وی افزود: نمیتوان نزاع خیابانی را فقط به این موضوع نسبت داد که مردم عصبانیتر شدهاند یا اخلاق در جامعه کاهش پیدا کرده است؛ باید عمیقتر بررسی کرد که چه عواملی باعث میشود یک جامعه به چنین شرایطی برسد.
ناظری با اشاره به این موضوع از منظر روانشناسی اجتماعی و روحیه روانی جمعی جامعه گفت: مهمترین مسئله این است که جامعه ما دچار نوعی فرسودگی روانی شده است. فشارهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و غیره باعث شده آستانه تحمل جامعه کاهش پیدا کند. اصولاً جامعهای که در وضعیت ناامنی مزمن زندگی میکند، معمولاً آستانه تحمل پایینتری دارد و طبیعی است که در چنین شرایطی نوع تعاملات و مراودات اجتماعی تغییر کند.
وی توضیح داد: برای مثال، اگر در متروخبر به فردی برخورد کنیم یا در یک موقعیت روزمره بر سر جای پارک با فرد دیگری دچار اختلاف شویم، لحن تعامل بهسرعت از یک سوءتفاهم ساده به نوعی تعرض به فضای شخصی طرف مقابل تبدیل میشود. وقتی احساس بیقدرتی به پرخاشگری تبدیل میشود
وی یکی دیگر از عوامل مهم را «احساس بیقدرتی» افراد در جامعه دانست و افزود: وقتی افراد احساس میکنند در حوزههای مهم زندگی خود قدرت اثرگذاری ندارند، این احساس میتواند خود را در قالب پرخاشگری نشان دهد. در چنین شرایطی، فرد تلاش میکند به شکلی بیقدرتی خود را جبران کند. ممکن است فرد در محیط کار یا دیگر موقعیتهای اجتماعی احساس کند مورد بیاحترامی قرار گرفته یا به اندازه کافی دیده نمیشود؛ بنابراین بخشی از این احساس بیقدرتی اجتماعی را در جای دیگری جبران میکند.
این استاد دانشگاه با اشاره به مفهوم قدرت در اندیشه میشل فوکو گفت: قدرت فقط در سیاست معنا ندارد، بلکه در کل موقعیتهای اجتماعی حضور دارد. حتی در یک کافیشاپ، زمانی که دو نفر با یکدیگر نشستهاند و تعامل میکنند، نوعی رابطه قدرت میان آنها شکل میگیرد. …












































































































































