
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ رهبر انقلاب در دیدار اخیر مردم آذربایجان شرقی جملهای کلیدی مطرح کردند که باید آن را در متن معادلات واقعی قدرت در منطقه فهم کرد: «ناو یک دستگاه خطرناکی است؛ امّا خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد.» این عبارت، نه یک شعار احساسی، بلکه بیان فشرده یک دکترین امنیتی است؛ دکترینی که بر بازدارندگی فعال، تغییر محاسبات دشمن و جلوگیری از تحمیل اراده خارجی استوار است.
اعترافات واقعی
این سخنان در شرایطی بیان شد که برخی مقامات نظامی آمریکا طی سالهای گذشته صراحتاً نسبت به هزینههای درگیری با ایران هشدار دادهاند.
در همین ارتباط دریادار بازنشسته ویلیام فالون، فرمانده پیشین سنتکام، تصریح کرده بود: «جنگ با ایران پیامدهایی خواهد داشت که ما نمیتوانیم تمام ابعاد آن را پیشبینی کنیم.»

همچنین ژنرال کنت مککنزی، فرمانده پیشین فرماندهی مرکزی آمریکا، نیز اذعان کرده بود: «ایران بزرگترین و متنوعترین زرادخانه موشکهای بالستیک در خاورمیانه را در اختیار دارد» و پایگاههای آمریکا در منطقه در برد این موشکها قرار دارند.
پیشتر نیز مایک مولن، رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش آمریکا، هشدار داده بود که درگیری با ایران میتواند «کل منطقه را به آتش بکشد.»
خرمشهر و سجیل معادلات را برهم می زند
این اعترافات بر پایه واقعیتهای فنی است. بر اساس گزارشهای دفاعی غرب، ایران بیش از سه هزار موشک بالستیک با بردهای متنوع در اختیار دارد. موشک «سجیل» با سوخت جامد و برد حدود ۲۰۰۰ کیلومتر، با قابلیت حمل سرجنگی حدود ۵۰۰ تا ۷۰۰ کیلوگرم، زمان آمادهسازی کوتاهی دارد و تحرکپذیر است.
موشک «خرمشهر» با برد تقریبی ۲۰۰۰ کیلومتر و سرجنگی سنگینتر (در برخی برآوردها تا حدود ۱۵۰۰ کیلوگرم) از قدرت تخریب بالایی برخوردار است.

این در حالی است که خانواده «عماد» و «قدر» نیز با بردهای ۱۶۰۰ تا ۲۰۰۰ کیلومتر و سامانه هدایت در فاز نهایی، دقت اصابت را نسبت به نسلهای گذشته افزایش دادهاند.
افزون بر این، ایران به مجموعهای از موشکهای کروز ضدکشتی با بردهای چند صد کیلومتری تا بیش از هزار کیلومتر، پهپادهای تهاجمی، مینهای دریایی و سامانههای ساحل به دریا مجهز است.
از سوی دیگر ویژگی جغرافیایی خلیج فارس اهمیت این توانمندیها را دوچندان میکند. این پهنه کمعمق و محدود، فضای مانور ناوهای بزرگ را کاهش میدهد و فاصله کوتاه سواحل تا خطوط کشتیرانی، زمان واکنش را محدود میکند.
وقتی خلیج فارس وحشتناک می شود !
تحلیلگران غربی اذعان دارند که در صورت وقوع درگیری، حملات چندلایه و اشباع میتواند سامانههای دفاعی پیشرفته را با چالش ظرفیت رهگیری روبهرو کند.
البته ناوهای آمریکایی به رهگیرهای پیشرفته و شبکههای هشدار زودهنگام مجهزند و از تجربه عملیاتی گسترده برخوردارند، اما مصونیت مطلق در محیطی، چون خلیج فارس وجود ندارد و هزینه هرگونه درگیری سنگین و غیرقابل پیشبینی خواهد بود.

در چنین چارچوبی، جمله رهبر انقلاب درباره «سلاح خطرناکتر از ناو» معنای راهبردی پیدا میکند و بازدارندگی زمانی محقق میشود که دشمن بداند ابزار تهاجمیاش با پاسخ مؤثر مواجه خواهد شد.
این پیام، تکمیلکننده بخش دیگری از سخنان ایشان است که بر «نفی هرگونه تحمیل در مذاکره» تأکید داشت. معنای این گزاره آن است که جمهوری اسلامی ایران اصل گفتوگو را رد نمیکند، اما مذاکره تحت سایه تهدید نظامی یا فشار یکجانبه را مشروع نمیداند. قدرت دفاعی دقیق و قابل اتکا، پشتوانه همین موضع سیاسی است.
میدان و دیپلماسی با یک راهبرد واحد
در سطح کلانتر، مجموعه این مواضع را میتوان به منزله اعلام یک «آرایش تهاجمی کامل در برابر دشمن» در عرصه سیاسی، رسانهای و امنیتی دانست؛ آرایشی که لزوماً به معنای آغاز درگیری نیست، بلکه به معنای فعال بودن، پیشدستی در خنثیسازی فشارها و تبدیل بازدارندگی به دستور کار اصلی سیاست داخلی و خارجی است.
به بیان دیگرمجموع این مواضع را میتوان به منزله ترسیم یک «آرایش فعال و تهاجمی در برابر دشمن» در عرصه سیاسی و راهبردی دانست؛ آرایشی که به معنای آغاز درگیری نیست، بلکه به معنای پیشدستی در خنثیسازی فشار، تقویت انسجام داخلی، ارتقای آمادگی دفاعی و تبدیل بازدارندگی به محور اصلی دستور کار سیاسی کشور است.
ناگفته پیداست در این نگاه، سیاست داخلی، قدرت نظامی و دیپلماسی از یکدیگر جدا نیستند، بلکه اجزای یک راهبرد واحدند. پیام نهایی چنین رویکردی آن است که جمهوری اسلامی نه به دنبال جنگ است و نه پذیرای تحمیل؛ اما در برابر تهدید، با تکیه بر توانمندیهای واقعی خود، معادله قدرت را به نفع ثبات و استقلال بازتنظیم میکند.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































