قیمت طلا امروز




 حملات ایران به آمریکا

 سایت فرارو / ۲۲ دقیقه قبل

چرا آمریکا دیگر به ایران حمله نخواهد کرد؟

گزارش شده است که ترامپ به مشاورانش گفته تمایلی به صدور دستور حملات بیشتر ندارد. واشنگتن بیش از تهران نگران گسترش جنگ است. این مسئله فقط به شرایط فعلی محدود نمی‌شود و می‌تواند بر نحوه برخورد آمریکا با ایران در آینده نیز تأثیر بگذارد.
 چرا آمریکا دیگر به ایران حمله نخواهد کرد؟
فرارو– رابرت کیگن، تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل نشریه آتلانتیک و پژوهشگر ارشد مؤسسه بروکینگز

به گزارش فرارو به نقل از نشریه آتلانتیک، سال‌ها شرایط خاورمیانه چندان به سود ایران نبود. آمریکا، به‌عنوان قدرتمندترین بازیگر خارجی منطقه، در برابر تهران قرار داشت و اسرائیل نیز با برخورداری از توان هسته‌ای و برتری نظامی، یکی از اصلی‌ترین رقبای ایران محسوب می‌شد. در همین حال، کشورهایی مانند مصر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز از نظر سیاسی، اقتصادی و راهبردی به آمریکا نزدیک بودند.

حاصل این وضعیت، موازنه‌ای از قدرت بود که کفه آن در مجموع علیه ایران سنگینی می‌کرد. ایرانِ پس از جنگ؛ از فشار حداکثری تا قدرت اول منطقه

اما امروز شرایط کاملاً تغییر کرده است. ایران این بار مستقیماً در برابر آمریکا و اسرائیل قرار گرفته، حملات سنگین و پیشرفته‌ترین سلاح‌های آنها را تحمل کرده و نه‌تنها از این آزمون عبور کرده، بلکه به نظر می‌رسد از دل آن قدرتمندتر بیرون آمده است.

نتیجه این جنگ، چیزی کمتر از یک بازآرایی بزرگ در ساختار قدرت خاورمیانه و خلیج فارس نیست؛ بازآرایی‌ای که آمریکا، شاید برخلاف خواست خود، در شکل‌گیری آن نقش مهمی داشته است.

در نظم جدید، ایران می‌تواند به قدرت اصلی منطقه تبدیل شود.

کشورهای همسایه نیز ظاهراً از هم‌اکنون در حال تطبیق سیاست‌های خود با این واقعیت تازه هستند و قدرت‌های دورتر نیز دیر یا زود ناچار خواهند شد چنین کنند. جهان سال‌ها ایران را کشوری تحت فشار و مهارشده دیده است؛ اما اکنون ممکن است با چهره متفاوتی از ایران روبه‌رو شود: ایرانی که خود را رهاشده از محدودیت‌های گذشته می‌داند.

این تصور وجود داشت که فشار اقتصادی، تحریم‌ها و ضعف شدید اقتصاد سرانجام تهران را وادار خواهد کرد با واشنگتن کنار بیاید، تنگه هرمز را باز کند و برای نجات اقتصاد خود امتیاز بدهد. اما تحولات اخیر نشان می‌دهد این محاسبه چندان دقیق از آب درنیامده است. تهدیدهای ترامپ و بازدارندگی ایران؛ چرا واشنگتن عقب نشست؟

با وجود تمام این فشارها، نظام جمهوری اسلامی همچنان پابرجا مانده و امتیاز مهمی نداده است. اما شاید مهم‌تر از این، ایران در جریان جنگ نقطه‌ضعف اصلی آمریکا در منطقه را نیز آشکار کرد: آسیب‌پذیری کشورهای همسایه و زیرساخت‌های حیاتی آنها.

نقطه عطف وقتی اتفاق افتاد که اسرائیل میدان گازی پارس جنوبی ایران را هدف قرار داد و تهران نیز در پاسخ، مجتمع رأس‌لفان قطر را مورد حمله قرار داد؛ مجموعه‌ای که یکی از بزرگ‌ترین مراکز تولید و صادرات گاز طبیعی مایع در جهان به شمار می‌رود.

گزارش‌های منتشرشده از وارد شدن خسارت گسترده به بخشی از تأسیسات این مجموعه حکایت داشت. 

این حمله پیام روشنی داشت. ایران شاید نتواند در یک جنگ هوایی مستقیم آمریکا را شکست دهد، اما موشک‌ها و پهپادهایش می‌توانند زیرساخت‌های نفت و گاز کشورهای خلیج فارس را هدف قرار دهند؛ زیرساخت‌هایی که اختلال در آنها تنها یک مشکل منطقه‌ای ایجاد نمی‌کند، بلکه می‌تواند بازار انرژی جهان و در نتیجه اقتصاد جهانی را برای مدتی طولانی دچار بحران کند.

کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس خیلی زود فهمیدند که جنگ با ایران می‌تواند مستقیماً به زیرساخت‌های نفت و گاز آنها برسد. ترامپ نیز ظاهراً همین پیام را دریافت کرد. او حملات به اهداف انرژی ایران را متوقف کرد و از اسرائیل نیز خواست همین مسیر را دنبال کند. کمی بعد، کارزار گسترده‌تر علیه ایران نیز متوقف شد؛ بدون آنکه واشنگتن امتیاز مهمی از تهران گرفته باشد.

از آن زمان تاکنون، ترامپ بارها ایران را به حمله تهدید کرده است، اما هیچ‌گاه دستور حمله مجدد به زیرساخت‌های انرژی ایران را صادر نکرده است. همین مسئله به‌تدریج موازنه فشار را تغییر داد.

الگوی ماجرا تقریباً همیشه یکسان بود: ترامپ تهدید می‌کرد، ایران وعده پاسخ می‌داد، کشورهای عربی خلیج فارس درباره پیامدهای جنگ هشدار می‌دادند و در نهایت، حمله‌ای صورت نمی‌گرفت.

بعد از تکرار چندباره این روند، تهران به یک نتیجه مهم رسید: آمریکا شاید همچنان توانایی تشدید جنگ را داشته باشد، اما دیگر معلوم نیست اراده سیاسی لازم برای ورود به مرحله بعدی رویارویی را نیز داشته باشد.

دونالد ترامپ در اواسط ژوئن، زمانی که تصریح کرد ادامه جنگ به «فاجعه اقتصادی» و حتی احتمالاً یک «رکود بزرگ» منجر خواهد شد و او نمی‌خواهد به «هربرت هوور» تبدیل شود، این مسئله را آشکارتر ساخت. از آن زمان تاکنون، دونالد ترامپ با نوعی استیصال آشکار در تلاش بوده است تا به این درگیری پایان دهد. تنگه هرمز؛ سند عقب‌نشینی آمریکا از برابر ایران

یادداشت تفاهمی که ایران و آمریکا در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۷ خرداد ۱۴۰۵) امضا کردند، در واقع بازتاب همین تغییر در موازنه قدرت بود. 

متن توافق طوری نوشته شده بود که واشنگتن بتواند تا حدی آبروی سیاسی خود را حفظ کند، اما نتیجه عملی آن به سود ایران تمام شد. در این یادداشت آمده بود که مسئولیت انجام ترتیبات لازم برای تضمین عبور امن کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز برای یک دوره ۶۰روزه بر عهده جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.

از سوی دیگر، ایران قرار شد مستقیماً با عمان، بدون میانجی و بدون حضور طرف سوم، درباره سازوکار اداره تنگه گفت‌وگو کند. مبنای این مذاکرات نیز قوانین بین‌المللی و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تعیین شد.

به بیان ساده، توافق ژوئن یک واقعیت را پذیرفت: هر طرحی برای مدیریت پایدار تنگه هرمز، بدون نقش محوری ایران قابل اجرا نیست.

این یادداشت تفاهم قرار نبود همه‌چیز را به وضعیت پیش از جنگ برگرداند. آمریکا نیز هیچ نقشی در اداره آینده تنگه هرمز به دست نمی‌آورد. در عوض، ایران می‌کوشید با تکیه بر مفاد یادداشت تفاهم، خود را بازیگر اصلی تعیین‌کننده شرایط عبور کشتی‌ها معرفی کند.

حتی در متن توافق تصریح شده بود که ایران برای ۶۰ روز، عبور امن کشتی‌های تجاری را بدون دریافت هزینه تضمین کند. 

آتش‌بس نیز خیلی دوام نیاورد. زمانی که نیروی دریایی آمریکا شروع به هدایت نفتکش‌ها از مسیر بخش عمانی تنگه هرمز کرد، ایران ظاهراً این اقدام را نقض روح توافق دانست و خیلی زود آتش‌بس کنار گذاشته شد.

معلوم نیست ترامپ تا چه اندازه از جزئیات امتیازهایی که مذاکره‌کنندگانش درباره اداره تنگه داده بودند اطلاع داشت، اما از نگاه تهران، آمریکا تلاش می‌کرد از مسیر عمان بخشی از اختیاراتی را پس بگیرد که پیش‌تر واگذار کرده بود.

پس از آن، ایران و آمریکا وارد دور تازه‌ای از حملات متقابل شدند؛ درگیری‌هایی که در اواسط ژوئیه با حملات شدیدتر آمریکا به اوج رسید. اما وقتی این حملات نیز نتیجه‌ای نداشت، ترامپ در ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶ (۲۴ تیر ۱۴۰۵) تهدید کرد که اگر ایران مذاکره نکند، آمریکا «تمام نیروگاه‌های برق» و «تمام پل‌های» این کشور را هدف قرار خواهد داد. با این حال، باز هم حمله‌ای انجام نشد.

بعدها روشن‌تر شد که چرا آمریکا در برابر تشدید جنگ با ایران محتاط شده است. گزارش‌ها نشان می‌داد ذخایر برخی از مهمات و موشک‌های حیاتی آمریکا به شکل نگران‌کننده‌ای کاهش یافته و حتی رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا شخصاً به دنبال پیدا کردن راهی برای خروج از بحران بوده است.

مشکل این بود که یک حمله گسترده جدید به ایران فقط به جنگ در خاورمیانه محدود نمی‌شد. آمریکا باید بخشی از توان نظامی خود را برای بحران‌های احتمالی در دیگر نقاط جهان نیز حفظ می‌کرد؛ از جمله احتمال رویارویی در شرق آسیا یا اروپا.

کمبود موشک نیز اجرای یک حمله بزرگ را خطرناک‌تر می‌کرد. آمریکا ممکن بود ناچار شود هواپیماهای سرنشین‌دار بیشتری را وارد محدوده پدافند هوایی ایران کند؛ در حالی که هم‌زمان، شمار موشک‌های رهگیر موجود برای دفاع از پایگاه‌های آمریکایی و کشورهای عربی خلیج فارس محدود شده بود.

نتیجه روشن بود: خطر تلفات انسانی بالا می‌رفت، زیرساخت‌های انرژی منطقه آسیب‌پذیرتر می‌شدند و آمریکا باید ریسک بزرگی را می‌پذیرفت، بدون آنکه مطمئن باشد نتیجه حمله جدید بهتر از پنج هفته بمباران سنگینی خواهد بود که پیش‌تر انجام شده بود.

رفتار آمریکا در ماه‌های اخیر یک پیام روشن داشته است: به نظر می‌رسد واشنگتن بیش از تهران نگران گسترش جنگ است. این مسئله فقط به شرایط فعلی محدود نمی‌شود و می‌تواند بر نحوه برخورد آمریکا با ایران در آینده نیز تأثیر بگذارد.

مشکل اصلی این است که هر حمله جدید علیه ایران، حتی اگر محدود باشد، ممکن است واکنش متقابل تهران را در پی داشته باشد و آمریکا را یک پله دیگر در مسیر تشدید تنش بالا ببرد؛ مسیری که واشنگتن ظاهراً علاقه‌ای به ادامه آن ندارد.

به همین دلیل، حتی سیاست ساده «ضربه در برابر ضربه» نیز دیگر چندان قابل‌اعتماد به نظر نمی‌رسد. گزارش شده است که ترامپ به مشاورانش گفته تمایلی به صدور دستور حملات بیشتر ندارد. شروط تهران برای پایان بحران با واشنگتن

آمریکا آشکارا تمایلی به ورود به یک جنگ بزرگ دیگر ندارد و همین مسئله باعث شده ایران یک پرسش اساسی مطرح کند: توافق با واشنگتن قرار است چه چیزی به تهران بدهد که ایران نتواند بدون توافق نیز به آن برسد؟

در چنین فضایی، مقام‌های ایرانی خواسته‌های خود را روشن کرده‌اند؛ خروج نیروهای آمریکایی، پایان محاصره دریایی و تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و پرداخت غرامت جنگی.

بسیاری معتقدند تهران می‌داند واشنگتن با چنین شرایطی موافقت نخواهد کرد. به همین دلیل، برخی این مطالبات را تلاشی برای به رخ کشیدن شکست آمریکا به ترامپ می‌دانند و برخی دیگر معتقدند ایران با طرح خواسته‌های حداکثری، به دنبال توافقی بهتر است.

اما تحلیل مسئله از زاویه «چانه‌زنی» دیگر درست نیست. کنترل تنگه هرمز، صرفاً اهرمی برای گرفتن امتیاز بیشتر یا کشاندن دوباره ترامپ به میز مذاکره نیست. آن مرحله گذشته است.

پیروز تنها برای تعیین شرایط شکست طرف مقابل به مذاکره بازمی‌گردد و ایران اکنون شرایط خود را اعلام کرده است. شاید خواسته‌های تهران بسیار بلندپروازانه به نظر برسند، اما ایران ظاهراً دلیلی برای کوتاه آمدن نمی‌بیند.

تهران ماه‌هاست تأکید می‌کند که کنترل تنگه هرمز قابل مذاکره نیست. از این منظر، روایت دولت ترامپ و برخی رسانه‌ها مبنی بر اینکه ایران دائماً مواضع خود را تغییر می‌دهد یا قادر به تصمیم‌گیری نیست، با واقعیت همخوانی ندارد. نویسنده : رابرت کیگن







سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - 25 August 2026