برای خانوادههای آزادگان، این روز تنها یک مناسبت تاریخی نبود، بلکه پایان سالها بلاتکلیفی و آغاز دوباره زندگی بود، مادرانی که سالها چشم به راه خبری از فرزندانشان بودند، همسرانی که سالهای جوانی را با امید بازگشت عزیزانشان سپری کردند و کودکانی که بزرگشدنشان را در غیاب پدر تجربه کرده بودند، سرانجام فرصت یافتند عزیزان خود را در آغوش بگیرند، تصاویر آن روزها، هنوز هم از ماندگارترین قابهای حافظه جمعی ایرانیان است، قابهایی سرشار از اشک، لبخند، گل، پرچم و آغوشهایی که سالها برای رسیدنشان انتظار کشیده شده بود.
آزادگان، تنها از یک اسارت طولانی بازنگشتند، آنان بخشی از تاریخ مقاومت ملت ایران را با خود به خانه آوردند. هر یک از آنان، روایتی از روزهای سخت جنگ، لحظات دشوار اردوگاههای بعثی، دلتنگی برای وطن و خانواده و تلاش برای حفظ امید در شرایطی طاقتفرسا داشت. آنان نشان دادند که اسارت، اگرچه میتواند جسم انسان را در بند کند، اما اراده و روح او را نمیتواند به زانو درآورد.
اکنون، سالها پس از آن روزهای تاریخی، بازگشت آزادگان همچنان فرصتی برای یادآوری ارزشهایی چون ایستادگی، فداکاری، صبر و وفاداری به وطن است، روایت بازگشت آنان، روایت نسلی است که بخشی از زندگی خود را در میدان جنگ و سالهای اسارت سپری کرد و با بازگشت به ایران، خاطراتی را برای نسلهای بعد به یادگار گذاشت، روز بازگشت اسرا به میهن، در حقیقت روز بازگشت امید به خانههایی بود که سالها چشمانتظار عزیزانشان مانده بودند، روزی که ایران، پس از سالها دوری، فرزندان خود را دوباره در آغوش گرفت.
روایت آزاده ۱۴ سالهای که ۳٠ ماه در اسارت بعثیها بود …







































































