حس میکنم مسجد بیشتر برای بزرگترهاست
سارا، ۱۶ ساله، از آن دسته نوجوانهایی است که گاهی همراه مادرش به مسجد میرود، اما خودش را مسجدی نمیداند. وقتی از او میپرسیم چرا، قبل از جواب دادن کمی فکر میکند و میگوید: «من با خود مسجد مشکلی ندارم، ولی وقتی وارد مسجد میشوم، بیشتر آدمهای بزرگتر را میبینم و برنامهها هم معمولاً برای آنها طراحی شده است. اگر یک نوجوان هم باشد، باید خودش را با همان فضا وفق بدهد.»
او میگوید: اگر قرار باشد بیشتر به مسجد برود، دوست دارد «یک فضای واقعی برای نوجوانها» وجود داشته باشد و توضیح میدهد «نه اینکه یک اتاق بدهند و بگویند این هم فضای نوجوانان و بعد باز هم یک بزرگتر بیاید و بگوید چه کار کنید. دوست دارم خودمان هم در تصمیمگیری نقش داشته باشیم.»
از نظر او مسجد میتواند محلی برای گفتوگو و فعالیتهای مختلف باشد و فقط برنامههای مذهبی نداشته باشد. او میگوید: «مثلاً دوست دارم با چند نفر از بچههای محله یک کار رسانهای انجام بدهیم و از آدمهای قدیمی محله فیلم بگیریم یا برای بچههای کوچکتر برنامه برگزار کنیم. اگر قرار باشد فقط بنشینیم و گوش بدهیم، احتمالاً خیلی زود خسته میشوم.»
مشکل من این است که هر وقت میروم، امر و نهی میشنوم!
امیر، ۱۸ ساله، چند سال قبل بیشتر به مسجد میرفته است، اما حالا به گفته خودش «تقریباً فقط در بعضی مناسبتها» سراغ مسجد میرود. …


































































