پوریا عالمی، نویسنده و طنزپرداز، در این مراسم گفت: قرار بود، چند خطی از «پسرک چشمآبی» بخوانم، اما در یکی دو شبی که به این مراسم فکر میکردم دیگر به ادبیات فکر نمیکردم؛ به امکانی فکر میکردم که جواد مجابی و ناستین (همسر مجابی) برای ادبیات ایجاد کردند و به تبدیل کردن ادبیات به زندگی. او افزود: برای همین، در یکی از صفحههای دفترم چند خطی درباره احترام به جواد مجابی، ناستین و پوپک نوشتم: «اعتبار هر سرزمینی به کوهها و رودها و جنگلها و انسانهایش است و اعتبار کوهها و جنگلها و انسانها به استمرارشان و ایستادنشان. در روزگاری که کوهها و رودها و جنگلها دست از ایستادن برداشتهاند، صاحبان این خانه دست از بودن و زندگی برنداشتند.» عالمی گفت: در روزهای تاریکی و خستگی، چراغ این خانه همیشه روشن بود. در روزهایی که سکوت سراسری و فراگیر بود، امکان گفتوگو در این خانه شعله کوچک شمعی بود که ترس ما را از شب میریخت.
این نویسنده با اشاره به نقش جواد مجابی در حمایت از نسل جوان ادبیات گفت: جواد مجابی نویسندهای گشادهدست و جاری بود که در کنار خود فرصت رشد را برای نهالها و جوانترها فراهم میکرد و به آنها فرصت سایهگستری در کنار درختان کهنسال این خانه را میداد.
پوپک مجابی، دختر جواد مجابی، در مراسم بدرقه پدرش توضیح داد: زمانی که قرار شد درباره پدرم صحبت کنم، ترجیح دادم بگذارم خود او با شما سخن بگوید و از میان شعرهایش بخشی را بخوانم. او با اشاره به مجموعه شعر «عاشقانههای جدید» گفت: … …



































































































































































