بودن در زیست جهان مشترک جسارت حضور می خواهد / چرا «منِ» ایرانی دستگاه انتقادی خود را پیش پای آن دیگری بیرونی ذبح کرد؟
زیست جهان سوژه فرهنگ ایرانی به دنبال کمال و جایگزین کردن یک ابژه آرمانی شده خارج از خود است. در این بین من یا خود ایرانی شده، دچار یک موقعیت وجودی سست و کم اثر می شود؛ به روشنی پیدا است آن چه که از دست می رود، دستگاه انتقادی و داوری ذهن است. پس هر آن چه که ابژه انجام می دهد درست و بی نقص دیده می شود. …