در مشروح این یادداشت آمده است: یمن؛ جایی که بلندپروازیهای سعودی دفن میشوند
هر بار ریاض با تصور تغییر معادلات وارد این کشور شده، خیلی زود با واقعیتی پیچیدهتر از محاسبات اولیه خود روبهرو شده است.
برای درک این سابقه، کافی است به سرنوشت شاهزاده خالد بن سلطان نگاه کنیم. او در جریان عملیات «طوفان صحرا» و جنگ برای آزادسازی کویت، به یکی از چهرههای نظامی محبوب عربستان تبدیل شد. موفقیت آن عملیات که در حدود ۱۰۰ ساعت به آزادسازی کویت انجامید، حتی گمانهزنیهایی را درباره آینده سیاسی خالد بن سلطان به راه انداخت؛ نوه ملک عبدالعزیز میتوانست به وزارت دفاع برسد و حتی نامش در میان گزینههای احتمالی برای پادشاهی آینده مطرح بود.
اما یمن این تصویر را تغییر داد.
در سال ۲۰۰۹، خالد بن سلطان فرماندهی عملیات «زمین سوخته» عربستان در یمن را بر عهده گرفت. عملیات خیلی زود از یک مداخله نظامی به یک جنگ فرسایشی تبدیل شد و عربستان در نهایت ناچار شد نیروهایش را از یمن خارج کند؛ خروجی که برای ریاض چیزی جز یک شکست تحقیرآمیز نبود. حدود ۲۰۰ نظامی سعودی کشته شدند و شماری نیز مفقود شدند.
پس از آن، خالد بن سلطان دیگر آن جایگاه پیشین را در ساختار قدرت عربستان نداشت و به تدریج از مرکز صحنه سیاسی کنار رفت. برای کشوری که معمولاً تمایلی به پذیرفتن شکستهای خود ندارد، این تغییر موقعیت بهتنهایی معنادار بود.
اما ماجرای یمن برای خاندان سعودی به همینجا ختم نشد. چند سال بعد، این بار محمد بنسلمان وارد میدان شد؛ با این تفاوت که او قرار بود راهی متفاوت برای خروج عربستان از باتلاق یمن پیدا کند.
سالها بعد، همین الگو با چهرهای دیگر تکرار شد. وقتی بنسلمان به آمریکا بیاعتماد شد …


































































