
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ سحر رسولی_ شبکههای اجتماعی جدید برخلاف رسانههای گذشته مانند تلوزیون، نوعی پیکربندی و ریختشناسی جدیدی ارائه میکند که علاوه بر اینکه کاربران قادر به مصرف اطلاعات ساخته شده هستند بلکه به آنان امکان تولید و انتشار محتوا را نیز میدهد. پلتفرمهایی مانند فیسبوک، اینستاگرام، تیکتاک و ایکس توییتر سابق) هنجارهای معاشرت، اجرای هویت و مشارکت در عرصه عمومی را بازتعریف کردهاند.
این رسانههای اجتماعی تعامل مداوم و خودنظارتی را طلب میکند و زندگی روزمره را به جریانی از دادهها و تصاویر تبدیل میکند چیزی که در رسانههای پیشین وجود نداشت افراد نه تنها مصرفکننده بلکه تولید کنندهی محتوای فرهنگی نیز هستند. محیطی با میانجیگری دیجیتال که در آن افشاگریهای شخصی، اجراهای عاطفی و نشانگرهای هویتی به ارزهای اصلی برای جلب توجه و نفوذ تبدیل میشوند. این دگرگونیها بر کنشهای خانوادگی، حرفهای و سیاسی تاثیری عمیق نهاده است.
از برجستهترین پیامدهای فرهنگی رسانههای اجتماعی تشدید و مردمی شدن فرهنگ سلبریتیهاست. کاربران برای جذب دنبالکننده و کسب درآمد از روایتهای شخصی و حفظ روابط فرااجتماعی بهره میگیرند. این تحول باعث شد کاربران عادی از طریق تولید محتوای راهبردی و عاطفی به سطوح گوناگونی از شهرت دست یابند. وبلاگ نویسان سبک زندگی و وبلاگ نویسان خانوادگی نشان میدهد که چگونه زندگیهای خصوصی از جمله زندگی کودکان میتوانند در قالب بستههایی برای مصرف عمومی و در چارچوب نظام سرمایهداری پلتفرمی عرضه شوند. به ویژه کودکان به چهرههای برجستهای در این زیستبوم جدید تبدیل شدهاند نه تنها به عنوان سوژههای منفعل بلکه به مثابه نمادهایی فعال در ساخت روایتهای خانوادگی مانند نقد و بررسی اسباببازیهای حاوی تبلیغات و محتواهای خانوادگی؛ چهره کودک هم به عنوان محتوا و هم به عنوان کالا تبدیل شده و مشارکت میکند. دیده شدن کودکان در رسانههای اجتماعی نگرانیهای اخلاقی، قانونی و اخلاقی چشمگیری را برانگیخته است.
از یک سو، پلتفرمهای دیجیتال والدین را قادر ساختهاند تا زندگی فرزندان خود را مستندسازی، آرشیو و به اشتراک بگذارند و از طرف دیگر کودک در معرض نظارت، بهرهکشی و پیچیدگیهای هویتی پیش از آنکه توانایی رضایت آگاهانه داشته باشند، قرار میگیرد. کودکان حاضر در محتوای رسانههای اجتماعی برای جلب لایک، دنبال کننده و حمایت مالی بدون در نظر نگرفتن پیامدهای بلند مدت به کار گرفته میشوند. والدین با به اشتراکگذاری تصاویر کودکان حق حریم خصوصی دیجیتال کودک را نقض میکنند که این مسئله منجر به "حکمرانی بومی "در شبکههای اجتماعی فارسی شده است یعنی قوانین غیر رسمی و کنترل اجتماعی پایین به بالا توسط کاربران. کاربران فارسیزبان در یک زیستبوم رسانهای اغلب نگرانیهای خود را از طریق طنز، کنایه و نقد هنجاری بیان میکنند. برای نمونه، شخصیت «پدر آرات» که در فضای شبکههای اجتماعی فارسی به والدینی اشاره دارد که در به نمایش گذاشتن فرزندان خود زیادهروی و هویت دیجیتال فرزندان خود را تجاری میکنند. حکمرانی بومی که از طریق کوت-توییتها، اسکرینشاتها و واکنشهای عاطفی ابراز میشوند.
این پژوهش به بررسی این مسئله میپردازد که کاربران فارسیزبان ایکس چگونه دیده شدن کودکان در فضاهای آنلاین را از طریق گفتمان عاطفی و کنشهای بومی پلتفرمی مورد چانهزنی و بحث قرار میدهند. این مطالعه با استفاده از مجموعهای از دادهها شامل ۲۳۹۲ پست عمومی، رویکردی ترکیبی را به کار میگیرد که به بازیابی داده با میزان یادآوری بالا، مدلسازی موضوعی نظارت شده و تحلیل شدت احساسات را برای مضامین تکرار شونده و الگوهای عاطفی تلفیق میکند. این مطالعه با جای دادن کنشهای رسانههای اجتماعی فارسی در دل مباحث گستردهتر پیرامون کودکی پلتفرمی شده و حقوق دیجیتال به درکی واقعبینانه از چگونگی چانهزنی بر سر مفاهیم مراقبت، رضایت و کالایی شدن در بسترهای فرهنگی خاص یاری میرساند.
با استفاده از طرح پنجگانه عواطف پیکره متشکل از ۲۳۹۲ پست فارسیزبان توزیع زیر را نشان میدهد: پست فارسیزبان توزیع زیر را نشان میدهد: احساس «شاد» (Happy) به ۹۱۲ پست (۳۸.۱۳٪)، «خنثی» (Neutral) به ۵۳۷ پست (۲۲.۴۵٪)، «خشمگین» (Furious) به ۴۶۲ پست (۱۹.۳۱٪)، «عصبانی» (Angry) به ۳۴۱ پست (۱۴.۲۶٪)، و «مسرور» (Delighted) به ۱۴۰ پست (۵.۸۵٪) تعلق دارد. دو ویژگی در اینجا برجسته است. نخست، لحن مثبت به وضوح حضور دارد، اما بیابهام نیست: غلبه «شاد» نشان میدهد که بخش بزرگی از گفتوگوها در چارچوب تأیید روزمره، طنز، یا الگوهای فرهنگی ارزشگذاری شدهای مانند افتخار و مراقبت صورت میگیرد؛ با این حال، فاصله آن از «مسرور» حاکی از آن است که شادیِ صرفاً بیپیرایه آشکار (جشنگرفتن) نسبتاً نادر است.
این پژوهش درباره چگونگی بازاندیشی، تنظیمگری و ابزاریشدن دوران کودکی در جوامع پلتفرمی فرا میخواند به ویژه در زمینههایی که در آنها تنظیمگری رسمی محدود است و شیوههای نظارت غیررسمی و مبتنی بر رمزگان فرهنگی تکثیر میشوند. نخستین یافته مهم این مطالعه در مفهومسازی مجدد عاطفه به عنوان شکلی از حکمرانی نهفته است. تحلیل، به جای آنکه احساسات را صرفاً امری بیانی یا واکنشی تلقی کند، نشان میدهد که عاطفه چگونه به مثابه ابزاری برای اجرای هنجار و نظمبخشی اجتماعی عمل میکند. برای نمونه، پستهای «شاد» اغلب همزمان خوشباشی و کنایه را اجرا میکنند تأیید اجتماعی را نشان میدهند در حالی که خود را از پذیرش کامل آن دور نگه میدارند. در مقابل، حضور قابل توجه پستهای «عصبانی» و «خشمگین» به اقتصاد اخلاقی نوظهوری اشاره دارد که در آن شکایت، منبعی ارتباطی برای قانونگذاری بر نقضهای ادراکشده در زمینههای رضایت، شئون و استقلال کودک به شمار میرود.
این توزیعهای عاطفی تصادفی نیستند؛ آنها به طور نظاممند با نگرانیهای خاص هر موضوع همبستگی دارند، چنان که در منفیشدگیِ تشدیدشده پیرامون پدیده پدر آرات و آموزشهای ورزشی زودهنگام، و مثبتاندیشیِ مبهم پیرامون وبلاگنویسی خانوادگی و تمسخر دیده میشود. این عناصر در کنار هم چیزی را تشکیل میدهند که میتوان آن را «زیرساخت عاطفی» نامید داربستی گفتمانی که کاربران فارسیزبان از طریق آن داوری اخلاقی میکنند، همبستگی یا تقبیح را اجرا میکنند و مرزهای دیدهشدنِ قابل قبول کودک را تنظیم مینمایند.
از نظر اخلاقی این مطالعه تاکید میکند که دیده شدن عمومی معادل شفافیت اخلاقی نیست، حتی زمانی که محتوا به لحاظ فنی عمومی محسوب شود به ویژه زمانی که پای خردسال در میان باشد، این واقعیت که پست امروز ممکن است نوجوان فردا را آزار دهد. یا اینکه تصمیم یک پدر برای برندسازی ممکن است خودمختاری دیجیتال آینده کودک را محدود سازد. مفهوم «خودِ آینده» (future self) که مکرراً در پیکره به آن ارجاع شده، به سوی اخلاقیاتِ برگشتپذیریِ نوظهوری اشاره دارد آگاهی از اینکه دیدهشدن قابل بازگشت نیست و ردپاهای دیجیتال میتوانند از بافتهای عاطفی و رشدی که آنها را تولید کردهاند، فراتر رود. از این رو، این پژوهش خواستار چارچوبی کودکمحور از حقوق دیجیتال است که به رضایت، تناسب و زمانمندی (تأکید بر آیندهنگری) اولویت دهد نه صرفاً به عنوان مفاهیمی حقوقی، بلکه به مثابه اصولی بومی برای حکمرانی روزمره شبکههای اجتماعی که در آن زیست میکنیم.
سحر رسولی فعال دانشجویی*انتشار یادداشتها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است*

















































