سه شنبه / ۱۴ بهمن / ۱۴۰۴ - 3 February, 2026
 سایت تبیان / ۱ ساعت قبل

خاطره‌ای شیرین

خاطره‌ای شیرین
از بچگی اسم «چغندر» زیاد به گوشم خورده بود؛ به خاطر زمین کشاورزی پدریم که هر سال توش چغندر می‌کاشتن و آخرش بار کامیون می‌شد و می‌رفت سمت کارخانه قند. برای من چغندر فقط یه محصول نبود، بخشی از زندگی روزمره‌مون بود.پدرم میگه قدیما خبری از عیارسنجی نبوده و همه چغندرها یه‌جور حساب می‌شدن. بعدها «عیارسنجی» اومد؛ کاری که باهاش میزان شیرینی چغندر رو می‌سنجن و حق کشاورز دقیق‌تر مشخص می‌شده.زمستون‌ها هم چغندر پخته پای ثابت خونه‌مون بود؛ دیر می‌پخت، ولی مزه‌ش هنوز زیر دندونمه.از همون موقع‌ها دلم می‌خواست بدونم …