نویسندگان معتقدند کوهن در انتقال مجموعهای از روشهای سیاسی و رسانهای به ترامپ نقش مهمی داشته است؛ روشهایی که بعدها در مسیر فعالیت سیاسی وی نیز مشاهده شد.
از جمله این روشها میتوان به تکرار بیوقفه ادعاها بدون نگرانی از تناقض، انکار واقعیتهای نامطلوب، نپذیرفتن اشتباه یا شکست، حمله و تهدید مداوم مخالفان، تهدید رسانههایی که مطالب انتقادی منتشر میکنند، پرهیز از ایجاد ردپای مکتوب و متهم کردن منتقدان به جای پاسخگویی به اتهامات اشاره کرد. بر اساس این تحلیل، یکی از اصول اصلی این رویکرد نیز خودداری از عذرخواهی است.
فارن پالسی همچنین به استفاده ترامپ از لقبهای تحقیرآمیز برای مخالفان سیاسی اشاره میکند و آن را مشابه روشی میداند که کوهن و مککارتی در فعالیتهای سیاسی خود به کار میگرفتند. به نوشته نویسندگان کتاب، مککارتی و کوهن تلاش داشتند مککارتیسم (اشاره به سیاست متهم کردن اشخاص و سازمانها به خیانت و اقدامات براندازانه بدون وجود مدارک و دلایل کافی) را به بخش جداییناپذیری از هویت حزب جمهوریخواه تبدیل کنند و ترامپ نیز در سالهای بعد رویکرد مشابهی را در قبال «ترامپیسم» دنبال کرده است. …



















