*مقاومت اگر فقط به معنای تحمل فشار تعریف شود، ممکن است به وضعیتی تدافعی و پرهزینه محدود شود اما اگر نتیجه آن افزایش توان تولید، کاهش آسیبپذیری، ارتقای فناوری، حفظ سرمایه انسانی و ایجاد ظرفیتهای جدید اقتصادی باشد، میتواند بخشی از یک راهبرد توسعهای تلقی شود. بنابراین مقاومت اقتصادی را نباید با اقتصاد بسته یا جایگزینی حداکثری واردات یکی دانست. اقتصاد مقاوم در معنای توسعهای، اقتصادی است که در برابر شوکها بتواند خود را با شرایط جدید تطبیق دهد، منابع و بازارهای خود را متنوع کند، زنجیرههای تأمین را مقاوم سازد، سرمایه انسانی و سرمایهگذاری را حفظ و از وابستگیهای پرریسک بکاهد.
*تجربه هشت سال دفاع مقدس نشان میدهد که بازسازی و افزایش فعالیت اقتصادی در شرایط دشوار امکانپذیر است. بر اساس دادههای بانک جهانی، اقتصاد ایران پس از افت شدید در سال ۱۹۸۸، در سالهای ۱۹۸۹، ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ بهترتیب حدود ۶.۱، ۱۳.۶ و ۱۲.۷ درصد رشد کرد. این رشد به معنای حل مسائل ساختاری نبود اما نشان داد بازسازی میتواند موتور رشد باشد. با این حال، رشد کوتاهمدت الزاما به توسعه پایدار تبدیل نمیشود و برای آن اصلاحات نهادی، افزایش بهرهوری، سرمایهگذاری و کاهش وابستگیهای ساختاری ضروری است. …



































































































































































