پرینتر چاپ کارت,پرینتر چاپ کارت …تحصیل رایگان در دوره کارشناسی به …فروشگاه اتوماسیون و ابزار دقیق …لیزر بدن تاچ بیوتی مدلTB1755

چه کسانی به «سلطان»‌ها ارز و خودرو و سکه می‌فروشند؟ /چرا اصلاح‌طلبان نباید از رئیس نشدن قالیباف خوشحال شوند؟ / احتکار خودروی بدون پلاک؛ چرا و چگونه! ‏
به گزارش «تابناک» روزنامه‌های امروز شنبه سوم خردادماه در حالی چاپ و منتشر شد که بیانات روز گذشته رهبر انقلاب به ‏مناسبت روز جهانی قدس و پوشش وسیع خبری آن همراه با بازتاب‌های این سخنرانی در صفحات نخست بیشتر روزنامه‌ها به ‏موضوع اصلی بدل شده است. مشخص شدن رقابت اصلی میان قالیباف و حاجی بابایی برای تصاحب صندلی ریاست پارلمان ‏همراه با یادداشت‌ها و گزارش‌هایی دراین باره و نگرانی از شیوع دوباره بیماری کرونا در تعطیلات خردادماه از دیگر ‏موضوعاتی است که در صفحات نخست روزنامه‌ها با تیتر‌ها و عناوین مختلف برجسته شده اند. ‏ گفتنی است تعدادی از روزنامه‌ها احتمالا به خاطر قرار گرفتن در بین التعطیلین امروز شماره‌ای را منتشر نکرده اند. ‏ در ادامه تعدادی از یادداشت‌ها و سرمقاله‌های منتشره در روزنامه‌های امروز را مرور می‌کنیم: ‏ چرا اصلاح‌طلبان نباید از رئیس نشدن قالیباف خوشحال شوند؟ ابراهیم نکو در سرمقاله امروز روزنامه آفتاب یزد با عنوان اصلاح‌طلبان نباید خوشحال شوند نوشت: سرانجام بعد از دیداری که ‏علی نیکزاد، شمس الدین حسینی و محمد رضا حاجی‌بابایی بایکدیگر داشتند سه طرف برروی حاجی بابایی به عنوان گزینه ‏ریاست مجلس توافق کردند؛ موضوعی که می‌تواند خبر بدی برای قالیباف باشد که تا پیش‌از این خود را رئیس آینده مجلس تصور ‏می‌کرد. مطمئنا توافق این افراد برروی یک نفر شانس شهردار سابق تهران را برای ریاست کمتر خواهد کرد. اما اکنون پرسش ‏برسر این است که آیا باید حضور پررنگ‌تر حاجی بابایی و جریان مقابل قالیباف را در مجلس آینده برای تصدی ریاست امری ‏خوشحال‌کننده برای اصلاح‌طلبان دانست یا نه؟از زاویه‌ای در کمال تعجب پاسخ مثبت است. باتوجه به سابقه چالش‌ها و درگیری‌هایی که اصلاح‌طلبان با شخص قالیباف و ‏جریان‌های حامی او داشتند به نظر می‌رسد حداکثر نیرو را برای ناکامی قالیباف در ریاست مجلس آینده به کار ببرند و هر فرد ‏دیگری که بتواند با کنار گذاشتن قالیباف رئیس مجلس شود آن‌ها را خوشحال کند و التیام بخش زخم‌های جریان اصلاح‌طلب باشد. ‏ اما باید به این نکته نیز توجه کنیم که مجلس آینده، مجلس یکدستی است و به هرکدام از افرادی که در مجلس آینده هستند نگاه کنیم، ‏هریک شرح دیگری در قالبی دیگر است و هر کدام ضدیت خودشان را در مقاطع مختلف به اصلاح‌طلبان نشان دادند، چه میرسلیم ‏باشد چه زاکانی و چه امثالهم. آن‌ها عملا در طی سال ها، صدوهشتاد درجه با اصلاح‌طلبان متفاوتند، بنابراین حضور حاجی بابایی ‏به عنوان رئیس مجلس آن چنان تاثیری در حس و حال اصلاح‌طلبانندارند. اگرچه شکست قالیباف به عنوان فردی که به عنوان ضدیت با اصلاح‌طلبان مشهور شده می‌تواند از جهتی باعث خوشحالی ‏اصلاح‌طلبان شود، اما قطع یه یقین خطر حاجی‌بابایی برای اصلاح‌طلبان کمتر از قالیباف نخواهد بود چه بسا او تجربه جدیدی برای ‏مجلس قلمداد شودکه آسیبش به اصلاح‌طلبان بیشتر از آنچه که در مجموعه قالیباف است، باشد. ‏به هر صورت سه گرایش در مجلس یازدهم خواهیم داشت نئو اصولگرایی که رهبری آن را قالیباف برعهده گرفته است و تلاش ‏بیشتری خواهد کرد تا وقتش را برای این ایده بگذارد او تلاش می‌کند ضمن در اختیار داشتن مجلس پایگاه‌هایی را ایجاد کرده و ‏کادر‌سازی کند، اصولگرایان سنتی که مسلما اگر ریاست مجلس را داشته باشند تلاش می‌کنند برای ضعیف نشان دادن اصلاح‌طلبان ‏و طیف تیم روحانی تمام تلاش خود را داشته باشند و در هر صورت به این دو ضربه بزنند. دسته سوم پایداری‌ها و سپس مدیران ‏احمدی‌نژادی که به نظر می‌رسد به یک ائتلاف دست یافته اند و البته ممکن است با اصولگرایان سنتی هم برای شکست قالیباف ‏هم صدا شوند. در نهایت اینکه شادی طولانی مدتی از اینکه حاجی بابایی و یا قالیباف رئیس مجلس شود نصیب اصلاح‌طلبان ‏نخواهد شد. ‏در پایان باید متذکر شوم از یک سو به خاطر نزدیکی به انتخابات ریاست جمهوری و شورا‌های شهر وروستا و از جانب دیگر به ‏دلیل ترکیب مجلس که از یک تفکر هستند، در نهایت مجلس یازدهم بیشتر به یک مجلس سیاسی تبدیل خواهد شد و باتوجه به ‏شرایط حاکم براقتصاد کشور آنچه که اتفاق خواهد افتاد برآورده‌نشدن انتظارات رضایتبخش برای مردم از جانب نمابندگانشان ‏خواهد بود که این می‌تواند نویدی برای بازسازی مجدد اصلاحات باشد. ‏   احتکار خودروی بدون پلاک؛ چرا و چگونه! ‏ مظاهر گودرزی طی یادداشتی با عنوان احتکار خودروی بدون پلاک! ‏در شماره امروز روزنامه همدلی نوشت: این روز‌ها ‏خبر‌های جالبی از خودرو به گوش می‌رسد. در کنار قیمت‌های نجومی خودرو، در کنار تلاش‌های وزیر صمت از راه رسیده برای ‏آماده کردن فروش اینترنتی خودرو‌ها با قیمت مصوب و منصفانه!، خبر‌هایی مبنی بر کشف تعدادی از انبار‌های احتکارِ همین دست ‏از خودرو‌ها در خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفته است. مثلا خبر کشف ۳۸ خودروی احتکاری در یک پارکینگ در غرب تهران، ‏در موردی دیگر کشف ۷ خودروی احتکاری دیگر در رشت، یا در نمونه مشابه و جالب که روز گذشته خبرگزاری صداوسیما به ‏نقل از رئیس فرماندهی انتظامی استان اصفهان آن را در خروجی سایت خود قرار داد؛ کشف ۲۴ عدد دستگاه خودروی احتکاری ‏است، که آن طور که سردار محمدرضا میرحیدری گفته همه این خودرو‌ها صفر و بدون پلاک بوده‌اند. ‏حقیقت آنکه تا جایی که ما می‌دانیم کسی در این کشور اجازه تولید خودرو ندارد، جز چند کارخانه نورچشمی مشخص که آن‌ها هم ‏برای فروش خودرو‌های تولید خودشان یک سری نماینده‌هایی مشخص در نقاط مختلف کشور دارند که شما برای خرید خودرو در ‏صورت موجود بودن آن! چه به صورت مستقیم به آن‌ها مراجعه کنید و چه به‌صورت غیر مستقیم از طریق فروش‌های اینترنتی ‏‏ (اگر باشد) قصد خرید خودرویی را داشته باشید (در صورت مسئله چندان فرق نمی‌کند) تمام اطلاعات دقیق خریدار خودرو را ‏می‌خواهند. از شماره ملی گرفته تا شماره شناسنامه و آدرس و کد پستی و تلفن خریدار برای اینکه هم سند خودرو به نام خریدار ‏ثبت شود و هم اینکه کار‌های مربوط به پلاک و دریافت پلاک برای خودروی فروخته شده انجام شود. چرا که امکان ندارد ‏خودرویی از کارخانه تولیدی آن، بدون داشتن پلاک خارج شود، مگر از طریق کشنده‌های مربوط به حمل خودرو یا جرثقیل که ‏خودرو‌های فروخته شده و هنوز پلاک نشده را برای نمایندگی‌های هر استان حمل می‌کنند، اما قرار نیست ماشینِ بدون پلاک به ‏مشتری چه یک ماشین خریده باشد چه صد ماشین (در صورت امکان) تحویل داده شود. ‏بنابراین اگر تعداد خودرویی احتکاری، بدون داشتن پلاک، در یک انبارِ وسط شهر یا جنوب یا هر کجای شهر کشف شده است باید ‏رفت سراغش را از خودروساز گرفت که به چه علت این تعداد خودروی بدون پلاک (به عبارتی بدون صاحب) در یک انباری که ‏به طور رسمی و مشخص مربوط به تولیدکننده خودرو و نماینده آن نیست، جمع شده و نگه‌داری می‌شود، باید رفت سراغ ‏نماینده‌های فروش خودرو در آن شهر را گرفت و از آن‌ها در باره خودرو‌های بدون پلاک در پارکینگ‌های متفرقه که مربوط به ‏نماینده و کارخانه خودروساز نیستند پرسید، مگر می‌شود خودرویی از درب کارخانه یا درب نمایندگی خارج شود (که البته گویی ‏می‌شود) و مثلا بخش فروش کارخانه نداند این خودرو با این شماره بدنه و شماره موتور، خریدار دارد یا ندارد؟ مگر می‌شود در ‏اسناد خودروساز و دم‌ودستگاه فروش آن‌ها این نباشد که یک خودرو به نام چه فرد حقیقی یا حقوقی ثبت شده است؟ یا اینکه اصلا ‏نداند خودرو فروخته شده یا فروخته نشده است؟ مگر می‌شود خودرو‌هایی بدون پلاک در جایی جدا از انبار کارخانه و نمایندگی‌های ‏آن باشد و خود خودروساز‌ها از سرنوشت خودرو‌های پلاک نشده خودش خبر نداشته باشند؟ این‌ها پرسش‌هایی هستند که نیاز به پاسخ ‏دارد، منبع پاسخگویی هم مشخص است، گوش‌ها هم برای شنیدن پاسخ‌ها بی‌قرار است، اما گویی اراده‌ای وجود ندارد. تا آن زمان ‏ما این وسط مانده‌ایم که دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟ چه کسانی به «سلطان»‌ها ارز و خودور و سکه می‌فروشند؟ جعفر بلوری در بخشی از یادداشت امروز روزنامه کیهان با عنوان « اعدام «سلاطین فساد» ضروری، اما ناکافی » نوشت: «چرا برخی ‏کشور‌ها در حوزه فساد، همواره در آن قعرند و هرچه تلاش می‌کنند، به نتیجه مطلوب نمی‌رسند؟» سؤال مهم دیگری است که ‏شاید، کمتر به آن پرداخته شده باشد. عراق، افغانستان، سوریه، سومالی، ‎ ‎سودان جنوبی و... کشور‌هایی هستند که همیشه در گزارش ‏سالانه سازمان شفافیت بین‌الملل از آن‌ها به‌عنوان فاسدترین نام برده می‌شود. یک نکته مشترک در تمام این کشور‌ها این است که، ‏همگی، به شکلی تحت سیطره همین کشور‌های غربی قرار داشته‌اند یا در گذشته، زیرساخت‌های آنها، چنان ضربه‌ای خورده که، ‏به این زودی‌ها نمی‌توانند سر پا بایستند. کافی است تاریخ ۲۰ ساله این کشور‌ها را با دقت ورق بزنیم. همان‌طور که در بالا اشاره ‏کردیم، از سیستم و «ساختار معیوب» نباید انتظار «نتیجه مطلوب» را داشت. اولویت‌ها در این کشور‌ها به‌دلیل همان خسارت‌های ‏سنگینی که به آن‌ها وارد شده، آن‌قدر با اولویت‌های امثال دانمارک و فنلاند متفاوت است که، بعضا اصلا قابل مقایسه نیستند. در ‏سودان و یمن امروز، آب و غذا و دارو شاید، جزو نخستین اولویت‌ها باشد. آیا در آن چند کشور اروپایی هم، اولویت آب و غذاست؟ ‏نتیجه اینکه، وقتی زیرساخت‌های یک کشور با جنگ و تحریم و تجاوز زیرورو می‌شود، شرایط برای وقوع فساد هم، مثل خیلی ‏معضلات دیگر مهیا می‌شود. شکر خدا، ایران عزیز ما در این مورد، به ده‌ها دلیل، اصلا‎ ‎قابل مقایسه با این کشور‌ها نیست. هرچند ‏فشار‌های سنگین اقتصادی دشمن‎ ‎به اندازه خود، در ایجاد شرایطی که از دلش فساد هم بیرون بیاید، بی‌تأثیر نیست. ‏ ‏- نه آن کسی که به دلیل خرید هزاران سکه و میلیون‌ها دلار به دار مجازات آویزان شد، سلطان سکه بود و نه این متخلفانی که با ‏خرید هزاران خودرو به اعدام محکوم شده‌اند، سلطان خودرو‌اند. «سلطان» کسانی هستند که با بی‌تدبیری، به این دو هزاران سکه ‏و ارز و خودروی بی‌حساب و کتاب فروخته‌اند در حالی که، یک شهروند عادی از خرید ثبت‌نامی یک خودروی پراید عاجز است. ‏به بیان دیگر، برخورد با «عامل» وقوع فساد در کنار «فاسد» است که، به کاستن معضل کمک می‌کند. به قول رهبر انقلاب «در ‏همین قضایای ارز و سکه گفته شد مبلغ‎ ۱۸‎‏ میلیارد دلار از ارز موجود کشور آن هم در حالی که برای تهیه ارز مشکل داریم، بر ‏اثر بی‌تدبیری، به افرادی واگذار شد و برخی از آن سوءاستفاده کردند. این موارد مشکلات مدیریتی است و ارتباطی با تحریم‌ها ‏ندارد. وقتی ارز یا سکه به‌صورت غلط عرضه و تقسیم می‌شود، مشکلات فعلی به‌وجود می‌آید، زیرا این قضیه دو طرف دارد، ‏یک طرف آن فردی است که دریافت می‌کند و طرف دیگر آن کسی است که عرضه می‌کند. همه بیشتر به‌دنبال آن فردی هستند که ‏ارز یا سکه را گرفته است در حالی که تقصیر عمده متوجه آن فردی است که ارز یا سکه را‎ ‎با بی‌تدبیری عرضه کرده است...». ‏‏- وقتی کسی با زد و بند، نزدیک به ۷۰۰۰ دستگاه انواع خودرو و هزاران سکه و صد کیلو طلا می‌خرد و احتکار می‌کند، یعنی ‏انسان گاهی آن‌قدر حریص می‌شود که با میلیارد‌ها دلار هم سیر نمی‌شود. این نکته را گفتیم تا به پاسخ یکی دیگر از سؤال‌های ‏ابتدایی این یادداشت بپردازیم. اینکه برخی می‌گویند، «فساد‌های مالی و دزدی‌ها و رشوه‌ها از سر فقر و ناچاری است»، تا نتیجه ‏بگیرند، «بسیاری از این مفسدان، مجبور به دریافت رشوه‌اند»، صحیح نیست و اگر در فلان کشور اروپایی، فساد کمتر رخ ‏می‌دهد، به‌دلیل شکم‌سیری آن‌ها نیست. کسی که هزاران خودرو را احتکار کرده، به سراغ دلار و ارز می‌رود، فسادش از سر ‏گرسنگی و نداری استیا از سر حرص و طمع؟! ضمن اینکه، خیلی از این کشور‌های به اصطلاح شکم‌سیر خود مستقیم یا غیرمستقیم، عامل فساد و ‏گرسنگی بسیاری از این کشور‌های فقیر و در قعر ماندن آن‌ها در جدول فسادند! ‏