مهدی فخیمزاده در این باره مینویسد:
در آن سالها( ابتدای انقلاب) تهیه کنندهای وجود نداشت. برای همین افرادی مثل کارگردان، فیلمبردار و مدیر تولید دور هم جمع میشدند. هر چه داشتند وسط میگذاشتند و هر کدام گوشهای از کار را میگرفتند. اگر هم پول کم میآوردند، قرض میکردند و به صورت شراکتی فیلم میساختند. اسمش را میگذاشتند تعاونی که البته تعاونی واقعی نبود ولی کلمه تعاونی آن روزها اعتبار بیشتری داشت و بیشتر تحویل میگرفتند.
دشمنان فیلم فرنگی، عاملین پخش فیلمهای خارجی
اوایل سال ۱۳۶۰ من به همراه منوچهر مصیری، کامران قدکچیان و رضا میرلوحی به همین شیوه یک شرکت فیلمسازی تاسیس کردیم و اسمش را تعاونی فیلمیران گذاشتیم. ولی وقتی خواستیم کار کنیم دیدم اوضاع خیلی خراب است و امکان ندارد بدون کمک و پول دولتی بتوانیم فیلم بسازیم. هر کسی قصد ساخت فیلم داشت باید به نهادها و ارگانهای دولتی متصل میشد. ما هم که چنین ارتباطهایی نداشتیم.
تازه فقط مشکل پول نبود. مثلا وقتی آقای حاج سیدجوادی مسئول شد کلا فیلمسازی را تعطیل کرد و در هفت ماهی که مسئولیت سینما را بر عهده داشت هیچ پروانه ساختی صادر نشد. وقتی که آقای معادیخواه وزیر ارشاد شد و مهدی کلهر معاونت سینمایی را بر عهده گرفت چنان شرایط آشفته و ناامنی به وجود آمده بود که آدمهایی مثل ما جرات فیلمسازی را نداشتند، چون نه پروانه ساخت اعتباری داشت نه پروانه نمایش. هر آن امکان داشت همه چیز باطل شود.
در نتیجه ما که برای فیلمسازی دور هم جمع شدیم چند تا فیلم دست دوم و سوم خارجی از وارد کنندهها و واسطهها خریدیم و شروع به پخش کردیم تا خرج زندگیمان را درآوریم. تصور کنید ما که تولید کننده و دشمن فیلم فرنگی بودیم شده بودیم عامل توزیع فیلمهای خارجی. …



































































































































































