
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، بر اساس متون معتبر تاریخی و روایی، ویژگیهای ایشان را میتوان در محورهای زیر خلاصه کرد که هر کدام درس بزرگی برای جوان امروز است:
جامعیت شخصیت (توازن ظاهر و باطن): ایشان از نظر صورت و سیرت، شبیهترین فرد به پیامبر اکرم (ص) بودند. این یعنی جوان مسلمان باید هم به آراستگی و هیبت ظاهری و هم به مکارم اخلاقی اهمیت دهد.
حقمداری و نترسیدن از مرگ: در مسیر کربلا، وقتی امام حسین (ع) آیه استرجاع تلاوت کردند، علیاکبر (ع) پرسید: «آیا ما بر حق نیستیم؟» و پس از پاسخ مثبت پدر، فرمود: «فَإِذاً لا نُبالی أَن نَموتَ مُحِقِّین» (پس باکی نداریم که بر حق بمیریم). این اوج بصیرت و شجاعت سیاسی-اعتقادی است.
ادب در پیشگاه ولایت: رابطهی ایشان با امام زمانِ خویش (پدرشان)، فراتر از یک رابطه عاطفی، یک رابطه مرید و مرادی و اطاعت محض از رهبری الهی بود.
آیتالله خامنهای در تحلیل شخصیت حضرت علیاکبر (ع)، همواره بر جنبهی «انتخابگری» و «ایثار آگاهانه» ایشان تأکید دارند. ایشان در یکی از بیانات خود میفرمایند:
«علیاکبرِ جوان، هم در خلقت، هم در خلق و خو، هم در منطق و بیان، شبیهترینِ مردم به پیغمبر بود... این جوانِ با این ویژگیها، فداییِ راه خدا شد. این برای جوانها الگوست. یعنی در جایی که پای مصلحتِ دین و مصلحتِ جامعه به میان میآید، جوانِ طرازِ اسلام، جوانی است که همهی داشتههای خود را به میدان میآورد.»
رهبر انقلاب بر این باورند که ویژگی ممتاز ایشان، «بصیرت نافذ» در تشخیص جبهه حق و باطل بود؛ آن هم در زمانی که غبارهای فتنه، تشخیص را برای بسیاری از بزرگان سخت کرده بود.
شبیه بودن به پیامبر (ص) صرفاً یک تشابه ظاهری در چهره نیست؛ بلکه یک «هندسه شخصیتی» کامل است. حضرت علیاکبر (ع) آینهی تمامنمای سه ساحت مهم بودند:
خَلق (ظاهر): آراستگی، هیبت و جذبهای که یادآور شکوه نبوی بود. این به جوان میآموزد که آراستگی ظاهر، بخشی از هویت مؤمن است.
خُلق (باطن): مهربانی، سعهصدر و حلمی که پیامبر (ص) با آن دلها را فتح میکرد. علیاکبر (ع) در اوج جوانی، چنان بزرگمنش بود که حتی دشمنان نیز در برابر کمالات اخلاقی او سر تعظیم فرود میآوردند.
مَنطق (بیان): رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند که «منطق» حضرت، منطقِ وحی بود. یعنی در سخن گفتن، اهل لغو نبود؛ حکیمانه، مستدل و بر اساس حق سخن میگفت. جوان الگوی انقلابی کسی است که بیانش نافذ، منطقش قوی و کلامش روشنگر باشد.
عزتنفس حضرت علیاکبر (ع) در ماجرای انتساب نسبی ایشان به بنیامیه (از طرف مادر) و رد هرگونه اماننامه یا امتیاز ویژه، بهخوبی تجلی مییابد. در روایت آمده است که دشمن قصد داشت با استفاده از پیوندهای فامیلی، او را از جبهه حق جدا کند؛ اما پاسخ ایشان قاطع بود: «قرابت و خویشاوندی با رسول خدا (ص) سزاوارتر است که رعایت شود.»
درس برای جوانان: عزتنفس یعنی هویت خود را فدای منافع مادی و پیوندهای پوشالی نکردن. در کلام آیتالله خامنهای، این عزتنفس همان «روح استغنا» است؛ یعنی جوان نباید برای رسیدن به جاه و مقام، در برابر دشمن یا جریانهای باطل سر خم کند.
فداکاری علیاکبر (ع) از جنس «احساسات زودگذر» نبود، بلکه از «شعور عمیق» برمیخاست. ایشان اولین نفر از بنیهاشم بود که اجازه میدان خواست. این «پیشگام بودن»، نشانهی بصیرت است.
تحلیل رهبر انقلاب: ایشان میفرمایند فداکاری علیاکبر (ع) از این جهت باارزش است که او «در اوج جوانی و در حالی که همهی لذتهای زندگی برایش فراهم بود»، آگاهانه شهادت را انتخاب کرد.
کاربرد امروز: فداکاری یعنی در لحظهی نیاز جامعه (چه در جبهه علمی، چه جهاد تبیین و چه عرصههای خدمترسانی)، جوان منتظر دیگران نماند و خود «اولین داوطلب» برای سختترین کارها باشد.
عمیقترین لایه زندگی حضرت علیاکبر (ع)، ذوب شدن در ارادهی امام زمانش بود. او پدر را تنها به عنوان «پدر» نمیدید، بلکه او را «حجت خدا» میدانست. جملهی معروف او در مسیر کربلا که پرسید «آیا ما بر حق نیستیم؟»، نشاندهنده این است که برای او تنها چیزی که اهمیت دارد، «حقانیت مسیر» تحت رهبری امام است.
نکته کلیدی: رهبر انقلاب بارها جوانان را به «بصیرت» فراخواندهاند. بصیرت علیاکبری یعنی تشخیص اینکه در معرکهی فتنهها، دستت در دست چه کسی است و آیا آن مسیر به رضایت الهی ختم میشود یا خیر.
منبع : خبرگزاری دانشجو















![[ زاهدالدین سلگی ] شروطی برای نپذیرفتن!](/news/u/2026-01-31/ettelaat-q1g2e.jpg)

































