وقتی تئاتر از مخاطب معمولی فاصله میگیرد
نکته قابل تأمل اینجاست که تئاتر همیشه یکی از هنرهایی بوده که قرار بود امکان تماشای آن برای عموم مردم فراهم باشد؛ هنری که قرار بود نه فقط برای گروهی خاص از مخاطبان، بلکه برای دانشجو، کارمند، خانواده و هر کسی که علاقهای به تماشای نمایش دارد، قابل دسترس باشد. اما حالا با دیدن قیمتهایی در محدوده چند میلیون تومان، این پرسش مطرح میشود که چرا هر چیزی را باید به سمت اشرافیشدن برد؟
در همین رابطه، مازیار معاونی، نویسنده و منتقد، با انتقاد از روند گران شدن تئاتر نوشته است: «اگر سالها قبل با ورود تئاتر اشرافی برخورد میشد، امروز دیگر شاهد بلیتهای ۵ میلیونی و جولان سلبریتیها روی صحنه نبودیم.»
این اظهارنظر بار دیگر بحث قدیمی فاصله گرفتن تئاتر از مخاطب عمومی را زنده کرده است. البته روشن است که تولید یک نمایش بزرگ، بهویژه آثاری که از چهرههای شناختهشده، ارکستر، طراحی صحنه گسترده و امکانات فنی ویژه استفاده میکنند، هزینههای بالایی دارد. دستمزد بازیگران، گروه اجرایی، اجاره سالن، دکور، تبلیغات و هزینههای تولید را نمیتوان نادیده گرفت. با این حال، مسئله اینجاست که آیا تمام این هزینهها باید مستقیماً از جیب مخاطب تأمین شود؟
وقتی قیمت یک بلیت تئاتر به چند میلیون تومان میرسد، بخش بزرگی از جامعه عملاً از دایره مخاطبان آن نمایش بیرون گذاشته میشود. در چنین شرایطی، دیگر نمیتوان به سادگی از «عمومی بودن» تئاتر صحبت کرد. بهخصوص وقتی موضوع نمایشها شاهنامه و اساطیر ایرانی است؛ داستانهایی که اساساً بخشی از حافظه فرهنگی و تاریخی همین مردم محسوب میشوند. شاهنامهای که در اینستاگرام رایگان دیده میشود
در همین میان، برخی کاربران به ظرفیت رایگان شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام، برای روایت و معرفی شاهنامه اشاره کردهاند. اخیراً فردی به نام حامد حیدری مجموعهای اپیزودیک از شاهنامه را با فرمی متفاوت در اینستاگرام منتشر کرده که با استقبال عمومی مواجه شده است. همین تجربه برای برخی این سؤال را ایجاد کرده که وقتی امکان مواجهه تصویری با شاهنامه، آن هم در قالبی حرفهای و ساختارمند و بدون پرداخت هزینههای سنگین وجود دارد، چرا تئاتر باید برای مخاطب علاقهمند تا این اندازه پرهزینه باشد؟
البته مقایسه یک پروژه اینستاگرامی با یک اجرای بزرگ تئاتری از نظر هزینههای تولید، امکانات، تعداد عوامل و کیفیت اجرا کاملاً همسطح نیست. یک نمایش بزرگ طبیعتاً هزینههایی دارد که یک پروژه تولید محتوای اینترنتی ندارد. با این حال، مسئله اصلی همچنان پابرجاست: چگونه میتوان میان کیفیت بالای تولید و دسترسی عمومی مخاطب تعادل برقرار کرد؟
بحث شاهنامه البته فقط به قیمت بلیت تئاتر محدود نمیشود. سالهاست بسیاری از کاربران و علاقهمندان به فرهنگ ایرانی از این میپرسند که چرا سینما و تلویزیون ایران نتوانستهاند یک اثر بزرگ، استاندارد و ماندگار درباره داستانهای شاهنامه تولید کنند؛ اثری که بتواند این گنجینه ادبی را با زبان تصویر به نسل جدید معرفی کند.
کاربری به نام مبینا با اشاره به ظرفیت شاهنامه برای تولید یک اثر جهانی نوشت: «از شاهنامه واقعا میشه یه سریال ۱۰/۱۰ ساخت که هیچ سریالی تو دنیا حتی به گرد پاش هم نرسه.»
آربی(منتقد سینما) هم درباره پتانسیل تولید فیلم از شاهکار فردوسی معتقد است: معلومه که پتانسیل داره اما مهمتر از اون اینه که چه کارگردانی و با چه تیمی و با چه هزینه ای می خواد این فیلم رو بسازه. یک تیم قوی میخواد که خیلی خوب بتونن باهم فیلمنامه رو بنویسن. پروداکشن فوق حرفه ای همراه با تیم بازیگری خفن. زمان فیلم حداقل باید ۳ ساعت و ۲۰۰ میلیون دلار خرجش باشه. یه اثر ماندگار که همه با دیدنش دیوونه بشن.
این نگاه البته نشان میدهد که بخشی از مخاطبان، شاهنامه را ماده خامی برای خلق آثار مدرن و حتی جهانی میدانند؛ چیزی شبیه همان اتفاقی که با برخی آثار فانتزی بزرگ در جهان رخ داده است. از «چهل سرباز» تا رؤیای یک اثر جهانی
در مقابل، تجربههای نهچندان موفق گذشته نیز همچنان در ذهن مخاطبان باقی مانده است. یکی از کاربران با اشاره به سریال «چهل سرباز» که در دهه ۸۰ ساخته شد، نوشته است: «شما شاید یادت نیاد دهه ۸۰ یه سریال ساختن به اسم چهل سرباز که توش یه تیکه از شاهنامه رو که رستم داره توی زابل میچرخه رو نشون میداد. جوری از بیخ و بن زدن از بین بردن سریالو و جلوی پخشش رو گرفتن که دیگه کسی جرات نمیکنه طرف شاهنامه بره.»
کاربر دیگری نیز نوشته است: «همیشه دوست داشتم از شاهنامه فیلم ساخته بشه. مطمئنم میزنه رو دست GOT. واقعا نمیدونم چرا هیچ کارگردانی این کارو نمیکنه.»
این واکنشها نشان میدهد مسئله فقط علاقه به شاهنامه نیست؛ بخشی از مخاطبان معتقدند این اثر ظرفیت تبدیل شدن به یک محصول فرهنگی بزرگ و حتی جهانی را دارد. داستانهایی پر از نبرد، عشق، خیانت، سیاست، اسطوره، قهرمان و تراژدی که اگر با فیلمنامهای قدرتمند و تولیدی در مقیاس جهانی ساخته شوند، میتوانند مخاطب غیرایرانی هم داشته باشند.































































