بازیگران از جمله مارگاریتا روزا دی فرانسیسکو، ستاره کلمبیایی برای فصل دوم سریال «صد سال تنهایی» نتفلیکس به جمع بازیگران پیوستند و با نزدیک شدن به پخش پایانی این اقتباس حماسی، چند تن از بازیگران که در قسمت پایانی این مجموعه حضور دارند، به طور اختصاصی با ددلاین گفتوگو کردند.
دی فرانسیسکو که در آمریکای لاتین به خاطر نقشآفرینی در یک سریال طولانی شهرت دارد، در فصل دوم مجموعه صد سال تنهایی ایفای نقش کرده است. استفانیا پینیرس، امانوئل رسترپو و سباستین اوسوریو نیز در فصل دوم این سریال حضور دارند.
اقتباس نتفلیکس از رمان کلاسیک گابریل گارسیا مارکز به دو فصل تقسیم شده است. فصل دو شامل هشت قسمت است که در حال حاضر در حال پخش است و یک قسمت پایانی ویژه نیز به طور جداگانه منتشر خواهد شد.
دس فرانسیسکو که نقش فرناندا دل کارپیو را ایفا میکند، گفت: «بازی در چنین اثر مهم و مرتبطی که بسیاری از منتقدان آن را به طور قطع غیرقابل فیلمبرداری میدانستند، بسیار ترسناک است. کاری که باید انجام میدادیم این بود که خودمان را در اثر پیدا کنیم تا به آن وفادار باشیم و باید به نویسندگان سریال اعتماد میکردیم.»
سباستین اوسوریو که در سریال هایی از جمله «اشتیاق شاهینها» بازی کرده است، نقش آئورلیانو بابیلونیا را در سریال «صد سال تنهایی» ایفا میکند. او نیز معتقد است به دست آوردن نقش در اقتباس از چنین رمان مهمی هم هیجانانگیز و هم ترسناک است.
استفانیا پینیرس نیز که در این سریال اقتباسی نقش آمارانتا اورسولا را بازی میکند، گفت: «این شخصیتها کیفیتی تقریبا اساطیری پیدا میکنند. آنها در نوعی فضای نیمهخدایی قرار دارند که باید به عنوان یک شخصیت با آنها روبرو شوید. اعتماد به نویسندگان برای من بسیار مهم بود.»
او درباره لحظهای شگفتانگیز هنگام ورود به صحنه فیلمبرداری «صد سال تنهایی» به ددلاین گفت: «وارد شدم و همه بازیگرانی را دیدم که نقش خانواده بوئندیا را بازی میکردند و آنجا بودند زیرا قرار بود به عنوان ارواح ظاهر شوند... این یک لحظه سورئال بود.»
لورا مورا و کارلوس مورنو کارگردانی هفت قسمت از هشت قسمت فصل دوم را بر عهده داشتند و الکس گارسیا لوپز هم کارگردانی قسمت پایانی را بر عهده داشت.
رمان «صد سال تنهایی» نوشته گابریل گارسیا مارکز، داستانی است دربارهی خوزه و اورسولا که در برابر مخالفتهای والدینشان ازدواج کرده و روستایشان را ترک میکنند تا به جستجوی یک خانهی جدید بپردازند. آنها به همراه دوستان و ماجراجویان، سفرشان را به تأسیس یک آرمانشهر در کنار یک رودخانه از سنگهای پیشاتاریخی که ماکوندو نامگذاری میکنند، آغاز میکنند. چندین نسل از نسل بوئندیا، آیندهی این شهر افسانهای را شکل میدهند که از جنون، عشقهای غیرممکن، جنگ خونین و بیهوده و یک نفرین وحشتناک که آنها را به ۱۰۰ سال تنهایی محکوم میکند، رنج میبرد.
انتهای پیام
































































