در بیانیه بنیاد گلوریا استاینم آمده است: «نزدیک به یک قرنی که گلوریا روی زمین زندگی کرد، سالهایی پربار بود و او تا آخرین لحظه برای برابری کار کرد. بزرگترین موهبت گلوریا تواناییاش در گوش دادن به دیگران بود، این که به دیگران احساس دیده و شنیده شدن بدهد. کلمات، کنشها و الگوی رفتاریاش به مردم اجازه داد خودِ واقعیشان باشند. گلوریا همواره وفادار به روحیه مستقلش زندگی کرد، همیشه با کنجکاوی و حس طنز قوی.»
این بیانیه ادامه میدهد: «او سالهای اخیر را صرف دو کاری کرد که بیش از همه دوست داشت: بودن در جمع دیگران و نوشتن. او صدها مهمان را برای حلقههای گفتوگو در اتاق نشیمنش پذیرا شد؛ سنتی که تاکید داشت مدتها پس از آن که دیگر در میان ما نباشد ادامه پیدا کند. همان طور که گلوریا در کتاب تازهاش با عنوان «زندگی غیرمنتظره» نوشته است: «اکنون بیش از پنجاه سال است که در این خانه آجری زندگی میکنم؛ در اتاقهایی که پیش از من شاهد زندگیهای دیگری بودهاند و پس از رفتن من هم زندگیهای تازهای را خواهند شناخت.» این کتاب و تعهد او برای آن که خانهاش به مرکزی برای جنبشهای عدالتخواهانه اجتماعی تبدیل شود، بخشی از هدایایی است که گلوریا با امید اثرگذاریشان بر نسلهای آینده به جهان داده است. گلوریا اغلب این ضربالمثل را نقل میکرد: «بال زدن یک پروانه میتواند هوا را در صدها کیلومتر آنسوتر تغییر دهد.»»
بیانیه در پایان میگوید: «گلوریا خواسته است کسانی که میخواهند با هدیهای به او ادای احترام کنند، به بنیاد گلوریا کمک مالی کنند.»
دلیل مرگ او اعلام نشده است، اما استاینم در دهه ۱۹۸۰ با سرطان سینه مبارزه کرد و در دهه ۱۹۹۰ به عارضه عصبی دردناک نورالژی عصب سهقلو مبتلا شد.
استاینم که ۲۵ مارس ۱۹۳۴ در تولدو، ایالت اوهایو، به دنیا آمد، از چهرههای شاخص «فمینیسم موج دوم» و از پیشگامان جنبش زنان در آمریکا در دهه ۱۹۶۰ بود.
او کار حرفهای خود را به عنوان روزنامهنگار آزاد در نیویورک آغاز کرد و نقطه عطف فعالیتش در سال ۱۹۶۳ رقم خورد؛ زمانی که برای مجله شو در پوشش پیشخدمت باشگاههای پلیبوی کار کرد. گزارش افشاگرانه او شرایط کاری زنان در باشگاههای هیو هفنر را برملا کرد. …































































