
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، خانه سینما شب گذشته میزبان مراسمی بود که قرار بود فقط یک وداع باشد؛ وداع با «جواد گنجی»، فیلمساز و دستیار کارگردانی که توسط نیروهای تروریست کشته شده بود. سالن پر بود از چهرههایی که سالها کنار او کار کرده بودند. قرار بود از خاطره بگویند، از رفاقت، از سالهایی که گذشت. اما چند دقیقه بعد، فضا تغییر کرد. سخنرانیها از قاب سوگ بیرون زد و به متن تحولات روز رسید. همایون اسعدیان از لزوم پیگیری حقوقی و ریشهیابی مداخلات خارجی گفت. حرفهایی که در همان چارچوب صنفی قابل پیشبینی بود. اما وقتی نوبت به شهاب حسینی رسید، جملهای بر زبان آمد که همهچیز را تحتالشعاع قرار داد: «دهها هزار کشته».
عددی بزرگ، سنگین و هولناک؛ عددی که یک دروغ آشکار است و تا اکنون به تایید هیچ مرجعیت رسمیای نرسیده است. این عبارت از سالن خانه سینما بیرون رفت و در شبکههای اجتماعی چرخید. رسانههایی که سالهاست روایت «کشتهسازی» را دنبال میکنند، با سرعت آن را بازنشر کردند. اینجا بود که مراسم یادبود، عملاً به حاشیه رفت و اصل ماجرا به یک پرسش تقلیل پیدا کرد: وقتی یک چهره شناختهشده عددی چنین بزرگ را بیان میکند، مسئولیت او در قبال صحت آن چیست؟
مسئله فقط یک آمار نیست؛ مسئله یک آمار دروغ است. مسئله وزن کلمات است. کلماتی که از زبان یک بازیگر معمولی شنیده نمیشود، بلکه از تریبون یکی از به ظاهر چهرههای شاخص سینمای ایران بیرون میآید. آیا شهرت، مسئولیت نمیآورد؟ آیا در روزگاری که جامعه زیر بار التهاب و شایعه است، احتیاط در بیان ارقام، حداقل انتظار افکار عمومی نیست؟
همزمان، پرسش دیگری هم پررنگتر شد. از خردادماه تا امروز، کشور روزهای پرتنشی را پشت سر گذاشته؛ از تهدیدات امنیتی تا حملاتی که مستقیماً جان نیروهای حافظ امنیت و شهروندان را گرفت. در آن روزها، صدای بسیاری از چهرههای هنری شنیده نشد. اما حالا عددی بزرگ، بدون پشتوانه روشن، با صراحت بیان میشود. این دو تصویر کنار هم قرار گرفته و برای بخشی از جامعه، معنای «استاندارد دوگانه» پیدا کرده است.
سلبریتیها کی، در شرایط حساس کنار مردم بوده اند که حالا با به زبان آوردن آمارهای دروغ بخواهند برادریشان را به ملت ایران ثابت کنند؟ شهاب حسینی برای بازسای کدام اعتماد حرف از ده هزار کشته میزند؟ مردم سال هاست که دیگری اعتمتدی به موضعگیریهای شخصی و بیحساب سلبریتی جماعت ندارند.
غیر از این در کنار اینها، تناقض قدیمیتری هم دوباره سر باز کرده: نقد خشونت در جامعه، در حالی که بخش قابلتوجهی از تولیدات نمایشی همین سالها، مملو از بازنمایی خشونت عریان است. اگر سینما آینه جامعه است، آیا خودش در تیرهتر شدن این تصویر سهمی ندارد؟ و اگر دارد، چرا هنگام نقد این چرخه، سکوت سنگینتری حاکم است.
شاید مهمترین حاشیه این مراسم، نه یک جمله، بلکه شکافی بود که دوباره خود را نشان داد؛ شکاف میان انتظاری که افکار عمومی از چهرههای مشهور دارد و مسیری که برخی از آنها در بیان مواضعشان انتخاب میکنند.
بله آقای شهاب حسینی؛ حق هم داری. دروغ که کنتر نمیاندازد. تا تنور داغ است تو هم خمیر دروغگوییات را خوب بچسبان که نان این روزها در دروغگوییست... حالا مگر مهم است که چشم اجنبی به دهان توست؟ مگر مهم است که سناریوی فریب را در دهان تو کاشتهاند و ثمرهاش به آتش زدن پرچم و هفت تیر کشیدن منافقین در وسط خیابان های تهران میرسد. مهم برنده شدن در مسابقه « کی بیشتر دروغ بگهست » که احتمالا شما یکی از کاندیدهای احتمالی خواهی بود...
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































