
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ پس از عقبنشینی تاکتیکی ترامپ از تهدید ۴۸ ساعته به حمله علیه زیرساختهای ایران بر اثر تهدیدی بزرگ تر از سوی ایران، عدهای ناآگاه که از صحنه استراتژیک جنگ کنونی مطلع نبوده و حتی از اولویت های جنگ نیز سر در نمیآورند اقدام به بهانهآوری برای «توقف جنگ» و نه پایان آن کردهاند.
از همین روی مولوی عبدالحمید، امام جمعه مسجد جامع مکی شهر زاهدان، در صفحه ایکس خود متنی منتشر کرده که هیچ قرابت و نسبتی با وضع کنونی صحنه جنگ ندارد. در واقع، عبدالحمید با نادیدهانگاری این موضوع که دشمن آمریکایی-صهیونی برای باری دیگر در میانه مذاکرات جنگ را آغاز کردند و ایران نیز متقابلا راهبرد از پیشگفته خود یعنی «جنگ منطقهای» را تا کنون عملی کرده و نتیجهی خوب و حائز اهمیتی هم تا بدینجا به دست آورده که البته کماکان نیازمند استمرار است، از «جام زهر» و «توقف جنگ» سخن به میان آورده است. امری که نه عقلانی است و نه حتی ممکن خواهد بود!
اشتباه نابخشودنی؛ فرصتدهی به دشمن
مولوی عبدالحمید در صفحه شخصی خود نوشته: «ادامه جنگ به تباهی بیشتر منابع ملی و آسیب به زیرساختهای حیاتی میانجامد. در اواخر جنگ هشتساله، برای حفظ تمامیت ارضی کشور، جام زهر نوشیده شد و قطعنامه سازمان ملل پذیرفته شد که تصمیمی دشوار، اما واقعبینانه بود. امروز نیز شایسته است مسیر توقف جنگ انتخاب شود.»
این موضعگیری در موقعیتی است که این دشمن بوده که به کشور حمله کرده و ایران علیرغم اینکه پیشتر در مذاکره قرار داشت، طبعا به حمله نظامی علیه ایران با راهبردی عقلانی و هوشمندانه واکنش نشان داد. حال عدهای سربرآوردهاند که میبایست از جنگ دست کشید و اقدام به «توقف جنگ» کرد!

به بیان دیگر جناب عبدالحمید جام زهری که از آن سخنان به میان میآورید همان خودکشی از ترس مرگ است و این در حالی است که اگر با نگاهی ملی و فارغ از تراوشات ذهنی مسموم به میدان نبرد نگاه دقیق تری داشته باشید آشکار میشود که دشمن در نبرد رمضان زمین گیر شده است و در حال تقلا برای فرار از مرداب خود ساخته خود است ودر این میان کدام عقل سلیمی قبول میکند که فتح نزدیک را با صلحی مصنوعی عوض کنیم.
توقف جنگ یعنی اجازه تنفس دوباره به دشمن
این در حالی است که این موضوع با توجه به خاطره آتشبس در جنگ ۱۲ روزه، عیان میسازد که «توقف جنگ» تنها فرصتی برای بازسازی و بازآرایی دشمن خواهد بود که عملا سایه جنگ را بر کشور حفظ کرده و نتیجتا زمینهساز جنگی دیگر خواهد شد.
حال چگونه ممکن است که تصمیمگیران سیاسی و نظامی با آگاهی از این ماجرا، دست به اشتباهی استراتژیک بزنند و جنگ را بدون تحمیل هزینهای بالا به دشمن برای احیای بازدارندگی ایران متوقف کنند؟
همچنین مسئله اصلی این است که طرف مقابل تمایلی به پایان جنگ نداشته بلکه همانند موضعگیری عبدالحمید، به توقف تبادل آتش در راستای فرصتیابی برای جنگی دیگر میاندیشد. آیا عقلانی است که چنین فرصتی را به دشمن داد؟
از سوی دیگر، توقف جنگ و نه پایان آن در موقعیت کنونی، از سوی ترامپ با آن شخصیت متبختر وی، تنها به معنای نشان ضعف تعبیر خواهد شد که مصداق آن پیشتر در واکنش به بیانیه پزشکیان، رئیس جمهور ایران مشاهده شد. پذیرش چنین پیشنهادی که مطابق خواست دشمن است، آن هم در هنگامی که ایران با توجه به مدیریت تنگه هرمز و تضعیف توان راداری و پدافندی دشمن دست برتر را در جنگ داشته چه نسبتی با «موقعیت جام زهر» خواهد داشت که اکنون ایران بخواهد چنین «اشتباهی نابخشودنی» را مرتکب بشود؟
ضمن آنکه حتی طرف آمریکایی- صهیونی نیز دست از جنگ برنداشته و زمزمه تلاشهای این دشمنان برای اقدام زمینی در جنوب ایران همهروزه افزایش مییابد. در چنین وضعیتی «توقف جنگ» را چگونه میتوان عقلانی تعبیر کرد؟ امری که تنها از نابلدان جنگ میتواند سر بزند که از قضا، از ایران جنگبلد بعید خواهد بود.
معادله نوین؛ زیرساخت منطقه در برابر زیرساخت ایران
عبدالحمید همچنین بدون ذکر تهدید ترامپ که با واکنش جدی ایران مواجه شد نوشته: «همه طرفهای درگیر باید از حمله به زیرساختهای حیاتی و بخش انرژی که نیاز عموم مردم است، پرهیز کنند.» این در صورتی است که دشمن آمریکایی-صهیونی بود که ابتدائا با حمله به عسلویه اقدام به ضربه برعلیه زیرساختهای ایران کرد.
البته این موضوع بیپاسخ نماند و نیروهای مسلح غیور ایران، همانگونه که پیشتر بیان کرده بودند متقابلا نه فقط بر علیه کشور مبدا بلکه در
سطحی منطقهای واکنش نشان دادند.
اکنون نیز در صورت اقدام علیه زیرساختهای ایران، این کشور متقابلا در سطح کشورهای متخاصم و شرکای آنها، اقدام به پاسخ خواهد کرد و این معادلهای خدشهناپذیر خواهد بود.
امری که بیش از همه رژیم صهیونی و کشورهای عربی را با توجه به زیرساختهای متمرکز آنها به خطر خواهد انداخت و عملا کل منطقه را به «خاموشی» خواهد کشانید. حال آیا ترامپ جرات و جسارت چنین تصمیمی را خواهد داشت و یا همانند ماجرای عسلویه، عقب خواهد کشید و به دروغ اظهار بیاطلاعی خواهد کرد؟
نمود این ماجرا را همچنین میتوان در تهدید ۴۸ ساعته ترامپ دید. تهدیدی که ترامپ بهوسیله آن تلاش داشت اراده خود را بر ایران تحمیل کند حال آنکه در «جنگ وجودی» راهی جز مقاومت نخواهد بود! در نتیجه با ایراد تهدیدی بزرگتر از سوی ایران، رئیس جمهور آمریکا با عقبنشینی موقت و تاکتیکی، از طرفی برای کنترل قیمت انرژی همانند گذشته تهدیدی ۵ روزه را مطرح کرد که صرفا تلاشی بیسرانجام بوده و از طرف دیگر برای اختلافافکنی و همچنین کوشش در جهت فریب ایران، «جنگ روانی مذاکره» را به راه انداخت که ثمرهای نخواهد داشت.
حال اکنون ترامپ است که برخلاف توهم پیشین خود یعنی «پیروزی بزرگ و سریع» در مخمصهای بزرگ افتاده و نیروهای مسلح ایران دست به ماشه در انتظار اقدام نیروهای دشمن نشستهاند. امنیت ایران و زیرساختهای آن اسباببازی نیست که ترامپ بخواهد با آن بازی کند و چنین امنیتی نیز برخلاف تصورات خوشخیالان جنگنابلد، نه از توقف آتش که از لوله توپ در خواهد آمد. جنگ اگرچه هزینههایی خواهد داشت، اما تسلیم در برابر اراده امپریالیسم آمریکایی-صهیونی، بلاشک محکوم به نابودی خواهد بود. امری که از ایران و ایرانی سر نخواهد زد!
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































