اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که چنین ادبیاتی از سوی چهرهها و جریانهای سیاسی تکرار شود و به تدریج در فضای عمومی جامعه شکل عادی به خود بگیرد. تخریب مستمر یک مقام منتخب، تنها متوجه فرد نیست؛ بلکه میتواند اعتماد عمومی به سازوکارهای سیاسی و انتخاباتی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در واقع، زمانی که اختلاف سیاسی به تخریب شخصیت تبدیل شود، مرز میان رقابت سیاسی و تضعیف سرمایه اجتماعی نظام تصمیمگیری نیز کمرنگ خواهد شد.
از سوی دیگر، اظهارات اخیر ابراهامیان، نویسنده و پژوهشگر شناختهشده تاریخ معاصر ایران، نیز از زاویهای دیگر قابل تأمل است. او در تحلیل شرایط سیاسی ایران نسبت به اتکا و استناد بیش از اندازه به افکار عمومی و تغییرات سریع آن هشدار داده و برای توضیح دیدگاه خود به تجربه تاریخی دوره مصدق اشاره کرده است؛ دورهای که فضای اجتماعی و سیاسی آن میتوانست در فاصلهای کوتاه از حمایت گسترده به مخالفت شدید تغییر کند.
در همین راستا، محمد سبحانی، استاد دانشگاه و کارشناس سیاسی، در گفتوگو با روزنامه «آرمان امروز» با تأکید بر ضرورت تفکیک میان نقد عملکرد دولت و تخریب شخصیت رئیسجمهور اظهار کرد: نقد دولت و رئیسجمهور بخشی طبیعی از فرآیند سیاسی در هر جامعهای است و هیچ مسئول و مقام اجرایی نباید خود را مصون از نقد بداند، اما این نقد زمانی میتواند به اصلاح امور کمک کند که مبتنی بر استدلال، اطلاعات دقیق و ارائه راهکار باشد. زمانی که نقد جای خود را به اتهامزنی، تخریب شخصیتی و ادبیات تنشآفرین بدهد، دیگر نمیتوان آن را در چارچوب رقابت سالم سیاسی تعریف کرد. …


































































































































































