قیمت طلا امروز




 اُلیگارشی

 روزنامه مردم سالاری / ۱۴۰۵/۰۵/۲۶

سلطه اُلیگارشی، پیمان نانوشته اقتصاد کلان ایران - مردم سالاری آنلاین

این روزها اقتصاددان های سرشناس از دو سوی یک خط افقی راست تا چپ تقریبا همگی به وضعیت نامطلوب کنونی ...
 سلطه اُلیگارشی، پیمان نانوشته اقتصاد کلان ایران - مردم سالاری آنلاین
این روزها اقتصاددان‌های سرشناس از دو سوی یک خط افقی راست تا چپ تقریبا همگی به وضعیت نامطلوب کنونی اقتصاد اعتراض دارند و فریادشان به آسمان بلند است و باجملات گوناگونی مانند «خاک بر سر ما» و «ما از کشورهای بزرگ غربی جهان یا حتی منطقه خلیج‌فارس و خاورمیانه عقب افتاده‌ایم» و ارائه آمار و ارقام و قیاس‌های گوناگون و بعضا مع‌الفارق فغان برآورده‌اند که چرا باید چنین باشد؟

 اینان، که می‌گویند وضع اقتصاد کلان کشور خراب است نمی‌گویند این اقتصاد فلاکت‌بار که چنین شده است و باید چنان باشد، چطور این‌گونه شده و گویا جبران مافات می‌کنند زیرا همین‌ها، همگی از سال‌های بعد از انقلاب در تمامی محافل و مجالسِ برنامه‌ریزی‌های اقتصادی و بازرگانی، بودجه‌نویسی و تعیین نرخ ارز و افزایش مداوم آن، اگر نقش درجه یک نداشته‌اند مشاور و تصمیم‌ساز بوده‌اند و اکنون به مثابه کسانی که «مُقِرّ به ذُنوب» شده‌اند از ورشکستگی اقتصادی سخن می‌گویند که خود در به وجود آوردن آن بی تقصیر نبوده‌اند.

 در آن سال‌ها که اینان ذی مدخل بودند و سمت‌وسوی اقتصاد کلان را تعیین می‌کردند نه تنها از فریادهایی که الآن می‌کشند و فغان‌هایی که اینک در فضاهای مجازی سر می‌دهند خبری نبود، بلکه اگر روزنامه‌نگاری می‌گفت اداره اقتصاد کلان و بازرگانی صادرات و واردات با نرخ ارز ارزان دولتی ره به ناکجاآباد و ویرانی و فساد می‌برد با پوزخند و تمسخر سعی داشتند توجهی نکنند و با بیان جمله معروفی که اکثر مشغولان به فعالیت‌های آکادمیک می‌گویند «نوشته‌های روزنامه‌نگاری در ایران سطحی و کم‌مایه است»، خود را در جایگاه برتر و درست اندیش‌تر می‌دیدند و به مخیله خود راه ندادند که روزنامه‌نگاران واقعی، نه وابسته به دولت‌ها و جیره‌بگیر و بعضا ثناگو ومتملق ، به‌طور واقعی و عینی در عرصه خدمات، کشاورزی، صنعتی چه اقتصادی و چه بازرگانی در متن جامعه هستند و باید عمیق‌تر و با تأمل بیشتری به مقالات آنان توجه کنند تا خرابی اقتصاد را نه الزاما در ساختارهای تئوریک و آکادمیک، بلکه در عرصه واقعی فعالیت‌های میدانی ببینند و بشناسند!

 به ‌هرحال دورانی پر از چالش و بالا و پایین گذشت و این تصمیم‌سازان اقتصادی آکادمیک که هر کدام برای خود به شهرتی، آن‌ هم منبعث از جایگاهی که در حاشیه دولت‌ها و نهادهای اقتصادی و بازرگانی داشتند، رسیدند حال فریاد می‌زنند که چرا وضع موجود اقتصاد و بازرگانی فساد انگیز شده و به قهقرا در غلتیده است.

آن‌ها نمی‌خواهند اعتراف کنند که چرا این‌طور شد و همین حالا هم به‌رغم فریادهای بلند نارضایتی از وضع پیش‌آمده، نمی‌گویند چه پیش خواهد آمد!

علی ایحال، با این وضع بحث وموضوع به وجود آمدن نوعی از الیگارشی دردرون همین اقتصاد سیاسی ایران در محافل روشنفکری بالا گرفته است.

 نگارنده این سطور طی سال‌های اخیر مقالاتی قابل دسترس در مورد اینکه آینده اقتصاد ایران در اختیار الیگارش‌ها قرار می‌گیرد و آنان بر فرآیند اقتصادی که در حال فروپاشی است، چه در جنگ بی‌انتها و بی‌سرانجام برنده شویم یا بازنده، بیشتر سلطه بلامنازع خواهند یافت، نوشته است؛ موضوعی که می‌بایست اقتصاددان‌های مطرح و دارای اسم و رسم و تریبون‌های بسیار به آن بپردازند که ظاهرا چندان اشاره‌ای به آن نمی‌کنند؛ اما چون در سطح جامعه و افکار عمومی مداوم سؤال می‌شود که اصولا الیگارشی‌ها چگونه شگل گرفتن و در حال و آینده اقتصاد ایران چه نقشی داشته و خواهند داشت و چرا گفته می‌شود آنان سلطه بیشتری پیدا می‌کنند، به ناگزیر به بحث شکل‌گیری و بنیادهای الیگارشی و تبعات عملکرد آنان یا آنچه تراستی‌ها گفته می‌شود به‌طور مختصر و موجز می‌پردازیم شاید در تنویر افکار عمومی مؤثر باشد و بتوان روشن تر دریافت اقتصادکلان کشور در آینده به کدام سو می‌رود.

الیگارشی oligarchy)) یا «گروه سالاری» در اصطلاح سیاسی به نظامی ‌گفته می‌شود که در آن قدرت سیاسی و اداره جامعه به‌صورت انحصاری در دست گروهی کوچک و معدودی از افراد خاص قرار می‌گیرد و مردم نقش مؤثری در قدرت ندارند؛ یعنی در نظام‌ها یا سامانه‌های الیگارشیک، قدرت انحصاری است. آنان رسانه‌های قدرتمند را در اختیار دارند و اصولا این نوع نظام‌های حکومتی از بحران‌ها تغذیه می‌کنند و اگر بحرانی نباشد خود بحران‌ساز می‌شوند و آن‌ها را به وجود می‌آورند.

 گفته می‌شود نظام‌های الیگارشی، پشت وطن‌پرستی و یک نوع دین‌خواهی افراطی پنهان می‌شوند و از این دو نوع مفهوم برای جلب همراهی و همکاری مردم استفاده ابزاری می‌کنند و به ناگزیر و در مواردی به تبعیت از نوع حکومت‌های «پری بندالیسم» و «نئو پری بندالیسم» که در کشورهای نظامی و نیمه نظامی آمریکای لاتین به وجود آمدکار، مردم را به‌صورت نمایشی و ترفندی به میدان می‌آورند.

این‌که چگونه این گروه خاص الیگارشی، قدرت را قبضه می‌کنند باید گفت معمولا از طریق ثروت در حال افزایش، نفوذ خانوادگی یا به‌ندرت از یک حزب سیاسی و با زد و بند قدرتمند می‌شوند.

 ارسطو، الیگارشی را شکل فاسد و منفی حکومت نخبگان و یا به تلویح، «آریستو کراسی» می‌دانست. گرچه این دو در سیر تکوین و تکامل تاریخ حکمرانی‌ها به‌تدریج به دو مفهوم متفاوت از قدرت، تغییر معنی و کاربرد یافتند و آریستو کراسی به حکومت گروه خاصی از خردمندان اندیشه‌ورز که خود را بهتر از دیگران می‌دانستند و الیگارشی به حکومت ثروتمندان و ثروت‌اندوزان که به هیچ باور و اعتقادی به‌جز پول و کسب بیشتر آن پایبند نبودند، تبدیل شدند.

 در ایران، الیگارشی که مترصد تغییر شرایط کلی در کشور است شامل گروهی از افراد، نهادها و باندهای قدرت و ثروت است که طی سالیان متمادی بعد از انقلاب با استفاده از رانت‌های نهفته در درون اقتصاد دولتی و انحصارات اقتصادی به وجود آمده است یعنی این پدیده زائیده رانت‌های سیاسی است.

این گروه، در پس سیاست‌ها و ندانم‌کاری‌های مدیران دولتی یا شراکت با آنها و با نفوذ در ساختارهای تصمیم‌گیری، اعم از نهادهای سیاسی تا اقتصادی و بازرگانی، به‌ویژه سازمان برنامه‌وبودجه، وزارت اقتصاد و دارایی، بانک مرکزی، وزارت بازرگانی سابق و شاکله کنونی آن، به منابع نفت و گاز، بعضی معادن پر سود، منابع طبیعی مانند جنگل‌ها و مراتع و زمین‌های مرغوب در شهرها و حاشیه شهرهای بزرگ در اقصا نقاط کشور بانک‌ها و بسیاری از فعالیت‌های رانتیه سودمند دسترسی و سلطه پیدا کردند و به‌جای رقابت آزاد و قواعد بازار، در مسیر قیمت‌گذاری‌های دستوری، سیاست‌گذاری در بازرگانی، اقتصادی کلان کشور را در اختیار گرفتند و با کنترل این دو به بهانه دفاع از حقوق مردم و مستضعفان، توانستند قدرت خود را به هر طریقی که می‌خواستند تثبیت و گسترش دهند.

 ایشان با سلطه بر قیمت‌گذاری انواع کالاها، نوعی اقتصاد و بازرگانی کنترل شده به نفع خود ایجاد و در سایه دشمنی با جهان، به‌ویژه کشورهای قدرتمند غربی همچون آمریکا، کشور را به بهشتی برای خود تبدیل کردند. آنان بی‌توجه به وضعیت زندگی و معیشت مردم تا توانسته‌اند پیش رفته‌اند و قدرت و گسترش سلطه آنان در ساختار حکومتی تا آنجا بوده که سعی داشته‌اند بر تصویب قوانین نیز تاثیر بگذارند. یک دست بودن در الیگارشی‌ها بسیار مهم است لذا در مواردی بحث امحای فیزیکی رقبا نیز وجود دارد.  

زیرا این نوع حاکمیت الیگارش‌ها، مانند آریستوکراسی که ارسطو و افلاطون در آغاز فلسفه حکمرانی در یونان باستان به یک رویکرد خردمندانۀ اندیشه‌ورز و البته انحصاری نسبت می‌دادند، نیست، بلکه نوعی از الیگارشی خطرناک صرفا متکی به ثروت می‌باشد.

 در این صورت و با این توصیف، اگر تغییراتی ناشی از اتفاقات پیش‌رو در تقابل‌جویی یا جنگ کنونی رخ دهد، اقتصاد کلان ایران بیشتر از گذشته در دست الیگارش‌ها قرار خواهد گرفت که به دلیل عدم مشارکت همگان نا رضایتی مردم از طیف‌های مختلف بیشتر خواهد شد.

 

 




دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026