قیمت طلا امروز




 حمله اسرائیل به ترکیه

 سایت فراز / ۱۸ ساعت قبل

اسرائیل، ترکیه و نظم جدید منطقه‌ای

الجزیره در تحلیل جدید خود بررسی می‌کند که حمله اخیر اسرائیل به پایگاه هوایی ابوالظهور در سوریه، نه تنها نشان‌دهنده شکاف عمیق میان تل‌آویو و آنکاراست، بلکه بی...
 اسرائیل، ترکیه و نظم جدید منطقه‌ای
سه‌شنبه گذشته، جنگنده‌های اسرائیلی به پایگاه هوایی ابوالظهور در شمال غربی سوریه حمله کردند که محکومیت ایالات متحده، بریتانیا، سازمان ملل متحد و کشور‌های منطقه‌ای را در پی داشت. دولت اسرائیل مدعی شد که اطلاعاتی مبنی بر تحرکات نظامی ترکیه در این مکان داشته است.

تام باراک، سفیر ایالات متحده در ترکیه و فرستاده ویژه در امور سوریه، در مصاحبه‌ای متعاقب آن گفت که آمریکا این اطلاعات را شش روز پیش از حمله از اسرائیلی‌ها دریافت کرده بود. با این حال، نهاد‌های اطلاعاتی آمریکا بررسی‌های لازم را انجام داده و هیچ مبنایی برای صحت این ادعا نیافتند.

این حادثه نه تنها بازتاب‌دهنده تغییری در دینامیک میان ترکیه و اسرائیل است، بلکه سیگنالی از یک بازآرایی منطقه‌ای است که اسرائیل دیگر در مرکز آن قرار ندارد.

آنکارا با تلقی حمله اسرائیل به پایگاه سوری به عنوان یک اقدام تحریک‌آمیز، از تشدید تنش خودداری کرد و در عوض مسیری برای خروج از بحران ارائه داد. ترکیه این مسئله را نه در چارچوب دوجانبه، بلکه به عنوان موضوعی میان اسرائیل و آمریکا و میان اسرائیل و اجماع منطقه‌ای و بین‌المللی تعریف کرد.

به طور معمول، یک مکانیسم رفع تضاد (deconfliction) میان ترکیه و اسرائیل وجود دارد. با این حال، همان‌طور که باراک در مصاحبه اشاره کرد، اسرائیل درباره این حمله به ترکیه هشدار نداد؛ اقدامی که می‌توانست پاسخ نظامی را به همراه داشته باشد.

فرستاده آمریکا خواستار فعال‌سازی یک مکانیسم رفع تضاد شد، اما چنین ابتکاری تنها در صورتی مؤثر است که طرف‌های درگیر خواهان آن باشند. در این مورد، هیچ شواهدی وجود ندارد که اسرائیل به دنبال کاهش تنش بوده است. در واقع، به نظر می‌رسد تشدید تنش نتیجه مطلوب بوده، چرا که اسرائیل نه به ترکیه و نه به آمریکا درباره حمله اطلاع نداد و بر اساس پیش‌فرضی عمل کرد که اطلاعات آمریکا هیچ مبنایی برای آن نیافت — ترفندی برای تقویت کارزار انتخاباتی نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو.

پس از آرامش تحمیلی آمریکا در جبهه ایران، نتانیاهو احتمالاً در آستانه انتخابات اسرائیل، به دنبال تشدید تنش در جبهه‌های دیگر، اعم از سوریه، لبنان یا غزه است. چالش ترکیه جلوگیری از افتادن در دام نتانیاهو و در عین حال ممانعت از عادی‌سازی چنین تجاوزاتی خواهد بود.

این امر نیازمند مداخله مستقیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای مهار نتانیاهو است. در واقع، یک مکانیسم سه‌جانبه رفع تضاد تنها زمانی می‌تواند کارآمد و معتبر باشد که آمریکا وزن واقعی خود را پشت آن قرار دهد.

اما حتی اگر مکانیسمی وجود داشته باشد، این واقعیت را تغییر نمی‌دهد که سوریه دریچه‌ای را که ترکیه و اسرائیل از طریق آن به یکدیگر می‌نگرند، تغییر داده است. برای مدت طولانی، هسته اصلی نارضایتی ترکیه از اسرائیل مسئله فلسطین بود. از این رو، ماهیت آن بیشتر مبتنی بر مسائل بشردوستانه، هویتی و همبستگی بود.

امروز، آنکارا تلاش‌های اسرائیل برای تضعیف روند انتقالی سوریه را دارای پیامد‌های مستقیم برای امنیت ملی خود می‌داند. بنابراین، ترکیه دیگر اسرائیل را صرفاً از دریچه مسئله فلسطین نمی‌بیند؛ بلکه به طور فزاینده‌ای آن را به عنوان یک چالش امنیت ملی می‌بیند که تجدیدنظرطلبی منطقه‌ای اسرائیل، منافع آن را تهدید می‌کند.

از شرق مدیترانه تا شاخ آفریقا و خاورمیانه وسیع‌تر، ترکیه و اسرائیل دارای سیاست‌ها، اولویت‌ها و درک‌های متضاد از تهدید هستند. با وجود این، سوریه به عنوان نمونه کوچکی از دیدگاه‌های ترکیه و اسرائیل نسبت به نظم منطقه‌ای عمل می‌کند.

آنکارا می‌خواهد همسایه جنوبی‌اش متمرکز، باثبات و از نظر نظامی توانمند باشد. در مقابل، اسرائیل سوریه‌ای را می‌خواهد که ضعیف، تکه‌تکه و فاقد قدرت نظامی جدی باشد.

با این حال، این صرفاً تضادی میان چشم‌انداز‌های ترکیه و اسرائیل نیست. اسرائیل با اجماع منطقه‌ای و بین‌المللی درباره سوریه در تضاد است. آمریکا، بریتانیا، اروپا و کشور‌های منطقه‌ای همگی از یک دولت متمرکز و باثبات در دمشق حمایت کرده‌اند. به شکلی کنایه‌آمیز، تنها دولت منطقه‌ای دیگری که احتمالاً خواهان یک سوریه ضعیف یا شکست‌خورده است، ایران است.

مانند هر دولت مستقل دیگری، سوریه ارتش خواهد داشت. اگر اسرائیل معتقد است تنها راه تضمین امنیت خودش، ضعیف، تکه‌تکه و فاقد توانایی نظامی نگه داشتن کشور‌های همسایه یا منطقه‌ای است، این دستورالعملی برای جنگ‌های دائمی و انزوای منطقه‌ای و بین‌المللی است.

تضعیف دولت سوریه و شکست روند انتقالی آن، راه را برای بازیگران غیردولتی و رادیکالیسم هموار می‌کند که برای کل منطقه، از جمله اسرائیل، پیامد‌های بدی خواهد داشت. در واقع، لبنان همسایه باید به عنوان هشداری عبرت‌آموز عمل کند؛ اشغال توسط اسرائیل و ضعف دولت لبنان، حزب‌الله را به وجود آورد و قدرت بخشید.

ایده‌های اسرائیل و ترکیه از نظم منطقه‌ای نیز با یکدیگر در تضاد هستند. «پیمان مکه» اخیر که ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان را گرد هم آورد، ذاتا ضداسرائیلی نیست. با این حال، این پیمان نماینده یک تغییر منطقه‌ای است که نشان‌دهنده شکست نظم مورد نظر «توافق‌های ابراهیم» یا ابتکارات مشابه مانند «کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا» (IMEC) یا شراکت استراتژیک میان هند، اسرائیل، امارات متحده عربی و آمریکا موسوم به I۲U۲ است.

چشم‌انداز ابراهیمی نظم منطقه‌ای بر عادی‌سازی و همکاری عربی-اسرائیلی تحت چتر امنیتی آمریکا استوار بود. مهار سخت ایران، مهار نرم ترکیه و کم‌اهمیت جلوه دادن مسئله فلسطین نیز بخشی از همان چشم‌انداز بود.

ذاتاً، این چشم‌انداز ابراهیمی بیشتر با اسرائیل و عادی‌سازی منطقه‌ای آن ارتباط داشت تا کشور‌های عربی و نیاز‌ها و اولویت‌هایشان.

با این حال، اسرائیل با سیاست‌های تهاجمی و تجدیدنظرطلبانه خود، چشم‌انداز انزوای منطقه‌ای خود را عمیق‌تر کرده، هزینه هرگونه عادی‌سازی را افزایش داده و این چشم‌انداز ابراهیمی — یا اسرائیل‌محور — از نظم منطقه‌ای را محکوم به شکست کرده است.

تجدیدنظرطلبی اسرائیل نه تنها میان اسرائیل و دیگر کشور‌های بزرگ منطقه‌ای فاصله می‌اندازد، بلکه شکاف میان اسرائیل و آمریکا را در مسئله بازآرایی منطقه‌ای آشکار می‌سازد.

در حالی که اسرائیل با پیمان مکه مخالف است، ترامپ از آن استقبال کرده و احتمالاً آن را همسو با استراتژی خود برای تقسیم بار و انتقال بار مسئولیت به متحدان منطقه‌ای و برخوردار از مشروعیت و پذیرش منطقه‌ای بیشتر می‌بیند. موضع آمریکا ممکن است نشان‌دهنده بازنگری در چشم‌انداز منطقه‌ای واشنگتن نیز باشد.

در طول دهه گذشته، آمریکا سرمایه‌گذاری سنگینی بر ایجاد یک نظم منطقه‌ای مبتنی بر اسرائیل و کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس انجام داد. اما این در اصل یک پروژه اسرائیل‌محور برای نظم منطقه‌ای بود.

این چشم‌انداز دیگر قابل دفاع نیست و هیچ‌کس به اندازه خود اسرائیل مسئول فروپاشی آن نیست.







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026