عمویی نیز به چشم می‌خورد. اینها ربطی به سندرم استکهلم و همدلی نشان دادن با بازجویان ندارد، بلکه چیزهایی است که اختصاص به همکاری‌های توابانه‌ی شهبازی دارد. اغراق در گفتار و رفتار یکی از بروزهای آشکار رفتار تواب‌ها است. مثلاً وقتی شهبازی در تک‌نویسی برادرش این‌گونه می‌نویسد:

«برادر من به نام شهباز شهبازی - متولد ۱۳۴۰، دانشجوی تعلیقی دامپزشکی شیراز، توسط من توده‌ای شد، وی در شیراز است و زراعت می‌کند، مدتی با سازمان جوانان بود و سپس با حزب کار می‌کرد. وی فرد صادقی است و در سطح بالا نیست و امیدوارم که بتوانم او راه به راه اسلام بازگرداندیده و این خیانت خود را جبران کنم.»

چنین همکاری تام و تمامی، آنها که اهل تاریخ هستند را بیش از هر کس، یاد «وحید افراخته»، عضو سازمان مجاهدین خلق می‌اندازد که برای خودشیرینی نزد بازجویان ساواک، فراتر از حد انتظار همکاری کرد. جالب آن‌که چهار دهه پس از این روزها، شهبازی در بیان خاطراتش دست به دامان تخیلات شده و می‌گوید: «دو سال و نیم زندان بودم و کار من در داخل زندان به‌طور عمده تحقیق بود. چون واحد اطلاعات سپاه که جوان بودند شناختی راجع به حزب توده نداشتند و شناختشان نزدیک به صفر بود.»

راستی‌آزمایی ادعاهای اخیر عبدالله شهبازی

جالب‌تر آن‌که شهبازی که خود، بیش از دیگران به سوابق این‌چنینی‌اش واقف است، این روزها از این‌که درباره‌اش صفت «تواب» به کار برده شود برآشفته شده و می‌گوید: «کسانی که در فضای مجازی حالا به خاطر این‌که عقاید من را نمی‌پسندند یا به هر دلیلی دیگری، اتهاماتی می‌زنند - به معنای واقعی کلمه مزخرفات - ناشی از یا ناآگاهی آنهاست یا این‌که افراد مغرضی هستند که اهداف خاصی را دارند دنبال می‌کنند.»

اگر شهبازی معتقد است تواب بودنش یک تهمت و به قول خودش مزخرف است، کاش اعلام کند با انتشار پرونده‌اش مشکلی ندارند. «تا سیه‌روی شود هرکه در او غش باشد.»

آزادیِ زودهنگام.

اما یک نکته مهم و جالب توجه دیگر، بحث آزادی عبدالله شهبازی در آذر ۶۴ است است. خود وی می‌گوید: «بالأخره به خاطر این مسائل و شناختی که از سوابق من داشتند، من بعد از دو سال از زندان آزاد شدم در اوایل سال ۱۳۶۴.»، اما آنچه او عامدانه ناگفته می‌گذارد این است که برخلاف اغلب متهمین حزب توده، شهبازی با یک تسهیلات ویژه روبه‌رو بوده و آن هم این‌که پیش از برگزاری دادگاه و البته به شرط «تداوم همکاری» آزاد شده است. دادگاه او به خاطر عضویت و فعالیت در حزب، ۲ سال بعد یعنی در آبان ۱۳۶۶ برگزار شد. البته جالب‌تر این است که شهبازی با مساعدت وزارت اطلاعات، از ترم دوم سال ۶۵ نیز موفق به ثبت‌نام در دانشگاه برای ادامه تحصیل شده است. اما ماجرا این است کسی که از چنین ارفاقات ویژه‌ای بهره‌مند گشته، چهار دهه بعد وقتی در مقام مقایسه بین دوران شاه و جمهوری اسلامی قرار می‌گیرد، همه را نادیده گرفته و با برتری دادن دوران شاه با خنده و طعنه می‌گوید: «آن زمان مثل الان نبود که مانع تحصیل شوند. من دیپلمم را در زندان با معدل خوب گرفتم

راستی‌آزمایی ادعاهای اخیر عبدالله شهبازی
راستی‌آزمایی ادعاهای اخیر عبدالله شهبازی

نمک‌ناشناسی تا چه حد! کسی که قبل از دادگاه از زندان آزاد شده، در زمانی که خیلی از اعضای حزب توده در حبس بودند با موافقت مستقیم وزارت اطلاعات موفق به ادامه تحصیل در دانشگاه شده، دادگاهش نیز با مساعدت ویژه همراه بوده و حکمی که برایش صادر شده تعلیقی بوده است. حال چنین فردی چهار دهه بعد، چشم در چشم تاریخ می‌دوزد و درباره جمهوری اسلامی می‌گوید: «صرف نظر از این‌که در بازجویی چه گذشته، در زندان به شدت زندانی را تحقیر می‌کردندای کاش این حرف را حداقل از کسی می‌شنیدیم که واقعاً تحقیر شده بود، نه کسی که به خاطر همکاری‌های ویژه‌اش، تکریم‌های فراوان بهره‌مند شده است.

اما از عجایب روزگار آن‌که فردی از بستر چپ مارکسیستی با ادعای خودش به اسلام روی می‌آورد و نه تنها دگرگونی فکری که رفتار و زندگی‌اش را وقف تحولات انقلاب اسلامی می‌کند و دورانی طولانی در پناه دستگاه امنیتی و متکی به بانک‌ها و منابع گسترده در اختیار و امکانات فراوان در خدمت به حکومت دینی قلم می‌زد و علیه استکبار و صهیونیسم و رژیم فاسد پهلوی کتاب‌ها می‌نویسد، اما در نهایت در لانه استکبار و صهیونیسم، علیه انقلاب اسلامی ملت قهرمان و مردم مظلوم فلسطین سنگر می‌گیرد و برای پیروزی آدم‌کشان رجزخوانی می‌کند و توپخانه تبلیغاتی راه می‌اندازد!

«الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا» [۲]« فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ» [۳][۱]- جا افتادگی عدد ۶ سهو قلم آقای شهبازی در یادداشت اصلی است.

[۲]- سوره کهف، آیه ۱۰۴

[۳]- سوره حشر، آیه ۲

منبع : خبرگزاری مهر




چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴ - 25 February 2026
شکاف سنگین در تجارت خارجی؛ وقتی واردات می‌دود و صادرات قدم می‌زند
سايت نبض بورس

شکاف سنگین در تجارت خارجی؛ وقتی واردات می‌دود و صادرات قدم می‌زند

جدیدترین گزارشات درباره شاخص قیمت کالاهای وارداتی و صادراتی در پاییز ۱۴۰۴، یک تصویر روشن و در عین حال نگران‌کننده از ساختار تجارت خارجی ارائه می‌دهد: تورم س...
ویدیو / روایت حمزه صفوی از ۱۱ ترفند مذاکراتی ترامپ  براساس کتاب «هنر معامله» او در سال ۱۹۸۷  / چرا دانستن این کتاب برای تیم مذاکراتی ایران مهم است؟
سایت انتخاب

ویدیو / روایت حمزه صفوی از ۱۱ ترفند مذاکراتی ترامپ براساس کتاب «هنر معامله» او در سال ۱۹۸۷ / چرا دانستن این کتاب برای تیم …

حمزه صفوی استاد دانشگاه تهران در گفت‌و‌گو با «انتخاب» بیان کرد: من یک دوست فنلاندی دارم، او من را که دید کتاب هنر مذاکره ترامپ را به من هدیه داد. این کتاب این کتاب در سال ۱۹۸۷ منتشر شده است. باورم این است که چارچوب روانشناسی و متدولوژی ترامپ برای مذاکره با شفافیت در این کتاب توضیح داده شده است.
ادعای ویتکاف: دولت ترامپ می‌خواهد ایران بپذیرد که که هرگونه توافق هسته ای، دائمی باشد / ما مذاکره را با این فرض آغاز می‌کنیم که بند غروبی وجود ندارد/ سرنوشت ذخایر اورانیوم و توانایی غنی‌سازی، دو موضوع کلیدی مذاکرات هستند
سایت انتخاب

ادعای ویتکاف: دولت ترامپ می‌خواهد ایران بپذیرد که که هرگونه توافق هسته ای، دائمی باشد / ما مذاکره را با این فرض آغاز می‌کنیم …

فرستاده کاخ سفید استیو ویتکاف روز سه‌شنبه در یک نشست خصوصی گفت دولت دونالد ترامپ می‌خواهد ایران بپذیرد که هر توافق هسته‌ای آینده به‌طور نامحدود و دائمی برقرار بماند. این موضوع را یک مقام آمریکایی و دو منبع دیگر آگاه از اظهارات او تأیید کرده‌اند.
230

کلاهبرداری‌های رایج در بازار رمزارز | چگونه از ارزهای دیجیتال خود محافظت کنیم؟

در انتظار روز موعود! | راز سکوت احمدی‌نژاد در ناآرامی‌های دی‌ماه چیست؟
سایت فراز

در انتظار روز موعود! | راز سکوت احمدی‌نژاد در ناآرامی‌های دی‌ماه چیست؟

۱۲ سال پس از پایان دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، هم اسرائیل یک جنگ ۱۲ روزه به ایران تحمیل کرد و هم اعتراضاتی که از جهاتی در کشور بی‌سابقه بود در دی‌ماه شکل گرفت. با این حال نه خبری از سخنرانی‌های پر سر و صدای احمدی‌نژاد علیه اسرائیل است و نه مواضع پیشین او در مورد معترضان! راز سکوت احمدی نژاد …
چند ابهام درباره روند رسیدگی به پرونده بازداشت‌شدگان اعتراضات دی ماه‌؛ دادگاه انقلاب مرجع رسیدگی به تمام ناهنجاری‌های اجتماعی نیست
سایت اعتماد آنلاین

چند ابهام درباره روند رسیدگی به پرونده بازداشت‌شدگان اعتراضات دی ماه‌؛ دادگاه انقلاب مرجع رسیدگی به تمام ناهنجاری‌های اجتماعی …

جانشین سابق سرپرست دادسرای کرج نوشت: دادگاه انقلاب، مرجعی برای رسیدگی به جرایم خاص و استثنایی علیه امنیت کشور است، نه مرجعی برای رسیدگی به تمامی ناهنجاری‌های اجتماعی در شرایط بحرانی. توسعه عملی صلاحیت این دادگاه از طریق تغییر عنوان اتهامی، نه ‌تنها امنیت پایدار ایجاد نمی‌کند، بلکه به تضعیف اعتماد عمومی …
یک تیشرت مشکی با تک گل سفید در تجریش تهران 16 میلیون تومان/ دو اسکوپ بستنی با طعم سیب 900 هزار تومان! / پاساژها مثل موزه شده اند، نگاه می کنی ولی نمی توانی دست بزنی
سایت رکنا

یک تیشرت مشکی با تک گل سفید در تجریش تهران 16 میلیون تومان/ دو اسکوپ بستنی با طعم سیب 900 هزار تومان! / پاساژها مثل موزه …

رکنا: در پنجم اسفند ۱۴۰۴، در حالی که بازار باید در اوج تب‌وتاب نوروزی باشد، برچسب‌های قیمت در پاساژهای تندیس، قائم و ارگ واقع در محدوده میدان تجریش تهران، پیش از هر چیز خودنمایی می‌کنند؛ اعدادی که نه با کیفیت کالاها تناسب دارند و نه با واقعیت درآمدی خانوارها. شلوار جینی با طراحی چند سال پیش، هفت میلیون …
نوچه‌پروری به جان سیاست و فرهنگ سازمانی ایران افتاد/ ایران دنباله‌رو «حامی‌پروری کمونیست‌ها» شده است؟
سایت اکوایران

نوچه‌پروری به جان سیاست و فرهنگ سازمانی ایران افتاد/ ایران دنباله‌رو «حامی‌پروری کمونیست‌ها» شده است؟

موسی غنی‌نژاد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی روایت متفاوتی می کند و می گوید کمونیست‌ها در شوروی آنقدر دایره خودی را تنگ کردند و همه را غیرخودی دیدند که نتیجه‌اش فرار، مهاجرت و کنار گذاشته شدن متخصصان بود. آنهایی هم که ماندند دچار ریاکاری شدند و سیستم از داخل فروپاشید. ما داریم شبیه به این وضعیت عمل می‌کنیم.
سایت برترینها

الهام اخوان مثل جورابی در ماشین لباسشویی گم شد و رفت!

خیال باطل افزایش نرخ مسکن
روزنامه صمت

خیال باطل افزایش نرخ مسکن

باوجودی که طی 2 سال گذشته هزینه‌های ساخت روند صعودی را طی کرده، اما نرخ مسکن نه‌تنها تکان نخورده، بلکه در دوره‌ای با کاهش نرخ هم مواجه شده است. در واقع کاهش قدرت خرید مردم و مسائل سیاسی موجب شده در حال ‌حاضر نرخ مسکن با دلار ۸۰ هزار تومانی محاسبه شود، در حالی که نرخ دلار به ۱۶۳هزار تومان رسیده است. کارشناسان …
سایت خبر ورزشی

مصاحبه متفاوت مسی درباره ترس‌ها و خاطرات فراموش‌نشدنی؛ احساس نادانی می‌کنم!/ من قدیس نیستم

سرمقاله دنیای اقتصاد/ کرسی‌سوزی در انتخابات شوراها
سایت آخرین خبر

سرمقاله دنیای اقتصاد/ کرسی‌سوزی در انتخابات شوراها

دنیای اقتصاد/ «کرسی‌سوزی در انتخابات شوراها» عنوان یادداشت روز در روزنامه دنیای اقتصاد به قلم عابدین سالاری‌اسکر است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: تحلیل بازه‌‌های واقع‌‌بینانه مشارکت در انتخابات شورای شهر تهران مهم است، اما پرسش اصلی دیگر این نیست که «چه کسانی نامزد می‌شوند»، بلکه این است که
معماری اقتصاد جهانی در عصر هوش مصنوعی؛ از کارایی به تاب آوری
سایت جهان صنعت نیوز

معماری اقتصاد جهانی در عصر هوش مصنوعی؛ از کارایی به تاب آوری

جهانی‌شدن از منطق حداکثرسازی کارایی به سوی تاب‌آوری هوشمند در حال گذار است و هوش مصنوعی با طراحی جدید زنجیره‌های تأمین و خودمختاری تصمیم، به محور این تحول تبدیل شده است.
اقتصاد‌ بقا را دنبال نکنیم!
سایت الف

اقتصاد‌ بقا را دنبال نکنیم!

اقتصاد‌ بقا را دنبال نکنیم!
شهرهای اقماری اطراف تهران مترو ندارند و وزارت راه پای کار نمی آید / زنان و دختران در مسیر بازگشت به خانه دچار مشکل می شوند
سایت رکنا

شهرهای اقماری اطراف تهران مترو ندارند و وزارت راه پای کار نمی آید / زنان و دختران در مسیر بازگشت به خانه دچار مشکل می شوند

رکنا: تعلل وزارت راه در تأمین بودجه مترو شهرهای اقماری؛ زنان این مناطق را ناچار به استفاده از خودروهای شخصی ناامن و در معرض خطر می‌کند.
         
تحریک دانشجویان بسیجی به درگیری در دانشگاه توسط سایت پایداریچی ها؟ - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

تحریک دانشجویان بسیجی به درگیری در دانشگاه توسط سایت پایداریچی ها؟ - مردم سالاری آنلاین

میدان دانشگاه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند حضور فعال و شجاعانه دانشجویان انقلابی است. دانشگاه، صحنه مسئولیت‌پذیری ما و عرصه تقابل با آخرین بازماندگان جریان ارتجاعیِ ضدپیشرفت است.
بازداشت‌ها را متوقف و زندانی‌ها را آزاد کنید
سایت روزنامه سازندگی

بازداشت‌ها را متوقف و زندانی‌ها را آزاد کنید

سیدمحمد خاتمی به شایعات خروجش از کشور پایان داد و ابراز امیدواری کرد که مذاکرات ایران و آمریکا زودتر به نتیجه برسد
سرمقاله سازندگی/ مهار سیاست عجولانه
سایت آخرین خبر

سرمقاله سازندگی/ مهار سیاست عجولانه

روزنامه سازندگی/ «مهار سیاست عجولانه» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم روح‌الله اسلامی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: سایه‌ جنگ پدیده‌ای اتفاقی نیست؛ محصول انباشتی از خطاهای محاسباتی، سوءادراک‌ها و بازی‌های نمایشی در سیاست بین‌الملل است. هنگامی که منطق نمایش بر منطق مصلحت می‌چرب
         
خداحافظی وریا
سایت روزنامه سازندگی

خداحافظی وریا

وریا غفوری به ناگهان از تیم استقلال کنار گذاشته شد
سه سناریوی خطرناک روی میز ترامپ؛ تهران چگونه دست به ماشه است؟
سایت اکوایران

سه سناریوی خطرناک روی میز ترامپ؛ تهران چگونه دست به ماشه است؟

اکوایران: ایران از افزایش آمادگی نظامی خود می‌گوید و همزمان آمریکا سه گزینه از جنگ سایبری تا حملات گسترده را برای اعمال فشار بیشتر روی میز دارد.
سرمایه اجتماعی، کلید ترمیم روان زیر سایه «سوگ»
روزنامه آرمان امروز

سرمایه اجتماعی، کلید ترمیم روان زیر سایه «سوگ»

آرمان امروز : این روزها که سایه تهدید جنگ بر فضای عمومی کشور سنگینی می‌کند و هم‌زمان بحث سوگواری اجتماعی برای کشته‌شدگان حوادث دی‌ماه در جریان است، جامعه ایرانی در موقعیتی پیچیده و چندلایه از فشار روانی قرار گرفته است؛ فشاری که هم ریشه در فقدان دارد و هم در نااطمینانی نسبت به آینده. در [ ]
فضای مه‌آلود اقتصاد
روزنامه دنیای اقتصاد

فضای مه‌آلود اقتصاد

در اقتصادی که آینده آن در مه فرو رفته، تصمیم‌گیری دیگر یک مهارت مدیریتی نیست؛ به یک ریسک وجودی تبدیل می‌شود. جایی که کارآفرین پس از یک سال فعالیت، با حسرت می‌گوید «ای کاش اصلا تولید نکرده بودم و فقط طلا یا دلار خریده بودم»، مساله صرفا نوسان قیمت‌ها یا دشواری بازار نیست؛ مساله، از دست رفتن افق قابل اتکاست.
         
جنگ جهانی رخ نخواهد داد / سطح خواسته های آمریکا از ایران حداکثری است / نمی‌توانیم خوشبینی بیش از حد داشته باشیم / احتمال اینکه کشورهای منطقه به جنگ ورود کنند، نزدیک به صفر است
سایت فرارو

جنگ جهانی رخ نخواهد داد / سطح خواسته های آمریکا از ایران حداکثری است / نمی‌توانیم خوشبینی بیش از حد داشته باشیم / احتمال …

آمریکایی ها این همه شرط مطرح کرده اند که به ایران حمله نکنند، اما ایرانی ها می گویند با همه این شرایط، ما تا حدی مشخص هم مایل به ادامه غنی سازی هستیم، یا می‌خواهیم تحریم ها برداشته شود. بنابراین بین خواسته های طرفین فاصله زیادی وجود دارد. همه این ها در شرایطی مطرح می شود که حتی اگر همین فردا، تحریم های …
         
ایران در نظم جدید جهانی؛ فرصت طلایی یا آزمون پرریسک؟
سايت نبض بورس

ایران در نظم جدید جهانی؛ فرصت طلایی یا آزمون پرریسک؟

مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارش راهبردی «مقدمه‌ای بر تصویر ایران بین‌المللی و تمدنی» یک چارچوب پنج‌محوره برای بازسازی برند ملی ایران در نظم جدید جهانی ارائه کرد...
جزئیات تازه از طرح پیشنهادی ایران برای معامله با ترامپ / دیپلمات‌های ایرانی معتقدند همچنان می‌توان به توافقی میانه با ترامپ دست پیدا کرد
سایت انتخاب

جزئیات تازه از طرح پیشنهادی ایران برای معامله با ترامپ / دیپلمات‌های ایرانی معتقدند همچنان می‌توان به توافقی میانه با ترامپ …

مقامات ایرانی می‌گویند ایران می‌داند با یک رئیس‌جمهور غیرقابل پیش‌بینی آمریکا طرف است، اما دیپلمات‌هایش هنوز معتقدند می‌توانند با ترامپ راهی میانه پیدا کنند.
سایت اکوایران

ترکیه وارد بازی بزرگ جنگنده‌ها شد/ جنگنده‌ای که نقش F-16 را زیر سوال می‌برد؟

امریکا و ایران دنبال توافق هستند/ بحران داخلی دست ما را در مذاکرات می‌بندد
سایت اطلاعات آنلاین

امریکا و ایران دنبال توافق هستند/ بحران داخلی دست ما را در مذاکرات می‌بندد

تحلیلگر دیپلماسی گفت: قانونی نانوشته در نظام بین الملل می‌گوید کشوری که درگیر بحران اقتصادی است و مردمش مشکلات و محدودیت های زیادی تجربه می کنند، نمی تواند در تحرکات دیپلماتیک دستِ بالا داشته باشد.
سایت اعتماد آنلاین

ببینید| درگیری دانشجویان در تجمعات دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی

یک و نیم تریلیون دلار ثروت چگونه از ایران خارج شد؟
سایت فرارو

یک و نیم تریلیون دلار ثروت چگونه از ایران خارج شد؟

ایران درگیر موجی بی‌وقفه از مهاجرت است؛ از خالی شدن روستاها و حاشیه‌نشینی در شهرها گرفته تا خروج میلیونی نیروهای تحصیل‌کرده به خارج از کشور. جامعه‌شناسان هشدار می‌دهند تا وقتی بحران اقتصادی، تبعات تحریم‌ها و ناتوانی دولت در برطرف کردن مشکلات معیشتی مردم ادامه داشته باشد، بازگشت مهاجران تنها یک شوخی سیاسی …
    
زنان شاغل در خانه؛ بیرون از آمار
روزنامه هفت صبح

زنان شاغل در خانه؛ بیرون از آمار

هزاران زن در خانه و فضای دیجیتال کار می‌کنند اما به‌دلیل نبود تعریف رسمی، بیمه و حمایت قانونی، شغل و هویت حرفه‌ای‌شان به رسمیت شناخته نمی‌شود
از توییتر تا خیابان؛ قدرت و ضعف شبکه‌های اجتماعی
سایت روزنو

از توییتر تا خیابان؛ قدرت و ضعف شبکه‌های اجتماعی

وقتی اعتراضات دی‌ماه آغاز شد، شبکه‌های اجتماعی هنوز میدان اصلی خبر بودند، اما با قطع سراسری اینترنت از ۱۸ دی، ایران در سکوت ارتباطی فرو رفت و روایت‌های شخصی کاربران دیگر امکان گردش نداشت. در این خلأ از یک‌سو صداوسیما روایت رسمی خود را بازگو کرد و از سوی دیگر، تلویزیون‌های ماهواره‌ای ماجرا را تصویر کردند. …
چرا نبض دانشگاه تند شد؟
سایت ایران آنلاین

چرا نبض دانشگاه تند شد؟

به دنبال اعتراضات دو روز گذشته در برخی دانشگاه‌های تهران و چند شهر دیگر که با تنش‌های کلامی و درگیری‌های فیزیکی میان گروه‌های دانشجویی همراه شد، فضای آموزش عالی بار دیگر به کانون توجه افکار عمومی و مسئولان تبدیل شد.
شایعه خروج خاتمی و کودتای نافرجام، ابزار جنگ روانی ترامپ است
سایت اصلاحات نیوز

شایعه خروج خاتمی و کودتای نافرجام، ابزار جنگ روانی ترامپ است

یک روزنامه اصولگرا نوشت: یکی از نمونه‌های بارز تاکتیک تولید وحشت، انتشار خبر کذب خروج محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات از کشور بود که بلافاصله تکذیب شد. این شای...
رمضان و نوروز در تلاقی تقاضا؛ بازار آرام است یا در تعادل شکننده؟
روزنامه چارسوق

رمضان و نوروز در تلاقی تقاضا؛ بازار آرام است یا در تعادل شکننده؟

همزمانی ماه مبارک رمضان با روزهای پایانی سال، هرساله یکی از حساس‌ترین مقاطع بازار کالاهای اساسی را رقم می‌زند؛ مقطعی که در آن تقاضای فصلی، الگوی مصرف خانوار را تغییر می‌دهد و کوچک‌ترین اختلال در زنجیره تامین می‌تواند به جهش قیمت‌ها منجر شود. امسال اما روایت رسمی از ثبات، وفور کالا و کنترل قیمت‌ها حکایت …
مردم دست خالی از پاساژها برمی گردند / یک ماه حقوق برای دو تکه پوشاک سال نو!
سایت رکنا

مردم دست خالی از پاساژها برمی گردند / یک ماه حقوق برای دو تکه پوشاک سال نو!

رکنا اقتصادی: با نزدیک شدن به سال نو، بازار پوشاک تهران شلوغ اما کم‌ رونق است؛ قیمت‌ های نجومی، بسیاری از خریداران را دست خالی به خانه بازمی گرداند و نشان می‌ دهد قدرت خرید خانوارها همچنان از قیمت‌ های عرضه‌ شده عقب‌ تر است.
هم شهردار ماندنی نیست هم صدای منتقدانش کم‌رنگ شد - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

هم شهردار ماندنی نیست هم صدای منتقدانش کم‌رنگ شد - مردم سالاری آنلاین

در آستانه انتخابات شورای هفتم تهران، هم ادامه حضور علیرضا زاکانی در شهرداری با مانع قانونی روبه‌رو شده و هم ردصلاحیت برخی منتقدان او، پارلمان شهری را با بحرانی کم‌سابقه مواجه کرده است.
از نگرانی‌ زیست‌محیطی تا بن‌بست اجرایی
روزنامه صمت

از نگرانی‌ زیست‌محیطی تا بن‌بست اجرایی

در حالی که دولت به ظاهر تصمیم جدی برای اصلاح آیین‌نامه اسقاط خودروهای فرسوده دارد، اما طبق آمارهای موجود، روند خروج خودروهای فرسوده در کشور به پایین‌ترین سطح خود در دو دهه اخیر رسیده است. این روند نه‌ به نوسازی ناوگان منجر می‌شود و نه ما را از شر آلودگی ناشی از تردد خودروها فرسوده خلاص می‌کند. سال‌هاست …
عطش چین و هند برای فلز سرخ
روزنامه صمت

عطش چین و هند برای فلز سرخ

مس را باید یک فلز بسیار کاربردی دانست که از گذشته، اهمیت بسیار بالایی داشته و در صنعت کشور، نقش بزرگی را ایفا کرده است. از مس، برای ساخت ظروف، تجهیزات‌پزشکی و... استفاده می‌شود و باید گفت که یکی از پرکاربردترین فلزات صنعتی کشور است. اصولا، فلزاتی مانند مس را، فلزات حیاتی و آینده‌دار می‌نامند و این فرضیه …
زندگی زیر سایه احتمال وقوع جنگ - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

زندگی زیر سایه احتمال وقوع جنگ - مردم سالاری آنلاین

اضطرابِ پیش از جنگ، گاه به همان اندازه خودِ جنگ، فرساینده و مخرب است‌. در روزهایی که شایعه حمله، تهدیدهای سیاسی، اخبار نظامی و تحلیل‌های متناقض فضای عمومی را پر می‌کند، بدن و روان وارد چرخه‌ای از استرس می‌شود‌.
سایت عصرایران

هشدار صریح یک اقتصاددان درباره مصادره اموال؛ نه قانونی است، نه شرعی، نه عقلانی/ دارید روی آتش نارضایتی‌ها بنزین می‌ریزید

روایت ایرنا از سومین روز تجمعات دانشجویان
روزنامه شرق

روایت ایرنا از سومین روز تجمعات دانشجویان

برخی از دانشگاه های تهران از جمله دانشگاه الزهرا، صنعتی شریف ، امیرکبیر و تهران روز دوشنبه شاهد تجمع هایی بود که در برخی موارد به درگیری میان دانشجویان کشیده شد.
چرا شعارهای دانشجویان این‌گونه شد؟!
سایت عصرایران

چرا شعارهای دانشجویان این‌گونه شد؟!

اعتراضات دانشجویان قابل پیش‌بینی بود اما جنس شعارها و در برخی موارد به کار‌گیری الفاظ رکیک تناسبی با جامعۀ تحصیل‌کرده ندارد اگرچه می‌تواند ناشی از خشم و ب...
سایت اقتصادنیوز

سقوط صادرات نفت در عصر تحریم‌ها/ سه سال درآمد نفتی از دست رفت + اینفوگرافیک

ترکش تورم در سفره افطار
روزنامه دنیای اقتصاد

ترکش تورم در سفره افطار

ماه رمضان همواره فرصتی برای خانواده‌های ایرانی بود تا در کنار سفره افطار دور هم جمع شوند. اما در رمضان امسال بحران اقتصادی بر سنت‌ها غلبه کرده است. بررسی‌های میدانی «دنیای اقتصاد» نشان می‌دهد که افزایش قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید باعث شده است بسیاری از مردم نتوانند مانند گذشته مهمانی‌های خانوادگی ماه رمضان …
 تغییر آرایش در تامین قطعه
روزنامه دنیای اقتصاد

 تغییر آرایش در تامین قطعه

آمار منتشرشده از وضعیت «خرید داخلی» سه خودروساز بزرگ کشور تصویری فراتر از یک تغییر ساده در ترکیب تامین قطعات ارائه می‌دهد، تصویری که در آن همزمان سه موضوع بحران نقدینگی خودروسازان، محدودیت‌های تجارت خارجی و جهش نرخ ارز مسیر زنجیره تامین صنعت خودرو را مشخص کرده است. بررسی داده‌های مربوط به ایران‌خودرو، …
سایت اقتصادنیوز

با قیمت پارس‌نوآ در دبی چه می‌توان خرید؟

فایننشال تایمز: ترامپ با حمله به ایران، متحمل شکستی طولانی‌مدت خواهد شد
سایت اعتماد آنلاین

فایننشال تایمز: ترامپ با حمله به ایران، متحمل شکستی طولانی‌مدت خواهد شد

رسانه انگلیسی ضمن آنکه به اعتماد به‌نفس کاذب رئیس‌جمهور آمریکا اشاره کرد، گزارش داد که هرگونه اقدام نظامی این کشور علیه ایران، «شکستی طولانی‌مدت» را برای رئیس‌جمهور ترامپ به همراه خواهد آورد.
صدای طبل جنگ بلندتر شد؟ | ریسک‌های تنش نظامی ایران و آمریکا برای ترکیه | اردوغان نگران موج مهاجرت ایرانی‌ها است
سایت اکوایران

صدای طبل جنگ بلندتر شد؟ | ریسک‌های تنش نظامی ایران و آمریکا برای ترکیه | اردوغان نگران موج مهاجرت ایرانی‌ها است

اکو ایران: در سناریو حمله احتمالی آمریکا علیه ایران، ترکیه از تمام ظرفیت‌های خود به عنوان میانجی استفاده کرده است. درنهایت، اهرم فشار در واشنگتن قرار دارد؛ جایی که اسرائیل با نفوذ بالای خود می‌تواند معادلات را به‌طور کلی تغییر دهد.
کج‌کارکردی سیاست؛ واکاوی تجمع‌های دانشجویی اخیر در دانشگاه‌ها
سایت آخرین خبر

کج‌کارکردی سیاست؛ واکاوی تجمع‌های دانشجویی اخیر در دانشگاه‌ها

اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست تقی آزاد ارمکی: دانشگاه‌ها نباید قربانی کج‌کارکردی سیاست شوند غلامرضا ظریفیان: دانشگاه هم عزادار است، دانشگاه هم رنج‌دیده است مهدی بیک اوغلی| در روزهایی که تجمعات دانشجویی در برخی دانشگاه‌های کشور بار دیگر به کانون توج
از ۷ گروه مسلح نزدیک به تهران در عراق، ۴ گروه تصمیم گرفته‌اند که در صورت حمله آمریکا، از ایران حمایت نظامی کنند / این تصمیم همچنان به تحولات میدانی، شکل درگیری و محدوده آن وابسته است / برخی از این گروه‌ها مراکزی راه‌اندازی کرده‌اند که در آن از داوطلبان نام‌نویسی می‌کنند؛ عده زیادی هم قصد ثبت‌نام دارند
سایت انتخاب

از ۷ گروه مسلح نزدیک به تهران در عراق، ۴ گروه تصمیم گرفته‌اند که در صورت حمله آمریکا، از ایران حمایت نظامی کنند / این تصمیم …

یک منبع مسئول در «هیئت هماهنگی مقاومت» در عراق، که چتر جمع‌کننده چند گروه مسلح هم‌پیمان با تهران است، گفت که «یک گرایش واقعی و جدی» در میان برخی گروه‌های مسلح برای مشارکت در هر رویارویی نظامی احتمالی آمریکا با ایران وجود دارد.