اما در آغاز قرن بیستم، اولویتهای دو امپراتوری تغییر کرد. قدرت آلمان در حال افزایش بود و بریتانیا میکوشید با نزدیککردن روسیه به خود و فرانسه، حلقه مهار برلین را کامل کند. روسیه نیز پس از شکست از ژاپن در جنگ ۱۹۰۴ـ۱۹۰۵ و بحرانهای داخلی، به کاهش تنش با بریتانیا نیاز داشت. دو دشمن قدیمی به این نتیجه رسیدند که مصالحه، کمهزینهتر از ادامه رقابت است. مسئله فقط این بود که هزینه این آشتی را چه کشوری باید بپردازد. پاسخ، ایران بود.
قرارداد ۱۹۰۷ ایران را به معنای حقوقی تجزیه نکرد. متن آن حتی با تأکید بر احترام به استقلال و تمامیت ایران آغاز میشد؛ اما در عمل، حوزههای منافع روسیه و بریتانیا را مشخص کرد. در شمال، بریتانیا تعهد کرد با امتیازهای مورد حمایت روسیه مخالفت نکند. در جنوبشرق، روسیه تعهد مشابهی درباره امتیازهای مورد حمایت بریتانیا پذیرفت و منطقه میان این دو حوزه نیز ظاهراً برای رقابت آزاد باقی ماند.
آنچه میان دو قدرت موضوع تعیین حوزههای نفوذ و امتیاز قرار گرفت، راهآهن، بانک، تلگراف، راهها، حملونقل، تجارت، وامها و منابع درآمدی ایران بود. نشان میدهد که چگونه میتوان بدون جابهجایی رسمی مرزها، اختیار اقتصادی و سیاسی یک کشور را محدود کرد.
گزارش اخیر مرکز اسناد انقلاب اسلامی با عنوان «قرارداد ۱۹۰۷ و اهداف ژئوپلیتیکی قدرتهای خارجی» بر وجه مهمی از این ماجرا تأکید میکند: این قرارداد فقط پایان یک رقابت منطقهای نبود، بلکه بخشی از گذار روسیه و بریتانیا از رقابت سنتی به موازنهای تازه در برابر قدرت رو به گسترش آلمان بود. البته ایران و افغانستان و تبت، در جریان بیش از یک سال مذاکره، از تصمیمهایی که درباره آنها گرفته میشد، مطلع نبودند. …

![[روزبه کردونی] وقتی دشمنان بر سر ایران آشتی کردند!](/news/u/2026-09-09/ettelaat-phejt.webp)















![[روزبه کردونی] وقتی دشمنان بر سر ایران آشتی کردند!](/news/u/2026-09-09/ettelaat-phejt.jpg)





























































![[علی دارابی] نقشههای دشمنان و رسالت خطیر ما](/news/u/2026-09-06/ettelaat-re266.jpg)



















































































